50 نظر شما و 50 پاسخ ما حاوی یادداشت های جدید و متنوع
(بخش چهارم)
بخشی از نظرات کاربران محترم و پاسخ هائی که ارائه شده، خود به تنهائی از قابلیت یک یادداشت مستقل برخوردار است، اما نظر به اینکه در بخش نظرات و ذیل بعضی از یادداشت ها منعکس می شود، ممکن است که از دید بسیاری از کاربران دیگر مغفول و مهجور باقی بماند و یا اساسا امکان مطالعه یکایک یادداشت ها و نظرات ارائه شده در ذیل آن فراهم نگردد، لذا از این پس به احترام کاربران محترم، هر چند گاه یکبار پنجاه نظر (اغلب انتقادی) شما را همراه با پاسخ هائی که ارائه شده است ،همرا با پاسخ های جدید، بصورت مجموعه ای مستقل عرضه خواهیم کرد(با انتخاب یک عنوان برای هر یک از آنها) و امیدواریم که مورد رضایت دوستان گرامی واقع شود. انتظار می رود که با مشارکت عالمانه دوستان در یادداشت هائی که تقدیم می شود، به این وب سایت و بخش “50 نظر شما و 50 پاسخ ما” غنای بیشتری بخشیده شود. ضمنا از حذف قسمت عمده ای از نظرات کاربران عزیز که تنها حاوی ابراز لطف و محبت آنها نسبت به اعلمی بوده است، جدا پوزش می طلبیم. با تشکر از همراهی شما عزیزان.
*بعضی از نظرات کاربران کمی ویرایش شده است.
(مدیر سایت)
شایعات خروج از ایران همچنان ادامه دارد؛
چرا زمانی که در ایران بودید سکوت اختیار کردید!!؟؟
151- پس از اتمام جنگ هرگز در برابر نارسائی ها و انحرافات سکوت نکرده ام!
*آقای اکبر اعلمی من نمی خواهم بگویم مطالب شما دروغ است شما را هم فرد خوبی میدانم اما یک سوال جدی دارم. شما که این مسائل را می دانستید چرا زمانی این مطالب را می گوئید که دیگر از ایران رفته اید ! چرا تا وقتی نماینده مجلس بودید این مطالب را نگفتید ؟ می بینید شما هم برای حفظ پست و منصبتان مماشات کردید و در همه مصائب این حکومت شریک هستید. والسلام.یک جانباز ( mansoor)
اعلمی : منصور عزیز!
1_ خود را جانباز معرفی کرده اید و حتما این جانبازی شما هم بخاطر دستیابی به ارزش هائی بوده است که به آن معتقدید. خوب می دانید که یکی از این ارزش ها عمل کردن به توصیه قرانی است که می فرماید: “و لا تقف ما لیس لک به علم” بر چیزی که نسبت به آن علم و یقین نداری اصرار نورز! با وجود اینکه خروج از ایران را نه تنها ننگ و عار نمی دانم بلکه اگر ایجاب نماید مفید هم می دانم ، اما مایلم بدانم که چه کسی به شما گفته است که من از ایران رفته ام و این امر از چه طریقی برای شما به اثبات رسیده است!؟ آیا می دانید که با اشاعه شایعات بی اساس چه کسانی را در کشور بدنام کرده اند؟ بر خلاف تصور شما و با اجازه شما همچنان قرص و محکم در کشورم حضور دارم. امیدوارم که از این پس سریعا تحت تاثیر شایعات دروغین قرار نگیرید؟
وانگهی آیا می پندارید وضعیت و شرایط در کشور بگونه ای است که با فراغ بال می توان همه واقعیت ها را گفت که از دیگران انتظار دارید از واهمه اینکه مبادا شریک در جرم شوند به افشاء همه واقعیات بپردازند؟
با این وصف اولا، پس از جنگ و با اولین تریبونی که در اختیارم قرار گرفته(سال های 78-70 از طریق روزنامه سلام و سال های 86-78 نیز از طریق تریبون های مجلس و رسانه های دیگر و هم اکنون نیز از طریق این وب سایت) با کمترین واهمه ای دل نگرانی ها و دغدغه های خود را بیان کرده و کم و بیش از افشاء هر آنچه که مغایر با مصالح کشورم و مردم بوده است دریغ نورزیده ام.
