شکیبائی و ناشکیبائی هر دو برفتند!

By .

شکیبائی و ناشکیبائی هر دو برفتند!

می گویند، با مرگ عالم سلمه جبران ناپذیری بر پیکر جامعه وارد می شود، بدون شک با مرگ عالم، جامعه دچار زیان می شود، لیکن با توجه به اکتسابی بودن علم و دانش، بنظر می رسد که در عصر پیشرفته امروزی، این خلاء تا حدودی قابل جبران و جایگزینی است. اما از آنجا که هنر کمتر اکتسابی است و جزء استعدادهای ذاتی بشمار می آید و نقش فراگیری و تعلیم و تعلم در آن کمرنگ تر است، لاجرم با مرگ یک هنرمند جامعه دچار لطمه و خسارت جبران ناپذیرتری خواهد شد، زیرا سالها باید انتظار کشید تا بلکه دگر بار مادر گیتی چو اینان فرزند بزاید!

از اینرو همیشه مجذوب بازی خوب هنرمندانی نظیر؛ عزت الله انتظامی، داود رشیدی، جمشید مشایخی، محمد علی کشاورز، هما روستا، کتایون ریاحی، ثریا قاسمی، داریوش ارجمند، رضا کیانیان، پرویز پرستوئی، اکبر عبدی، بیژن امکانیان و حتی فردین، بهروز وثوقی و ملک مطیعی بوده ام و برای هنرمندانی که با تحمل همه سختی ها، هنر خویش را صرف خدمت به مردم می کنند احترام خاصی قائل هستم و اساسا شاید یکی از بهترین تفریحات و خاطرات قبل و بعد از انقلاب من هم مربوط به دیدن فیلم هائی باشد که از این هنرمندان توانای تئاتر و سینمای کشورم مشاهده کرده ام و همیشه این احساس خوب را دارم که هنرمندان کشورمان در غم ها و شادی های زندگی مردم شریکند و قادرند که با هنرنمائی های متعهدانه خویش تا حدود زیادی از بار فشارهای مادی، روحی و روانی مردم بکاهند!

قهرا هنرنمائی خیره کننده، دلنشین و کم نظیر خسرو شکیبائی(که انصافا هم از چهره اش و هم از صدایش،صبر و شکیبائی می بارید) هم جزء همان خاطراتی است که هرگز از یادها زدوده نخواهد شد و یاد و خاطره او را برای همیشه جاودانه خواهد ساخت.

کمتر کسی است که با بازی خوب این بزرگمرد سینما در مجموعه های تلویزیونی “روزی روزگاری”، “خانه سبز” و “کاکتوس” و یا نقش آفرینی بسیار زیبایش در فیلم هائی مانند؛ کیمیا، هامون، حکم، اتوبوس شب، کاغذ بی خط، سرزمین خورشید، خواهران غریب و مدرس(بویژه دکلمه و مونولوگ بسیار زیبائی که در این فیلم اجرا کرد) را مشاهده کرده، اما در تحسین این استاد توانا و محبوب تئاتر و سینمای وطنی، خست بخرج داده باشد.

متاسفانه روز گذشته خسرو شکیبائی هنرمند دوست داشتنی، کم نظیر و توانمند هم، پس از سالها نقش آفرینی برای مردم ایران به دیار باقی و ملکوت اعلی پیوست و غم و اندوه نگارنده و دوستارانش را دو چندان کرد. این مصیبت را به مردم ایران بخصوص به جامعه هنری کشورمان و بویژه خانواده داغدار خسرو شکیبائی تسلیت گفته و از درگاه ایزد منان برای روح آنمرحوم شادی، اجر و آمرزش و برای خانواده اش صبر جزیل مسئلت می نمایم. روحش شاد!

*گرچه خبر مرگ زود هنگام خسرو شکیبائی همچون آواری بر سرم خراب شده و مرا در حزن و اندوه گرفتار ساخت، لیکن شنیدن خبر تولد دوباره خبرگزاری کار ایران(ایلنا)، در نوبه خود از ناشکیبائی ها کاست و برای من و اهالی رسانه و ارباب جرائد، شادی آفرین بود.

در شرایطی که خبرگزاری های ایرانی بدون استثناء دولتی شده و در چنبره سانسور اجباری و یا خود سانسوری گرفتار آمده اند و به ابزار و آلت دست “اسپانسر”های دولتی و غیر دولتی خود مبدل شده اند، تولد دوباره و البته دیر هنگام خبرگزاری کار ایران(ایلنا) تا حدودی باعث تسلی خاطر گردید. با این امید که ایلنا همچون گذشته با شجاعت مثال زدنی خود، در کنار آب باریکه های دیگری همچون “انتخاب”، به جویبار بزرگی مبدل گشته و روح تازه ای بر کالبد بی رمق رسانه های کشور بخشیده و با استقلال و جسارت بیشتری به راه خود و انجام رسالت مطبوعاتی خویش ادامه دهند. گرچه هم اکنون مسعود حیدری مدیر عامل جسور ایلنا جای خود را به دوست و خلفش داده است ولی حضور وی در هیات مدیره ایلنا و همراهی اش با مدیر عامل جدید این خبرگزاری، همچنان می تواند این رسانه را حداقل در جایگاه قبلی خود تثبیت نماید.

موفقیت و پیشرفت در کار همه دست اندرکاران خوب و پرتلاش ایلنا را از آفریدگار “قلم و هر آنچه می نویسد”، خواهانم.

برچسب‌ها: , ,

يك پاسخ برايش بگذاريد