دکتر محمود احمدی نژاد در تشریح سفر اسفند ماه سال گذشته خود به عراق مسائلی را مطرح کرده اند که از ابعاد مختلف قابل تامل است و اگر بنده را هم متهم به افراد حاشیه ای آمریکائیان و یا همنوائی با آنها نکند، قصد دارم به عنوان یک شهروند ایرانی و کسی که دو دوره عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی محلس بوده است، به تفصیل به نقد و بررسی اظهارات ایشان بپردازم؛
برخی از رسانه ها به نقل از يکي از روحانيون حاضر در جلسه اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قسمتی از اظهارات دکتر احمدی نژاد را به این شرح منتشر کرده اند: ” همزمان با سفر من به عراق، امريکايي ها قصد داشتند در يک برنامه حساب شده مرا ربوده و به امريکا منتقل کنند تا با بهانه جويي در مساله تروريسم براي بازگرداندنم از جمهوري اسلامي باج خواهي کنند”. (1)
اما خبرگزاری فارس همانروز به نقل از خبر تنظیم شده از سوی پايگاه اطلاعرساني رياست جمهوري، اظهارات احمدی نژاد را به شکل زیر منتشر کرد:
” براساس اطلاعات موثق، دشمنان، طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامهريزي كرده بودند كه به فضل الهي با تغيير يكي دو برنامه در اراده و تصميم آنها تزلزل ايجاد شد و وقتي متوجه موضوع شدند كه عراق را ترك كرده بوديم و آنها همچنان مبهوت ماندهاند.”(2)
گرچه در خبر تنظیم شده از سوی پايگاه اطلاعرساني رياست جمهوري نامی از آمریکا به عنوان طراح ربایش و ترور احمدی نژاد به میان نیامده بود، اما رئیس جمهور درحاشیه مراسم افتتاح ایران کد، در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالي در خصوص طرح ربوده شدنش در عراق، در قالب عباراتی ، رسما انگشت اتهام ربودن و ترور خود را متوجه آمریکا کرده و گفت : “بنده مطلبي را مطرح كردم كه طرف اصلي كه دولت آمريكا بود و نمي توانست هيچ پاسخي در اين باره دهد“، “ما خبري را در خصوص عمل دولت آمريكا دادهايم، اما برخي در داخل در صدد تكذيب آن هستند“، “ما اسناد و مداركي در اين باره داريم كه اگر آمريكا و يا كسان ديگري بخواهند آن را تكذيب كنند به طور صريح آن ها را ارائه خواهيم كرد“(3).
گرچه پیش از این یکی از خبرگزاری های دولتی به نقل از نشریه “کانتر پانچ” که وابسته به گروه های ضد جنگ است، خبر از دستور به کلی سری جرج بوش مبنی بر مجوز اقدام تهاجمی محرمانه علیه جمهوری اسلامی ایران و مقامات شاخص نظامی در منطقه ای به وسعت لبنان تا افغانستان را داده بود(4) و در صورت صحت خبر می تواند قرینه ای برای احتمال درستی ادعاهای دکتر احمدی نژاد باشد، با این وصف از آنجا که سخنان منسوب به احمدی نژاد به شرح فوق هیچیک تکذیب نشده است،ابهامات و تناقضاتی در این اظهارات وجود دارد که ادعاهای ایشان را با تردیدهای جدی مواجه می سازد؛
الف_ ایشان از یکسو مدعی ترور خود شده اند و از سوی دیگر ادعا کرده اند که آمریکائی ها ” قصد داشتند در یک برنامه حساب شده مرا ربوده و به آمریكا منتقل كنند تا با بهانه جویی در مسئله تروریسم برای بازگرداندنم، از جمهوری اسلامی باج خواهی كنند“! (1) بنا بر این ابتدا لازم است توضیح دهند که قصد آمریکائی ها ناظر به کدامیک از سه گزینه زیر بوده است:
_ ترور رئیس جمهور ایران.
_ ربودن رئیس جمهور و انتقال ایشان به آمریکا برای باج خواهی از جمهوری اسلامی.
_ ربودن رئیس جمهور و انتقال وی به آمریکا برای ترور ایشان.
الف_1_ چنانچه گزینه سوم مد نظر دکتر احمدی نژاد است، در اینصورت با فرض عقلائی بودن رفتار آمریکائی ها برای ربودن احمدی نژاد و انتقال وی به آمریکا برای ترور ایشان به جای ترور در عراق، باج خواهی آنان برای یک رئیس جمهور متوفی فلسفه و موضوعیت خود را از دست خواهد داد!
