در نقد و بررسی نقض قانون اساسی و توسل به حکم حکومتی؛
معضل از تولید به مصرف رئیس جمهور
*خود کرده را تدبیر نیست!؟
در خبرها آمده بود که “در جواب نامه رئیس جمهوری به مقام رهبری در خصوص ادامه سرپرستی صمصامی بر وزارت افتصاد، ایشان با این درخواست موافقت کردند.”(1)
پیش از این در آستانه تغییر وزرای کشور و اقتصاد، طی یادداشتی نوشتم:
” تغییرات انجام شده در کابینه … با انگیزه فرافکنی و تدارک بستر و مقدمات لازم برای زیاده طلبی های احمدی نژاد است و می توان گفت که هدف اصلی او از انجام این تغییرات، ضمن متوجه کردن همه تقصیرات به سوی وزرای خود، بیش از هرچیز زمینه سازی لازم برای دخالت های بیشتر در تصمیمات جزئی تر و جانبدارانه بنفع خود در وزارتخانه های کشور و امور اقتصادی است، از اینرو بجای دو وزیر کنونی قطعا از مهره هائی استفاده خواهد کرد که عملا از روحیات اطاعت پذیری و سرسپردگی بالاتری نسبت باو برخوردار هستند…
از آنجا که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پیش است ، احمدی نژاد و یارانش همچنان می خواهند بهر قیمتی که شده سنگر ریاست جمهوری را برای خود حفظ نمایند… از هم پاشیدن شیرازه امور در کشور و بهم ریختگی اوضاع و همچنین تورم لجام گسیخته که امان مردم را بریده، انگیزه ای برای حضور آنان در پای صندوق های رای و حمایت از احمدی نژاد باقی نگذاشته است. لذا باز به یک روش پوپولیستی دیگر برای بازیابی رضایتمندی موقت توده های مردم نیاز است تا با استفاده از پول باد آورده نفت که هم اکنون در تسلط کامل دولت است، رضایت مردم حداقل تا ایام انتخابات تامین شود…از اینرو احمدی نژاد به شرایط کنونی به عنوان یک فرصت می نگرد، زیرا بعید است که مجلس هفتم در باقیمانده عمر خود به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد رای اعتماد دهند و مجلس هشتم نیز تا خود را تثبیت کرده و سوار براوضاع شود حداقل چند ماهی بطول خواهد انجامید. تجربه نیز نشان داده است که ابر و باد و مه و خورشید همه در کارند تا موانع قانونی بیش از سه ماهه سرپرستی اداره یک وزارتخانه هم نادیده گرفته شده و طبق معمول نسبت به بعضی از اقدامات غیر قانونی دولت نهم اغماض شود و احمدی نژاد هم نسبت به این موضوع کاملا واقف است و اتفاقا در نظر دارد که با استفاده از همین فرصت طلائی و بکمک سرپرستانی که در دستگاههای موصوف می گمارد پیش از استقرار وزرائی که ناگزیرند به سهم خواهی های مجلس هم عنایت لازم را داشته باشند، از سیاست “جا بنداز و راه بنداز… برای انجام تغییرات دلخواه خود و افزایش شانس پیروزیش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،حداکثر بهره را ببرد. در طول اینمدت هم چون این دو وزارتخانه مهم کشور بدون وزیر بوده و درنتیجه با سرپرستانی اداره خواهند شد که قانونا در برابر مجلس پاسخگو نیستند، قهرا مجلس برای جلوگیری از تغییراتی که قرار است صورت گیرد، هیچ کاری نمی تواند انجام دهد و تا مجلس بخود آید و فشار نمایندگان در جابجا کردن بعضی از مهره های دلخواه خود به عنوان استاندار، فرماندار ،بخشدار و مدیر آموزش و پرورش و سایر روسای ادارات به نتیجه ای برسد، انتخابات دلخواه برگزار شده … “(2)
تاخیر احمدی نژاد در معرفی وزیر اقتصاد و توسل وی به رهبری برای توجیه کوتاهی خود، پیش بینی راقم را تائید کرد. در واقع احمدی نژاد به جز دهن کجی به مجلس و به کرسی نشاندن خواست و اراده خویش به شرحی که بیان شد، حامل این پیام به دیگران هم بود که کماکان از پشتوانه و حمایت بیدریغ و استثنائی رهبری نسبت به خود برخوردار است، تا جائی که علاوه بر مجلس، همچنان می تواند قانون اساسی را نیز دور زده و به هر قیمتی به مقصد و مقصود خود نزدیکتر شود!!