2- اما اگر منظورتان این است که جرا بعضی از خاطرات را پیش از این در جائی بصورت مکتوب نقل نکرده ام دلیلش این است که تریبونی برای نقل این قبیل خاطرات در اختیار نداشته ام. همچمنانکه واقفید وب سایت بنده نیز چند ماهی است که راه اندازی شده است و حتما شما انتظار ندارید که در پشت تریبون مجلس به گفتن خاطرات خود بپردازم
152- شما که اینقدر دلسوز ملت هستید، چرا دیر بفکر مردم افتاده اید!!؟؟
*آقای اعلمی شما که اینقدر دلسوز ملت و مردم هستید چگونه است که تازه اکنون به یاد مشکلات مردم و قانون اساسی افتاده اید. من از شما سئوال میکنم و شما باید پاسخ دقیقی بدهید چگونه آنموقع که اصولگرایان در اقلیت مجلس به سر میبردند و قوه مجریه و قوه مقننه و حتی شورای شهر و … در اختیار شما بود با دوستان هم حزبی که شما هم یکی از آن اکثریت بودید به یاد مردم و اصلاح قوانین نبودید. آیا بهتر نیست به جای مظلوم نمایی و گریه کردن کمی به عملکرد فردی و حزبی خود تمرکز کرده و دلیل پشت کردن ملت از اصلاح طلبها را جویا شوید. … تجربه تاریخی تیر 78 نشان داد که سیاستمدارن اصلاح طلب تنها در حد خالی کردن کامیونهای آجر برای پرتاب به سوی نیروهای امنیتی مشارکت خواهد داشت و هنگام زندان و بازپرسی و … همین مردم که امثال آقای اعلمی قصد نجاتشان را (از دست چه من نمیدانم) دارند تبدیل به ارازل اوباش و آشوبگر و سلطنت طلب و خودباخته میشوند…(هورا شیرآشتیانی)
اعلمی : جز تاسف خوردن به حال شما که مثلا تحصیلکرده این مملکت بوده و یا هستید چه می توانم بگویم. اگر از مواضع گذشته من بی اطلاع هستید بر شما خرده نمی گیرم اما حداقل از شما انتظار می رود که بخود اجازه ندهید بر مبنای جهل خویش نسبت به یک شخص، سریعا در مورد وی پیشداوری کنید. حتی اگر اندکی هم اخبار مربوط به مجلس را در طول دو دوره تعقیب کرده بودید هرگز بخود اجازه نمی دادید که اینگونه به دور از انصاف مرا متهم نمائید که اکنون به یاد مشکلات مردم و قانون اساسی افتاده ام!! اگر واقعا از مواضع گذشته ام بی اطلاع هستید قدری دندان بر روی جگر بگذارید تا مدیر سایت تا آنجا که مقدور است آنها را گردآوری و در وبسایت قرار دهد آنگاه در مقام داوری کردن و انگ زدن برآئید و اگر انصاف داشتید به اصلاح نظر خود بپردازید.
153- مرور دوباره دیده های هر روزمان به شکل نوشته زجرآور است.
جهت قبله آمال برخی از کاندیداهای ریاست جمهوری
اشخاص همیشه شاخص و همیشه مطرح!؟
*به نام خدا آقای دکتر اعلمی سلام برای اولین بار سوال مفصلی از محضرتان دارم:
با توجه به این که بحث انتخابات آینده دیگر به صورت جدی آغاز شده است ،می خواستم از شما بپرسم در شرایط فعلی کشور که امکان حضور واجدین شرایط واقعی را نا ممکن می سازد ،از میان گزینه های مطرح مانند ناطق نوری، خاتمی، ولایتی، عارف، کروبی، نجفی و… چه کسی می تواند مثبت ترین تاثیر را در اوضاع کشور باقی گذارد؟
در ضمن می خواهم تقاضا کنم هر از چندگاه از نکات مثبت این مملکت هم بنویسید ،به خدا خیلی زجراور است که دیده های هر روزمان را دوباره به شکل نوشته مرور کنیم. علی یارتان(مهدی ج)
اعلمی : پاسخ سوال اول: آیا شما شرایط حاکم را،شرایط مطلوب می دانید؟ اگر پاسخ منفی است ،با توجه به روند 30 سال گذشته آیا فکر می کنید که با جابجا شدن تعدادی از اشخاص ثابت و کلیشه ای امتحان پس داده (و بعضا سرسپرده برخی محافل و نهادها)که توسط افراد حرفه ای و صاحب تریبون و بزور تبلیغات به عنوان “اشخاص همیشه مطرح” به خورد مردم داده می شوند ،شرایط نامطلوب ،به مطلوب تغییر خواهد یافت؟
اگر شما هم مانند من می اندیشید ،در این صورت آیا فکر می کنید که با توجه به شرایط حاکم ، عملکرد ، وابستگی ها و تعلق خاطر و سوابق و خصایص افراد یاد شده این افراد می توانند تاثیر مثبتی بر اوضاع کشور داشته باشند؟
خاستگاه و مدینه فاضله و جهت کعبه آمال ناطق نوری و ولایتی و حتی کروبی پیشاپیش مشخص است و معلوم است که به سوی کدام قبله نماز می خوانند. جهت قبله نجفی و کارگزاران هم کاملا به سمت هاشمی رفسنجانی است.