الف_2_ اگر هدف آمریکائی ها تنها ربودن ایشان برای باج خواهی و وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به عقب نشینی از مواضع خود بوده است، در اینصورت ادعای ترور ایشان موضوعیت خود را از دست می دهد. وانگهی آمریکائی ها را باید آنقدر ساده لوح پنداشت که هنوز نمی دانند کسانی که در جمهوری اسلامی برای ادامه فعالیتهای هسته ای و یا استمرار سیاست های رایج خود حاضرند که خطر و پیامدهای ناشی از تحریم های همه جانبه و حتی تهاجم نظامی احتمالی بیگانگان به کشورشان و چه بسا نابودی صنایع و تاسیسات زیر بنائی و تلفات انسانی را بپذیرند، در ازای به گروگان گرفته شدن یک شخص هر چند که رئیس جمهور عزیز ایران باشد، حاضر به عقب نشینی از مواضعی نخواهند شد که در فاصله سه دهه و خصوصا طی سال های اخیر بر آن ابرام و اصرار ورزیده اند!؟ مگر اینکه آمریکائی ها به این نتیجه رسیده باشند که شخص دکتر احمدی نژاد تافته جدا بافته ای است که حتی از امنیت و تمامیت ارضی ایران و منافع ملی و مصالح مردم و ملت ایران هم عزیزتر و مطلوبتر است!
الف_3_ اما اگر توطئه آمریکائی ها صرفا متوجه ترور رئیس جمهور ایران بوده است، انتقال ایشان به آمریکا قابل توجیه نیست. با این وصف در صورت ارتکاب چنین رفتار ناموجه و غیر عقلائی از ناحیه آمریکائی ها، از آنجا که اولا انگشت اتهام و مسئولیت این اتفاق بطور مستقیم متوجه اشغالگران عراق خواهد بود و کشوری که خود را پرچمدار مبارزه با تروریسم معرفی می کند، از این حیث ناگزیر است تا هزینه سنگینی در نزد افکار عمومی و بویژه مردم آمریکا آنهم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری این کشور بپردازد، لاجرم عقل سلیم ایجاب می کند که برای تحمل چنین هزینه سنگینی، در ازای این اقدام منافع و دستاوردهای فراوانی هم نصیب آمریکائیان بشود، بنحویکه جبران کننده تبعات و هزینه های احتمالی ناشی از آدم ربائی و ترور و واکنش احتمالی جمهوری اسلامی علیه منافع آمریکا باشد. در این صورت این سوال مطرح می شود، با توجه به اینکه سیاست های کلی نظام در جای دیگری تعیین می شود، ترور دکتر احمدی نژاد برای آمریکائی ها چه حاصلی می توانست داشته باشد؟ همچنانکه با شهادت رجائی و سایر شخصیت های نظام و همه فشارهای بین المللی، تا کنون هیچ تغییر قابل توجهی در سیاست های جمهوری اسلامی ایجاد نشده است؟
از طرفی اگر آمریکائی ها نسبت به عملکرد احمدی نژاد واقعا چنان مستاصل و در مانده شده و در باتلاق گیر کرده اند که برای رهائی از آن آشکارا حاضرند تا با ترور و یا ربودن او، پیامدهای سنگین نقض قوانین بین المللی و متهم شدن به آدم ربائی و تروریسم دولتی و نظایر آنرا بپذیرند و بدینوسیله رسما بخش وسیعی از وجهه و اعتبار جهانی خود را از دست بدهند، چرا این تصمیم احمقانه را به بهانه مبارزه با تروریسم و تحت لوای قوانین داخلی، در خاک خود و در دانشگاه کلمبیا عملی نکردند!؟ و چرا علیرغم اصرار احمدی نژاد برای حضور در محل برج های دوقلو ، به بهانه اینکه قادر به حفظ امنیت ایشان نیستند، با این درخواست رئیس جمهور ایران مخالفت کردند؟! حال آنکه در صورت پذیرش این درخواست می توانستند مثلا از طریق عمال صهیونسم به شیوه های مختلف به اهداف شوم خود مبنی بر ترور رئیس جمهور ایران نائل آیند! و یا زمانیکه احمدی نژاد با ولع فراوان اصرار داشتند که با جرج بوش مناظره نمایند، بهترین فرصت بود که با پذیرش این پیشنهاد، رئیس جمهور ایران را به محل دلخواه خود برای مناظره دعوت کرده و از این طریق بکمک ایادی “سیا” بصورت غافلگیرانه مقصود خود را عملی سازند؟
ب_ دکتر احمدی نژاد در ادامه ادعاهای خود نحوه خنثی شدن توطئه آمریکائیان را اینگونه شرح می دهند:
“با این حال به لطف الهی چند تغییر انجام شده در برنامه این سفر، نقشه آنها را بر هم زد و آنان زمانی حیرت زده از این امر مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ایران بودم.“(5)