افزون بر این با توجه به ترکیب و چیدمان نمایندگان مجلس، معضل تلقی شدن فقدان وزیر امور اقتصادی و دارائی از سوی رهبری، می تواند مجلس را در رای اعتماد به وزیر پیشنهادی نیز در تنگنا قرار داده و حامل این پیام غیر مستقیم برای مجلس باشد که بدلیل شرایط موجود، تاوان تاخیر رئیس جمهور در معرفی بموقع وزیر را مجلس پرداخته و با رای اعتماد دادن به اولین وزیر پیشنهادی او، از تداوم معضل خود ایجاد کرده رئیس جمهور پیشگیری نمایند و این دقیقا همان چیزی است که احمدی نژاد می خواهد!
گرچه وقوع پدیده هائی از این دست و سکوت مجلس در برابر آن و چه بسا از این پس توجیه روند ایجاد شده، در مجلسی که نهاد انتصابی شورای نگهبان و اراده های فراقانونی دیگر، در چیدمان نمایندگانش نقش موثر و تعیین کننده ای داشته و لاجرم مشروعیت سیاسی چنین مجلسی را به عنوان مظهر و برآیند خواست و اراده و اعمال حاکمیت ملی در اداره کشور، با تردید مواجه می سازد، امری محتمل و اجتناب ناپذیر است، مع الوصف سکوت اهل نظر و قلم در برابر چنین رویدادهای بدعت گونه که به سرعت در حال تبدیل شدن به یک قاعده و اصل است، به هیچوجه جایز نیست و ناگزیر از آنیم که با توسل به قانون اساسی به عنوان یگانه مستمسک و سند توجیه کننده اقتدار هیات حاکمه و تنظیم کننده روابط و مناسبات میان آنان با فرمانبران و همچنین با اشاره به جایگاه قوای حاکم بر کشور، به نقد و بررسی این پدیده پرداخته و از جایگاه قانونی مجلس فارغ از عناصر تشکیل دهنده آن حمایت نمائیم؛
قهرا اولین سوالاتی که در اینخصوص به ذهن خطور می کند، این است که آیا از منظر قانون اساسی اصولا چنین درخواستی موضوعیت و مشروعیت دارد؟ اگر پاسخ منفی است، آیا در پی موافقت رهبری با ادامه سرپرستی صمصامی بر وزارت اقتصاد، سرپرستی وی بر این وزارتخانه، کماکان از وجاهت قانونی لازم برخوردار است؟
در این صورت، نظر به اینکه ” در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي اداره شود، از راه انتخابات، انتخاب رييس جمهور، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي،…”(3)، جایگاه و حقوق مجلس که باید اراده ملی در اداره کشور را نمایندگی کند، چه خواهد شد؟ آیا معطل ماندن خود خواسته برخی از اصول قانون اساسی و تعطیل و تحدید بخشی از حقوق و اختیارات مجلس و تولید معضل برای نظام، خود معضلی برای نظام محسوب نمی شود؟ و اگر محسوب می شود، آیا رفع این معضل در اولویت قرار ندارد و به تدبیر و چاره اندیشی اساسی تر برای رهائی از آن نیازمند نیست؟
در پاسخ به این سوالات یک گروه از متشرعین معتقدند که “اساسا مشروعيت قانون اساسي و حكومت ناشي از ولايت امر است و برهمين اساس اختيارات رهبري مافوق قوانين اساسي و عادي بوده و بر آن حكومت دارد.“(4) لذا از دید این گروه، به صرف بیان جواز استمرار سرپرستی صمصامی بر وزارت امور اقتصادی و دارائی، نظر رهبری به عنوان فصل الخطاب، واجب و مطاع محسوب و دیگر کسی مجاز به تشکیک و تردید نسبت به مشروعیت قانونی چنین تصمیمی نیست و باید موضوع اخیر را خاتمه یافته تلقی کرد!
اما چنانچه از منظر قانون اساسی در مقام پاسخ به این پرسش هابرآئیم، ناگزیر نگاه ما متفاوت با این گروه از متشرعین خواهد بود، زیرا به گمان ما مشروعیت و اختیارات رهبری نیز ناشی از قانون اساسی و اراده ملی و محدود و محصور به اختیارات مذکور در اصل 110 این قانون است و نه بیشتر و چنانکه در قانون اساسی هم بر آن تاکید شده است، “رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوي است.”(5) به عبارت دیگر این اصل در مقام بیان این واقعیت است که قانون، حاکم و مشرف بر مقام رهبری است، نه آنکه رهبری بر قوانین(حتی قوانین عادی) اشراف داشته و یا اراده و اوامر او فراتر از قانون به شمار آید.