عارف سالها معاون خاتمی بود و بنده خدا هرگز هم داعیه اصلاح طلبی نداشت و عملکرد او هم نشان داد که نه از توان و شجاعت لازم برای انجام کارهای اجرائی حتی در سطح یک وزیر و استاندار و … برخوردار است و نه به اصلاحات و خاستگاه آن دلبسته است ،تا چه رسد به اینکه در سطح رئیس جمهور قادر به ایجاد تحولی در کشور شود.
خاتمی با پشتوانه بیش از 20 میلیون رای دو دوره رئیس جمهور این کشور شده و در شرایطی که مجلس ششم هم کل اجمعین در پشت سر ایشان بوده است و مطبوعات هم آزادانه از او حمایت می کردند نتوانست کاری از پیش ببرد. اکنون وضع مطبوعات کاملا معلوم است. مجلس همان مجلسی است که علیرغم حرف و حدیث هائی که وجود داشته با نقل یک نظر به وزیر کشور شدن کردان رای می دهد! با فرض اینکه اراده غالب برای رئیس جمهور شدن دوباره احمدی نژاد را نادیده بگیریم آیا فکر می کنید که خاتمی از مطلوبیت و توانمندی لازم برای رئیس جمهور شدن سه باره و ایجاد تحول اساسی و موثر در کشور برخوردار است!؟
لذا اگر کماکان حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن را به افراد کلیشه ای که عملکرد و کارنامه آنها بهترین معرفشان می باشد محدود نمایند و انتخاب ها هم همچنان محدود به انتخاب میان بد و بدتر شود اساسا شرکت در انتخابات کمک به حفظ شرایط کنونی است و من و شما هم باید همچنان نقش هیزم تنور انتخابات را بر عهده بگیریم!
پاسخ سوال دوم: چندین شبکه سراسری و استانی رادیو و تلویزیون ، تریبون های نماز جمعه ، مجلس و روزنامه های دولتی و…به ذکر نکات مثبت مملکت اشتغال دارند. بنابراین اجازه بدهید تا چند وبلاگ هم نقاط ضعف را برای مخاطبین محدود خود بیان کنند تا خوشی زیادی زیر دل مردم نزند و شاید گوش شنوائی هم با شنیدن و توجه کردن به نوشته های منتقدین به رفع نواقص بپردازد. علی نگهدارتان
154- بررسی مدارک تحصیلی کردان توسط رئیس کمیسیون آموزش!؟
*سلام آقای اعلمی آیا به عقیده شما واگذاری بررسی مدارک کردان به رئیس کمیسیون آموزش مجلس نتیجه بخش خواهد بود؟ ممنون می شوم اگر پاسخ این سوال را مرقوم بفرمائید. (نظری)
اعلمی : نظر به اینکه؛
1_ به گفته روح الله حسینیان نماینده تهران ،کردان در پاسخ به نمایندگان مدعی شده است که لاریجانی در زمان ریاستش بر سازمان صدا و سیما با علم به دارا نبودن مدرک دکترا به او حقوق و مزایای مربوط به مدرک دکترا را پرداخته است؛”فرمودند من از جناب آقاي لاريجاني اجازه گرفتم ” ،فارغ از صحت و سقم این ادعا ،فعلا لاریجانی نیز بنوعی در این پرونده (تاکنون)سیاسی ذیمدخل و شریک است.
2_ برخی از نمایندگان مدعی شده اند که کردان بدون دارا بودن مدرک لیسانس از دانشگاه آزاد فوق لیسانس دریافت کرده و با عنوان دکترا هم در این دانشگاه اشتغال به تحصیل داشته است. بنابراین در این پرونده جاسبی هم ذیمدخل و شریک است.
3_ مراجعی که به استعلامات مربوط به مدرک کردان پاسخ خواهند داد ،وزارت علوم و دانشگاه آزاد است. وزارت علوم زیر نظر وزیر دولت نهم و از همکاران کنونی کردان است. دانشگاه آزاد هم تحت تسلط جاسبی است.
4_ رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات از منسوبان نزدیک جاسبی است ،بنابراین واگذاری پرونده مذکور به رئیس این کمیسیون برای بررسی مدارک کردان به هیچوجه قابل دفاع نیست و با توجه به اهمیت موضوع کمیته ای مرکب از برگزیده نمایندگان منتقد و افراد بیطرفی از کمیسیون اصل نود و سایر کمیسیون ها باید به این مساله رسیدگی کنند و برای اینکه باز مصلحت فدای عدالت نشود و از بعضی جاها برای حفظ مصلحت نظام و از این قبیل توجیهات ،توصیه و سفارشی کار را نیمه تمام نگذارد ،لازم است که هرروز از پیشرفت و چگونگی تحقیقات هم گزارش به مطبوعات ارائه شود.شخصا به نتیجه این کار خیلی خوشبین نیستم.