خبرنگاری که در سفر به عراق همراه رئیس جمهور بوده است، در وبلاگ خود، اهم تغییرات انجام شده در برنامه سفر هیات را که بقول احمدی نژاد باعث بر هم زدن نقشه ترور او توسط آمریکائیان شده است، اینگونه شرح می دهد:
“_ كليه فضاهاي هوايي عراق در اختيار نيروهاي اشغالگر بود. به همين دليل ايران 2 هواپيماي كاملا همرنگ و هم مدل براي عزيمت رئيس جمهور به عراق انتخاب كرد كه رئيس جمهور و هيئت همراه در اين دو هواپيما مستقر شدند؛ هيچ كس نمي دانست رئيس جمهور دقيقا در كدام هواپيما قرار دارد. اين دو هواپيما بصورت همزمان وارد فرودگاه بغداد شدند و 4 درب اين دو هواپيما به صورت همزمان و بر روي 4 پله مستقر شده، باز شد و تا آخرين لحظه مشخص نبود كه احمدي نژاد از كدام درب خارج مي شود…فاصله فرودگاه بغداد تا منطقه “جادريه” كه محل اقامت و ملاقاتهاي احمدي نژاد، 25 كيلومتر است. اين 25 كيلومتر به گذرگاه مرگ شهرت دارد، به همين جهت هيچ كس باور نمي كرد كه رئيس جمهور ايران بخواهد اين مسير را زميني طي كند، اما اين كار انجام شد و عرض دو طرف اين جاده نيز به صورت كامل توسط نيروهاي امنيتي ايران و نيروهاي مردمي عراق كنترل شد…از داخل باند فرودگاه بغداد تا محل ديدارها و اقامت رئيس جمهور، 3 سري اسكورت كه هر سري آن شامل چند اتومبيل مي شد، به حركت درآمد كه هيچ كس دقيقا نميتوانست تشخيص دهد كه احمدينژاد در كدام يك از اين اسكورتها قرار دارد… يروهاي امنيتي ايران ميزان مكالمات خود براي هماهنگي امور را به حداقل كاهش دادند تا امكان هرگونه لو رفتن جزئيات برنامه ها براي اشغالگران و تروريستها سلب شود”.
وی در بخش دیگری از گزارش خود می نویسد:”طالباني از گروه ايراني خواسته بود كه براي انجام اين سفر با نيروهاي آمريكايي كه فعاليتهاي امنيتي بغداد را كنترل مي كنند، هماهنگي هايي داشته باشند كه گروه پيشرو ايراني از انجام اين كار امتناع كرد و گفتند ما مهمان عراق هستيم، نه مهمان آمريكا… پيشنهاد عراقيها اين بود كه رئيس جمهور در منطقه الخضرا كه به علت استقرار نيروهاي آمريكايي از امنيت بهتري برخوردار است، اقامت كند، اما احمدي نژاد و نيروهاي امنيتي ايران نپذيرفتند و آن شب را در همان منطقه “جادريه” اقامت كردند”.
خبرنگار مزبور در ادامه گزارش خود آورده است:” اشغالگران و حتي برخي عراقيها پيش بيني مي كردند كه اين سفر رئيس جمهور بيش از 40 ساعت به طول بيانجامد اما سفر در كمتر از 30 ساعت پايان يافت. به گونه اي كه پس از انجام بدرقه رسمي در ساعت 14 روز دوم سفر، رئيس جمهور ايران در مسير فرودگاه بغداد بود و با هماهنگي انجام شده با گروههاي پروازي ايران، هواپيماي رئيس جمهور بغداد را به مقصد تهران ترك كرد.”
هر کس که اندکی با مسائل حفاظتی آشنا بوده و اطلاعات مختصری هم در مورد تجهیزات و سیستم های پیشرفته نیروهای اشغالگر عراق داشته باشد، اذعان خواهد کرد که اگر آمریکائیان قصد ربودن و یا ترور رئیس جمهور ایران در خاک عراق را داشتند، اقدامات باصطلاح پیشگیرانه ای که خبرنگار همراه رئیس جمهور با آب و تاب تمام آنرا تشریح کرده نمی توانست مانع از عملی شدن تصمیم آنان شود، زیرا:
ب_1_ آسمان عراق و فرودگاه بغداد کاملا تحت کنترل نیروهای آمریکائی است و حتي هواپيماهاي مقامات عراقي نيز براي نشستن و برخاستن مجبور به هماهنگي با نيروهاي آمريكايي هستند و اساسا نشستن و برخاستن هواپیما در هیچ فرودگاهی بدون کسب مجوز از برج کنترل آن فرودگاه میسر نیست، و نیز با توجه به مجهز بودن نیروهای اشغالگر عراق به سیستم های راداری پیشرفته، پرواز هیچ هواپیمائی بر فراز خاک عراق از دید اشغالگران مخفی نمی ماند، مگر اینکه احمدی نژاد مدعی شود که با هواپیماهای برخوردار از تکنولوژی رادار گریز (استیلت) نظیر؛ نایات هاوک(اف 117) و یا اف-22 رپتور، به فضای عراق وارد و از آن نیز خارج شده است که حتی این قبیل هواپیماها هم نمی توانند بطور کامل از تیررس دید رادارها در امان بمانند با این تاکید که نشست و برخاست آنها هم باید با کسب مجوز از برج کنترل باشد!!