البته ممکن است که بعضی از اشخاص با استناد به جزء 8 اصل 110 قانون اساسی که ناظر به بخشی از وظايف و اختيارات رهبری است، مدعی شوند که حکم حکومتی و مجوز رهبری برای استمرار سرپرستی صمصامی بر وزارت امور اقتصادی و دارائی منطبق بر قانون اساسی است و نمی توان به آن خدشه قانونی وارد کرد.
لازمه استناد به جزء 8 اصل 110 این است که سه شرط لازم و یک شرط کافی، به شرح زیر تحقق یابد؛
1_ احراز “ایجاد معضل برای نظام” ، “فقدان راه حل قانونی” و “غیر قابل حل بودن معضل مذکور از طرق عادی و قانونی” به عنوان شروط لازم
2_ حل معضل مذکور از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان شرط کافی
اما نظر به اینکه؛
الف_ چنانچه فرض کنیم که تعلل رئیس جمهور در معرفی وزیر پیشنهادی خود در مهلت مقرر، منجر به پدید آمدن معضلی برای نظام شده است، در اینصورت بموجب نص صریح قانون اساسی حل این معضل باید از طریق مجمع تشخيص مصلحت نظام صورت می گرفت، در حالیکه مستقیما با درخواست رئیس جمهور و تامین نظر وی توسط رهبری برطرف شده است!
ب_ در اواخر فروردین ماه سالجاری رئیس جمهور، وزیر پیشین امور اقتصادی و دارائی را برکنار و در تاریخ ۲۸ فروردین ماه سالجاری صمصامی را به عنوان سرپرست این وزارتخانه معرفی کرد. طبق قانون رييس جمهور می تواند براي وزارتخانه هايي كه وزير ندارند، حداكثر براي مدت سه ماه سرپرست تعيين نمايد.(6) به بیان دیگر یک وزارتخانه نمی تواند بیش از سه ماه بدون وزیر مانده و یا با سرپرست اداره شود.
از طرفی بموجب آئین نامه داخلی مجلس(7) پس از آنکه رئيس جمهور وزرای پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد، رئيس مجلس مكلف است در اولين فرصت در جلسه علني، معرفی نامه وزیران رااعلام وصول و پس از قرائت، دستور تكثير آن را صادر نمايد. پس از اعلام وصول معرفی وزیر پیشنهادی، به نمایندگان یک هفته باید فرصت داده شود تا پیرامون سوابق و شرح حال فرد و خط مشي و اصول كلي برنامه او مطالعه کرده و سپس مجلس برای اخذ رای اعتماد به وزیر پیشنهادی تشکیل جلسه می دهد و چنانچه شخص معرفی شده رای لازم را کسب نکرد، رئیس جمهور موظف است فرد دیگری را به مجلس معرفی کند و باز همین روند در مجلس ادامه خواهد داشت.
از آنجا که مهلت سرپرستی صمصامی 28 تیر ماه به پایان می رسید، منطق ایجاب می کرد که رئیس جمهور با در نظر گرفتن محدویت زمانی و ملاحظات فوق، وزیر پیشنهادی خود را حداقل 15 روز قبل از پایان مهلت سه ماهه، به مجلس معرفی نماید تا چنانچه اولین فرد معرفی شده از مجلس رای اعتماد نگرفت، در مهلت قانونی امکان معرفی فرد دوم را به مجلس داشته باشد، تا وزارتخانه مهمی مانند وزارت امور اقتصادی و دارائی بدون وزیر و سرپرست باقی نماند!
از آنجا که مجلس تا ۵ مرداد در تعطیلات تابستانی خود به سر می برد با فرض اینکه رئیس جمهور در همان روز اول پس از تعطیلات، وزیر پیشنهادی خود را معرفی خواهد کرد، عملا 14 روز افزون بر مهلتی که قانون اساسی مجاز دانسته وزارتخانه موصوف بدون وزیر باقی خواهد ماند و اگر فرد معرفی شده موفق به اخذ رای اعتماد از مجلس نشود، ایام دیگری که برای این منظور تلف می شود را هم باید به تخلف از مهلت مقرر در قانون اساسی افزود!