بنابراین اگر این ادعا هم که “آنان زمانی حیرت زده از این امر (خروج هیات ایرانی از عراق)مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ایران بودم” باعث شگفتی مخاطبین شده باشد، نمی توان آنها را شماتت کرد! (البته این سوال نیز بی پاسخ است که رئیس جمهور کشورمان از چه طریقی به مبهوت شدن و حیرت زدگی مقامات آمریکائی پی برده اند؟)
ب_2_ آمریکا دارای ماهواره های جاسوسی نظیر “میستی” ( AFP731 ) ، لاکروس 4 و کیهول 11 ( یو اس ای 129) است که قادرند در ارتفاع بیش از 200 تا 250 کیلومتری، منطقه ای بقطر بیش از 150 کیلومتر را تحت پوشش لنزهای عکسبرداری حساس خود قرار داده و حتی در تاریکی شب توپ پینگ پونگ را از تخم مرغ تشخیص دهند و یا شماره پلاک خود روهای در حال تردد را به تصویر کشیده و ثبت نمایند، از اینرو در صورت مصمم بودن آمریکائیان برای رصد و ردیابی محل تردد و اقامت هیات ایرانی و کاروان بزرگ همراه آن، و در نتیجه ربودن و ترور رئیس جمهور کشورمان، اقدامات پیشگیرانه ابتدائی که خبرنگار همراه هیات، آن را توصیف کرده است، نمی توانست مانع از عملی شدن تصمیم آنها شود، تا چه رسد به اینکه از نشستن و بلند شدن دو هواپیمای مورد اشاره بی خبر بمانند. بنابراین اگر هدف آمریکائیان ترور احمدی نژاد بود ، این اقدام برای کشوری که پیش از این هواپیمای مسافربری ایران را با هر توجیهی سرنگون کرده و بنا بر ادعای دکتر احمدی نژاد،حتی حاضر شده است که برای ترور رئیس جمهور ایران همه قوانین و هنجارهای بین الملی را آشکارا زیر پا نهاده و همه پیامدهای احتمالی و بی اعتبار شدن خود در نزد جهانیان را بپذیرد! می توانست هر دو هواپیمای هم شکل را بر فراز آسمان عراق توسط پدافند و یا جنگنده های خود مورد هدف قرار دهد و یا حتی بدون آنکه اثری از خود برجای بگذارد این اقدام را یک اقدام تروریستی از سوی ستیزه گران طالبانی و یا عراقی جلوه دهد؟ و اساسا با توجه به اینکه در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی عراقی افراد مورد وثوق آمریکائیان هم حضور دارند، از طریق آنان هم قادر بود، محل تردد و اقامت هیات ایرانی را رصد کرده و به نیت سوء خود جامه عمل بپوشانند؟
مضافا بر این شبه نظامیان و ستیزه گران عراقی و وابسته به القاعده هر هفته دهها عملیات تروریستی و انتحاری را در خاک عراق علیه مردم ، اشغالگران و مقامات عراقی انجام می دهند که از این میان می توان به حمله افراد مسلح به کاروان “برهم صالح” معاون نخست وزیر عراق در منطقه العظیم بین بغداد و سلیمانیه، سوء قصد به “نوری المالکی” نخست وزیر عراق در بصره، سوء قصد به “ذیاب العجیلی” وزیر آموزش عالی عراق، ترور سرتیپ “عامر نایف”،معاون رئیس پلیس بغداد، ترور “قیس هاشم شمری” قاضی عراقی و همچنین سرنگون ساختن هلیکوپتر حامل غیر نظامیان آمریکائی بر فراز منطقه سنی نشین بغداد اشاره کرد. از آنجا که به گفته دکتر احمدی نژاد و بعضی از همراهان وی، علیرغم اصرار مقامات عراقی، هیات ایرانی حاضر نشده تا در منطقه حفاظت شده آمریکائیان تردد و یا اقامت نماید، در اینصورت چنانچه هدف آمریکائیان ترور احمدی نژاد بود، حتی می توانستند، با استفاده از سیستم پیشرفته رد یاب و یا از طریق عوامل مورد وثوق خود در میان نیروهای امنیتی ،اطلاعاتی و حفاظتی عراقی ها، محل تردد و اقامت دکتر احمدی نژاد را رصد کرده و او را توسط عوامل ناشناس خود مورد سوء قصد قرار دهند و با نسبت دادن این اقدام به شبه نظامیان و تروریست ها، به بهانه اینکه هیات ایرانی حاضر نشده تا در منطقه حفاظت شده آمریکائیان تردد و یا اقامت نماید، از خود نیز سلب مسئولیت نمایند.
ج _ پیش از این بارها در اعتراض به مسائل پیش پا افتاده تر، کاردار و یا سفیر سوئیس در ایران، به عنوان حافظ منافع آمریکا به وزارتخارجه احضار شده است، مانند ربودن دبیر دوم سفارت ایران در عراق، مداخله آمریکا در امور داخلی ایران و در این اواخر هم بخاطر انفجار حسینیه سید الشهداء در شیراز، اکنون این سوال مطرح می شود، با توجه به اهمیت پروژه توطئه ناکام ربایش و ترور رئیس جمهور یک کشور و با وجود اینکه دکتر احمدی نژاد مدعی است که “ما اسناد و مدارکی در این باره داریم که اگر آمریکا و یا کسان دیگری بخواهند آن را تکذیب کنند به طور صریح آنان را ارائه خواهیم کرد“(6)، و نیز با وجود اینکه ایشان در جمع خبرنگاران هم گفته است: “در سفر نوري المالكي نخست وزير عراق به تهران به وي گفتم كه اگر اين خبر را تكذيب كنيد جزئيات طرح ترور را منتشر خواهيم كرد تا همگان از آن اطلاع يابند“ (7). چرا رئیس جمهوری که اینگونه قاطعانه از در اختیار داشتن اسناد و مدارک کافی برای اثبات ادعای مهم خود سخن می گوید، تا کنون از طریق وزارتخارجه کشورمان سفیر سوئیس را برای ابلاغ اعتراض جمهوری اسلامی به آمریکا، به وزارت خارجه احضار نکرده است؟ چرا با وجود اسناد و مدارک متقن به دادگاه لاهه شکایت نشده است؟ چرا برای خنثی کردن و یا تعدیل فشار های آمریکا برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب نشینی از حقوق هسته ای خود، چهار ماه قبل و در زمان کشف توطئه و یا حداقل در کنفرانس مطبوعاتی اخیر احمدی نژاد در ایتالیا، این مساله بسیار مهم را به عنوان یک برگ برنده با جهانیان در میان نگذاشته است و اساسا چرا رئیس جمهور طبق معمول در یکی از همین سفرهای استانی آنرا مطرح نکرد تا کماکان با استفاده از شور و احساسات تهییج شده ملت ایران در جهت تبلیغ خود استفاده نماید؟
از طرفی با توجه رغبت دکتر احمدی نژاد و بعضی از مقامات ایرانی به پیروزی “اوباما” در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا، چرا رئیس جمهور کشورمان در اسرع وقت اسناد و مدارک مربوط به ربودن و ترور خود را که در زمان حاکمیت جمهوری خواهان اتفاق افتاده است در اختیار رسانه ها قرار نمی دهد تا بدینوسیله بدلیل انزجار افکار عمومی از این اقدام جمهوری خواهان، “جان مک کین” رقیب نسبتا خطرناک “اوباما” از حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با شکست کامل مواجه شود و پیروزی مطلق از آن “اوباما” گردد!؟
از اینها گذشته چنانچه خصومت آمریکائی ها با جمهوری اسلامی ایران در حدی است که قصد ربودن و ترور رئیس جمهور کشورمان را در عراق داشته اند، چرا در پی انتشار خبر ابراز تمایل غیر رسمی آمریکا به گشايش دفتر حافظ منافع آمريکا در ایران برای فراهم کردن زمينه برقراری ارتباط بيشتر با شهروندان ايرانی و درک تحولات ايران، دستگاه دیپلماسی کشور و حتی رئیس مجلس تلویحا نسبت به این ایده آمریکائی ها واکنش مثبت نشان داده و از ایجاد یک پایگاه آمریکائی در داخل خاک ایران استقبال می کنند !؟
د _ “محمد مجيدالشيخ” سفير عراق در تهران که نمایندگی سیاسی کشورش در ایران را برعهده دارد و لاجرم مانند سایر سفرا باید از جزئیات روابط و مناسبات میان دو کشور کاملا با خبر باشد، از طرح ربودن و ترور رئيس جمهور ايران اظهار بی اطلاعی کرده است. همچنین “نصير العانی” رئيس ديوان عالي رياست جمهوری عراق به عنوان يكي از كساني كه از آغاز ورود احمدي نژاد به بغداد تا پايان سفر او را همراهي كرده، در مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط چاپ بغداد اعلام کرده است که “در همه مراحل سفر رئیس جمهور ایران هيچ تغييري در طرح امنيتي نيروهاي عراقي كه مامور حفاظت از وي بودند ايجاد نشده و احمدي نژاد از سوي هيچ گروهي هم تهديد نشده است”.
دکتر احمدی نژاد در حاشیه” ایران کد” و در جمع خبرنگاران در واکنش به تکذیب و اظهار بی اطلاعی این دو مقام عراقی نیز اینگونه عکس العمل نشان می دهد: “اين اتفاق براي اولين بار رخ مي دهد كه خبري راجع به عمل دولت آمريكا داديم برخی در عراق این موضوع را تکذیب کرده اند که ما کاری به آنها نداریم و تکذیب آنها هیچ ربطی به این موضوع ندارد چرا که کار آمریکاییها بود و دلیلی ندارد که عراقیها بخواهند این موضوع را تکذیب کنند“.(8)
پر واضح است که اینگونه واکنش احمدی نژاد در قبال اظهار نظر مقامات عراقی به هیچوجه قابل دفاع نیست، زیرا مانند این است که نخست وزیر یا رئیس جمهور عراق پس از دیدار خود از ایران، در بازگشت به کشورشان ادعای کذبی مبنی بر تلاش آمریکائی ها یا روس ها برای ربودن و ترور خود را مطرح کنند و در واکنش به تکذیب آن از سوی مقامات ایرانی، آنها نیز مقامات ایرانی را به اظهارات غیر مسئولانه و خلاف واقع متهم نمایند!