ج_ مستفاد از اصل ششم قانون اساسی، امور کشور صرفا باید با اتکاء به آراء عمومی و از راه انتخابات و انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، شوراها اداره شود. بموجب اصل 57 همین قانون قواي حاكم در جمهور اسلامي ايران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه. به بیان دیگر، هر یک از قوای سه گانه متناسب با ماموریت ذاتی خود باید در اداره کشور ایفای نقش نمایند و چنانچه در این مسیر در اثر کارشکنی های صورت گرفته حقوق و اختیارات هر یک از قوای سه گانه تحدید و یا قربانی زیاده طلبی و خودخواهی های قوای دیگر شود، مرتکب مسئول است و باید پاسخگو باشد. طبق اصل 137 قانون اساسی هر يك از وزيران مسئول وظايف خاص خويش در برابر مجلس است و در اموري كه به تصويب هيات وزيران مي رسد مسئول اعمال ديگران نيز هست. سوال و استیضاح وزرا مهمترین ابزار اعمال اقتدار مجلس، پاسخگو کردن وزرا در قبال نمایندگان و مجلس و ایفای نقش در قلمرو قوه مجریه و وظایفی است که به وزرا محول شده است. وزارتخانه ای که فاقد وزیر باشد، مجلس عملا قادر به دخالت در فعل و انفعالات صورت گرفته در حیطه وظایف آن وزارتخانه نیست، و این امر به منزله محروم شدن مجلس در استفاده از سازوکارهای مذکور در اصول 88 ، 89 و 137 قانون اساسی و مواد 192 الی 195 آئین نامه داخلی مجلس و نهایتا ایفای نقش در بخشی از اداره کشور بوده و در تعارض آشکار با قانون اساسی است.(8)
د_ اصل 113 قانون اساسی مقرر می دارد؛ “پس از مقام رهبري رييس جمهور عاليترين مقام رسمي كشور است و مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه را جز در اموري كه مستقيما به رهبري مربوط مي شود، بر عهده دارد. همچنین مطابق با اصل 121 قانون اساسی، رييس جمهور در مجلس شوراي اسلامي به ترتيب زير سوگند ياد مي كند و سوگندنامه را امضا مي نمايد؛ “من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي كنم كه پاسدار … قانون اساسي كشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسئوليتهايي كه بر عهده گرفته ام به كار گيرم …و از هر گونه خودكامگي بپرهيزم … و … قدرتي را كه ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداكار نگاهدار باشم .”
مضاف بر این اصل 122 قانون مزبور، رييس جمهور را در حدود اختيارات و وظايفي كه به موجب قانون اساسي و يا قوانين عادي به عهده او واگذار شده در برابر مجلس شوراي اسلامي مسئول بیان کرده است.
از اینرو دغدغه نخست رئیس جمهور پیش از هر چیز باید معطوف به اجرای قانون اساسی و پاسداری از آن و پرهیز از هر گونه خودگامگی و حفظ امانت واگذار شده از سوی ملت شود و خود را در برابر مجلس پاسخگو بداند، عملکرد سه ساله احمدی نژاد و کوتاهی اخیر وی در معرفی وزیر امور اقتصادی و دارائی در مهلت قانونی، تا کنون مبین عمل به مفاد کامل سوگند مذکور نبوده و قانونی که توسط وی باید پاسداری شده و به اجرا در آید، بارها بوسیله خود او نادیده گرفته شده است!
با توجه به آنچه گفته شد، اگر معضلی هم بوجود آمده باشد، اولا، معضل نظام نیست و معضل از تولید به مصرف شخصیتی می باشد که حتی برای “حل مشکلات جهان” و رساندن اقتصاد ايران به اقتصاد اول جهان” پیشقدم شده و نسخه تجویز می کند! ثانیا اگر هم گره خود ایجاد کرده را معضل نظام به شمار آوریم، از جنس معضلاتی نبوده که برای حل آن راه قانونی موجود نباشد و یا نتوان آنرا به طرق عادی و قانونی حل کرد. در واقع احمدی نژاد خود می توانست بصورت عادی و قانونی “گره” را بجای دندان، با سرانگشت تدبیر باز نماید!