واقعا جای این پرسش باقی است که چطور ممکن است، آمریکائی ها در خاک عراق و در مقابل دیدگان نیروهای امنیتی و حفاظتی عراقی که رئیس جمهور ایران را در هنگام سفر به کشور خود، میزبانی و به سلامت به موطن خود بدرقه کرده اند، از توطئه آمریکائی ها در قلمرو سرزمین اشان بی اطلاع مانده اند، اما دکتر احمدی نژاد به عنوان میهمان با کمترین نیرو و امکانات در خاک عراق، چنین توطئه ای را کشف و رمز گشائی کرده است!؟ مگر اینکه این اطلاع رسانی را هم به نیروهای غیبی که هر از چند گاه به مدد احمدی نژاد می آیند، نسبت دهیم! که در این صورت زبان ما قاصر و بیانمان الکن خواهد بود!
وانگهی چرا کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که با دست اندرکاران وزارتخانه های اطلاعات، کشور و خارجه ارتباط مستمر دارد، پس از چهار ماه هنوز از وقوع چنین رویداد مهمی هیچگونه اطلاعی در اختیار ندارد!؟
ه _ رئیس جمهور در بخش دیگری از مصاحبه خود با خبرنگاران ابهامات مطرح شده از سوی برخی از نیروهای سیاسی و اهل قلم را نیز بر نمی تابد، فرازهائی از سخنان وی به شرح زیر است:
“بنده مطلبی را مطرح کردم که طرف اصلی آمریکا است و دیده ایم که دولتمردان کاخ سفید تا کنون نتوانسته اند این موضوع را تکذیب کنند… حال سئوال اینجاست که چرا آنانی که ادعا می کنند این سخنان دروغ است نمی توانند با ارائه مدارک دقیق آن را تکذیب کنند… متاسفانه افرادی در داخل کشور گویا سخنگوی دولت آمریکا هستند. اگر این افراد به این سئوال پاسخ دهند که به چه دلیلی و با استناد به چه مدارکی دست به این اقدام زده اند بسیاری از مطالب روشن می شود مگر به شما آسیب رسیده که حال شما بخواهید این موضوع را تکذیب کنید…شما چه كاره ايد اين وسط؟…متاسفانه این خنده دار است که برخی ها در داخل کشور به تکذیب این موضوع پرداخته اند. آنها چه چیز را تکذیب کرده اند آیا این موضوع ارتباطی با آنها داشته است که بخواهند بدون هیچ مدرک و یا دلیل خاصی این موضوع را تکذیب کنند…نمی دانم مگر این افراد نمایندگی دولتمردان کاخ سفید را دارند که تکذیب کرده اند ؟“ (9)
ه_1_ تا کنون ما می پنداشتیم که ارائه دلیل و مدرک با مدعی است، از اینرو چون دکتر احمدی نژاد مدعی طرح ربودن و ترور خود توسط آمریکائی ها شده اند، لاجرم انتظار می رفت که ایشان با ارائه مدارک دقیق این ادعای خود را اثبات نمایند و نه انکار کنندگان و کسانی که در اثر این ادعاهای غیر مستند دچار تردید و ابهام شده اند!
ه_2_ چکاره دانستن دیگران با حقوق و تکالیف شهروندی و شعارهای مهرورزانه ایشان که خود را خادم و مردم را ارباب می دانند،چندان سازگار نیست، بارها اتفاق افتاده است که رئیس جمهور و سایر مقامات آمریکائی ادعاهائی را بر علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده اند که از سوی برخی از اشخاص حقیقی و حقوقی آمریکائی و حتی فرماندهان نظامی آمریکا در عراق مورد تکذیب و انکار واقع شده است که به عنوان نمونه می توان به گزارش 16نهاد امنیتی آمریکا مبنی بر اینکه ایران در پی بمب اتم نیست و موضعکیری های “مایکل مور” فیلمساز و منتقد مشهور آمریکائی علیه جرج بوش اشاره کرد. در اینصورت آیا می توان مدعی شد که اشخاص مذکور هم نمایندگی دولتمردان جمهوری اسلامی را در آمریکا بر عهده دارند؟ یا اینکه عقل و انصاف و حتی منافع ملی یک کشور گاهی ایجاب می کند که در برابر هر خطا و اشتباه احتمالی واکنش معقول نشان داده شود؟ در واقع عکس العمل نیروهای داخلی در برابر یک اشتباه نه تنها غیر مسئولانه نیست بلکه می تواند نشانه تمدن،آزادیخواهی و صداقت یک ملت بوده و از دامنه تبعات احتمالی ادعاهای غیر مستند نیز بکاهد.
از این گذشته آیا آقای احمدی نژاد توطئه ربودن رئیس جمهور یک کشور را آنقدر کم اهمیت می داند که انتظار دارد نخبگان جامعه نسبت به چنین ادعائی بی اعتنا باشند، مگر طرح ربایش رئیس جمهور ایران می تواند بی ارتباط با گروهها و احزاب و اشخاص داخل کشور باشد ؟ اگر مساله به این مهمی ارتباطی به احزاب و اشخاص داخل کشور ندارد پس به چه کسی مربوط می شود؟ در صورت عدم اثبات این ادعا چه آسیبی مهمتر از این، که این ادعای موهوم هم مانند دیدن هاله نور، دستاویزی برای زیر سوال رفتن شخصیت رئیس جمهور ایران گردد که باید نماد غرور و صداقت ایرانیان باشد؟
اگر چنین ادعائی یک توهم باشد و دوباره سبب مخدوش شدن آبرو و اعتبار و وجهه بین المللی ایران و ایرانی شود، آیا ایرانیان در هر مقام و موقعیتی که باشند حق ندارند از شان و منزلت ایرانی بودن خود دفاع کرده و به ادعاها وسیاستهای بدون پشتوانه که باعث مخدوش و بی اعتبار شدن چهره ایرانیان در نزد مردم دنیا می شود معترض گردند؟
و _ اگر ارزیابی فوق در نقد سخنان دکتر احمدی نژاد مقرون به صحت باشد،در این صورت این پرسش مطرح می شود که هدف ایشان از طرح چنین پروژه ای چه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش چند احتمال متصور است؛
- تحت الشعاع قرار دادن شکست و ناکامی ناشی از سفر به ایتالیا
- توهم و خیالپردازی های مشابه با آنچه در سفر به نیویورک و در سازمان ملل رخ داد.
- جریان سازی برای انحراف افکار عمومی از مشکلات فراوان اقتصادی
-بهره برداری های تبلیغاتی در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
- اشتیاق زیاد برای خبر ساز شدن و در کانون توجهات واقع شدن.
- نظیر پاره ای از ادعاهای بی اساس آمریکائی ها برای متهم کردن ایران،در راستای سیاست تهاجمی و با هدف به انفعال وادار کردن طرف مقابل است.
- کمک به حزب دموکرات و خصوصا اوباما نامزد این حزب در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
- بیان اینکه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایران در هیات حاکمه آمریکا و کاخ سفید از چنان نفوذی برخوردارند که حتی علاوه بر آگاهی از طرح های سری و امنیتی این کشور حتی مکالمات کاملا طبقه بندی شده درون کاخ سفید را استراق سمع کرده و به احمدی نژاد گزارش می کنند، کاری که حتی ماموران زبده و مجرب ک.گ.ب هم از انجام آن عاجزند!
انتخاب محل انتشار خبر و بازگو کردن آن در یک اجتماع خاص با اصرار بر عدم حضور خبرنگاران ،شیوه علنی شدن و افشای آن، طرح نابهنگام خبر و زمان انتخاب شده، عدم واکنش دستگاه های رسمی در تائید آن، تکذیب آن از سوی مقامات عراقی، ابتدائی و ناشیانه بازگو شدن این داستان، درستی برخی از گزینه های فوق را تا حدودی با تردید مواجه می سازد، اما با توجه به طرح این موضوع در جمع اعضای جامعه مدرسین که بر خلاف عوام هائی نظیر راقم که از حیث درک مکاشفات و مسائل مربوط به عوالم غیب، دیر باوریم، از اعتقاد و ایمان راسخ به دو عالم و امور مربوط به امدادهای غیبی برخوردارند، در بادی امر بنظر می رسد که علیرغم درستی برخی از احتمالات فوق، هدف اصلی احمدی نژاد از طرح چنین ادعائی در جمع علمای حوزوی معطوف به القاء این مطلب به مخاطبین خاص خود بوده که وی بدلیل ارتباط با نیروهای غیبی و بکمک امداد های غیبی پیشاپیش از برخی توطئه هائی که بر علیه او و جمهوری اسلامی ایران در شرف تکوین است، مطلع شده و به موقع آنرا خنثی می سازد.
تجربه نشان داده است که این روش کم و بیش یکی از شگردهای احمدی نژاد برای پیشبرد برنامه ها و منویاتش است، به همین دلیل هم قبل از عزیمت به اجلاس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از آنها می خواهد که خبرنگاران را که مانند نگارنده این نوشتار از حیث معنویات قدری سست و دیر باورند و از درک عمیق گزینه دلخواه احمدی نژاد عاجزند، از جلسه محترمانه بیرون نمایند!