از سوئی مفهوم دیگر توسل رئیس جمهور به حکم حکومتی بیانگر آنست که به زعم احمدی نژاد خود کرده را تدبیر نیست و در اثر تعلل و بی اعتنائی وی به قانون اساسی، برای نظام “معضلی” ایجاد شده است! که حل آن تنها به قیمت در نوردیدن قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه و توسل به حکم حکومتی است، و این در حالیست که ایشان پیش از آنکه وزیر قبلی خود را عزل نماید و یا حداقل پس از برکناری وی، دستکم سه ماه فرصت داشته تا به شیوه مرسوم و از طریق قانونی جایگزین وزیر معزول را به مجلس معرفی و مانع از تکوین مشکلی شود که خود می پندارد “معضل نظام” است!؟ در اینصورت با توجه به اینکه پیدایش این معضل ارادی و خود ساخته و ناشی از بی نظمی، عدم دوراندیشی و چه بسا فرصت طلبی، خودخواهی و بی اعتنائی رئیس دولتی است که باید پاسدار قانون اساسی باشد، آیا ایجاد معضل برای نظام، مصداق بارز اخلال در کار نظام محسوب و مشمول جرائم مذکور در قوانین جمهوری اسلامی نمی شود؟ اگر پاسخ سوال قبلی منفی است در این صورت چرا رئیس جمهور برای حل مشکل خود به استفاده از سازوکاری (حکم حکومتی) متوسل شده است که توسل به آن در گرو تحقق سه شرطی است که قبلا به آن اشاره شد!؟
اگر پاسخ به سوال فوق مثبت است، در اینصورت آیا در حال حاضر مهمترین معضل برای نظام، بی برنامگی، و رفتار های فراقانونی شخص رئیس جمهور نیست و نباید برای رفع آن چاره اساسی اندیشیده و حتی اگر لازم شد،طرح تجدید نظر نسبت به کفایت وی را بدلیل ایجاد اختلال در نظام، بر هم زدن شیرازه امور، عدم پایبندی به قانون اساسی، سوگند شکنی و …، در دستور کار مجلس قرار داد!
بنابراین حتی اگر بپذیریم که بدون وزیر و سرپرست شدن یک وزارتخانه، معضلی برای نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود، تنها یک شرط برای توسل پیدا کردن به جزء 8 اصل 110 قانون اساسی ، در خارج تحقق یافته است و دو شرط دیگر همچنان مفقود است و حداقل توسل احمدی نژاد به مقام رهبری، برای تمدید مهلت سرپرستی وزارت امور اقتصادی و دارائی فاقد وجاهت قانونی و منطقی است و در تعارض با حقوق مجلس و ملت قرار دارد، در حالیکه بموجب اصل چهل قانون اساسی،”هيچكس نمي تواند اعمال حق خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد.”!
حال اگر بپذیریم که تقاضای احمدی نژاد از مقام رهبری، فاقد وجاهت قانونی است، باید در مقام یافتن پاسخ مناسبی برای به این سوال بود، که آیا اجابت خواسته غیر قانونی رئیس جمهور متخلف از قانون اساسی و عدم رعایت کامل تشریفات قانونی برای صدور حکم حکومتی، از وجاهت لازم برخوردار است!؟
افلاطون می گوید “پادشاه (حکمران) به منزله رود بزرگ است که از او نهرها منشعب می شود، شور و شیرینی آب نهرها تابع تلخی یا گوارائی آب رودخانه می باشد” ، بنابراین افراد متشرعی همچون مقدسی فرد می توانند مدعی شوند که با حکم حکومتی حتی می توان قانون اساسی را هم تعطیل کرد، اما از آنجا که دهها میلیون نفر مانند مقدسی فرد ها نمی اندیشند، در صورت نقض مکرر قوانین و بویژه قانون اساسی توسط دولتمردان و نیز ترویج اینکه اشخاص فراتر از قوانین هستند، دیگر نمی توان شهروندان عادی را مجاب کرد که احترام به میثاق ملی و قانون انتظام بخش جامعه و اعتبار دهنده به حکومت، یک تکلیف شهروندی است، و اگر چنین باوری در جامعه نهادینه شده و رواج یابد، بدون تردید دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلاغُ
زیر نویس:
(1)- خبرگزاری فارس
(2)- “بررسی چرائی تغییرات کابینه نهم و پیامدهای آن” – ۲۲ فروردين ۱۳۸۷ در آدرس: http://www.akbaralami.com/content/view/101/71/
(3)- اصل ششم قانون اساسی
(4)- مقدسی فرد، معاون قضايي ديوان عدالت اداري – ایسنا 1/5/87_ كدخبر: 8705-00380
(5)- ذیل اصل 107 قانون اساسی
(6)- اصل 135 قانون اساسی و تبصره 2 ذیل ماده 190 آئین نامه داخلی مجلس
(7)- مواد 188 و 189 آئین نامه داخلی مجلس
(8)- اصل 88- در هر مورد … هر يك از نمايندگان از وزير مسئول، درباره يكي از وظايف آنان سوال كنند، … وزير موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و اين جواب نبايد …در مورد وزير بيش از ده روز به تاخير افتاد مگر با عذر موجه به تشخيص مجلس شوراي اسلامي.
جزء1اصل 89- نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي توانند در مواردي كه لازم مي دانند هيات وزيران يا هر يك از وزرا را استيضاح كنند، …. هيات وزيران يا وزير مورد استيضاح بايد ظرف مدت ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گويد و از مجلس راي اعتماد بخواهد.
منبع : http://www.akbaralami.com/content/view/131/71/