دلیل دامن زدن به این قبیل مسائل هم این است که احمدی نژاد بخوبی می داند که در میان نخبگان و روشنفکران جامعه پایگاه در خور توجهی ندارد، از اینرو برای حفظ موقعیت خود و کسب موفقیت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، بنحوی باید پایگاه متزلزل خود در میان روحانیت سنتی را تقویت کرده و بکمک آنها دوباره در میان توده های مردم نفوذ نماید و از آنجا که در تحقق شعارهای توده گرایانه نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ناکام مانده و از یکسو گرانی و تورم لجام گسیخته و از سوی دیگر شرایط بین المللی امان مردم را بریده است، تنها راه توفیق خود را در توسل به باورهای مذهبی و بزرگ کردن شخصیت خود برای اعمال قدرت می داند و برای این منظور باید برای خود به هر وسیله ممکن یک شخصیت مصنوعی شجاع ،قهرمان و کاریزماتیک دست و پا نماید تا از این طریق بتواند تحسین و تمجید مخاطبانش را جلب کرده و آنها را مجذوب خود کند و به آنها بباوراند که شخصیت ممتازی دارد تا در آنها گرایش به تمکین و تسلیم نسبت به او ایجاد شود. از آنجا که از حیث فیزیکی نسبت به او کور نظری های منفی وجود دارد و فاقد سابقه و عملکرد در خشانی است که به او قدرت رهبری دهد،لاجرم باید بطور موثری به دیگران وانمود و یا القاء نماید که با یک منبع قدرت و ماورای طبیعی خارج از دسترس دیگران رابطه دارد، چنانکه پیش از این ژاندارک و مک آرتور و فلیپ دوم به این روش عمل کرده بودند؛ طرح سناریوی زیر در اجلاس اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز برداشت نویسنده این یادداشت را تقویت می کند؛
“در سال گذشته و امسال، بوش دو مرتبه تصمیم جدی گرفته تا به ایران حمله کند اما با مخالفت فرماندهان نظامی این کشور از این اقدام بازمانده است”،” وی(بوش) حتی به مشاوران خود پیشنهاد کرده تا صرفا به یک یا دو شهر ایران حمله شود و پس از مخالفت آنها خواستار شکستن دیوار صوتی ایران شده و هر بار مشاوران وی و فرماندهان نظامی تاکید کردهاند هرگونه تعرض به ایران، جهنمی را به وجود میآورد و این بر خلاف مصالح آمریکاست“.
در واقع بیان چنین مطالبی بطور غیر مستقیم می تواند القاء کننده این مطلب به مخاطبین باشد که با وجود عدم دسترسی به سیستم های پیشرفته جاسوسی، او این اطلاعات را از طریق نیروهای غیبی کسب می کند و مورد لطف و عنایت خفیه چنین نیروهائی است!
جان سالم بدر بردن از یک نقشه شیطانی ربایش و ترور و ادعای های پیشین دکتر احمدی نژاد نظیر احاطه شدنش توسط هاله نور در هنگام نطق در سازمان ملل، مدیریت کشور و جلسه دانشگاه کلمبیا توسط امام زمان را هم می توان در همین راستا ارزیابی کرد، مگر آنکه همه آنها را از جنس نوعی توهم و خیالپردازی به شمار آوریم! امیدوارم دکتر احمدی نژاد با ارائه اسناد و مدارک مستند مورد ادعای خود، بطلان همه مفروضات فوق را به اثبات رساند. بدیهی است که اگر ادعاهای رئیس جمهور واقعا مبتنی بر اسناد و مدارک معتبر باشد، یقینا جزء اولین کسانی خواهم بود که از بابت ایجاد تردید نسبت به صحت اظهارات احمدی نژاد رسما از ایشان پوزش خواسته و به قلمفرسائی در تائید و دفاع از مستندات او و محکوم کردن دشمنان ایران مبادرت خواهم کرد. مشروط بر اینکه این اسناد و مدارک هم دچار سرنوشت اسناد و مدارک مربوط به مفسدان و مافیای های اقتصادی نشود که سه سال است در جیب آقای احمدی نژاد باقی مانده و حتی یک نمونه آن هم تا کنون برای تکذیب کنندگان ادعای ایشان ارائه نشده است!
ز _ گرچه روزنامه الشرق الاوسط به نقل از عبداللطيف الريان از سخنگويان نيروهاي آمريكايي در عراق اعلام كرد؛ ارتش آمريكا هيچ گونه اطلاعاتي مبني بر احتمال وجود عمليات ويژه براي ترور يا ربودن احمدي نژاد در عراق دريافت نكرده است. و یا دانا پرینو، سخنگوی كاخ سفید واشنگتن اظهارات احمدی نژاد در باره تلاش آمریكا برای ربودن وی در عراق را بی اساس خوانده و گفته است، اصلا چنین چیزی حقیقت ندارد، با این وصف از آنجا که رئیس جمهور ایران، با قاطعیت اعلام کرده است که برای اثبات ادعای خود مدارک و مستندات کافی در اختیاردارد و در صورت تکذیب آن از سوی آمریکائی ها جزئیات توطئه مورد ادعای خود را افشاء خواهد کرد، از اینرو برای هرچه بیشتر روشن شدن حقایق، افکار عمومی در انتظار واکنش رسمی کاخ سفید است.
ماخذ:
(1) تابناک 30/3/87 و روزنامه اعتماد ملی 1/4/87 (2) فارس 30/3/87
(3) ایسنا، فارس، مهر 5/4/87 (4)خبرگزاری فارس 15/2/87
(5) تابناک، مهر ،فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني رياست جمهوري و آفتاب 30 /3/ 1387
(6)،(7)،(8)و(9) ایسنا، فارس، مهر
برچسبها: ایران, اکبر اعلمی, احمدی نژاد, اعلمی, سیاست