155- انگیزه طرح تحول اقتصادی و پیامدهای قطع برق!
*سلام اول دوست دارم از راه اندازی بخش ‘50نظر شما و 50پاسخ ما’ که این کار ارتباطی دوسویه بین شما و مخاطبان شما را برقرار می کند تشکر کنم و تشکر ویژه از پاسخ شما به پرسش من. در مورد تمدید سرپرستی وزارت دارایی با نامه آقای احمدی نژاد به رهبر ایران باید عرض کنم ‘کاین خانه از پای بست ویران است’ چرا که آنانی که ادعای اجرای قانون اساسی و بویژه شاهکار این قانون … را سر می دهند و در دفاع از آن سینه سپر می کنند و در عمل مصلحت گونه از آن نه استفاده بلکه سوء استفاده می کنند چگونه می خواهند ایران را برای سال های بعد به قله پیشرفت هدایت کنند . همانطوری که شما اشاره کرده اید در جمهوری اسلامی ایران هر مقامی مسئولیت محدودی دارد و حق ندارد پا فراتر از مسئولیت خود پیش گذارد . اما این بدعت ناروا نه اینک که چندین سال است گذاشته شده .دوست داشتم نظر شما در مورد جمع آوری آمار خانواده ها برای پرداخت یارانه را به عنوان کسی که 2 دوره نماینده مجلس بوده و از قوانین اطلاع دارد بدانم . از نظر من کاری که مربوط به بیت المال باشد باید از مجرای قانونی و مجلس عبور داده شود در حالی که آقای احمدی نژاد می خواهد یک تنه هم کار مجلس را انجام دهد هم کار خود را. و باز نظر شما در مورد قطع مکرر برق را بپرسم و اینکه دولت به چه حقی این کار را می کند اگر ما پول قبض را نپردازیم اداره برق می آید و برق ما را قطع می کند ما اینک چه می توانیم بکنیم که دستمان کوتاه است ؟ در ضمن به یاد داشته باشیم که ما را با کشور هایی چون پاکستان و عراق و کشورهای دیگری که در طول روز ممکن است ساعاتی برق نداشته باشند مقایسه نکنند. آرزوهای خوبم را برای خوبان می فرستم.با تشکر(داود)
اعلمی : 1- طبق قانون اساسی ،همه طرح ها و لوایح اقتصادی باید به تصویب مجلس رسیده و در چارچوب قانون بودجه و برنامه پنجساله به اجرا در آید.(شما پیدا کنید مجلس و پرتقال فروش را!!)
2- با توجه به درآمدهای هنگفت نفتی در دو سه سال اخیر و نظر به اینکه در آستانه دهمین (باصطلاح انتخابات) ریاست جمهوری قرار داریم ،(باصطلاح طرح) اقتصادی رئیس جمهور که در یک مقطع حساب شده و خاص زمانی با پرداخت وجوهی به مردم همراه خواهد شد و پیش از اینکه مردم فرصت لمس کردن و فکر کردن در مورد آثار و عوارض تورمی این طرح کارشناسی نشده را بیابند ، خرسند از اینکه مقداری وجه نقد در حسابشان قرار گرفته است(و غافل از فشارهائی که متحمل خواهند شد) با انتخابات دهم ریاست جمهوری و صد البته تبلیغات وسیع برای بانی این پول تو جیبی مواجه خواهند شد و …(مرحله اندیشیدن و افسوس خوردن به بعد از انتخابات موکول خواهد شد!!)
3- در شرایط عادی که قانون بر جامعه حاکم است ،چنانچه در اثر مستقیم قطع مکرر برق و تغییرات پی در پی ولتاژ برق خسارتی به شهروندان وارد شود ،دولت و دستگاه مربوطه موظف به پرداخت خسارت می باشد و مراتب را می توان از طریق دیوان عدالت اداری و دادگاه های دادگستری پیگیری کرد. در شرایط کنونی ،لطفا اگر نتیجه ای حاصل شد ، به ما نیز اعلام بفرمائید تا در پی دریافت خسارت ناشی از سوختن موتور فریزر خود برآئیم.
156- این ‘نظام’ چیست که همه می گویند با اصل نظام موافقیم؟
*با سلام چند تا سوال داشتم که همیشه در ذهنم بوده و اون اینکه : این ‘نظام’ چیست که همه می گویند با اصل نظام موافقیم؟ آیا نظامی در ایران وجود داره؟ وقتی همه نمایندگان نظرشون تحت تاثیر نظر رهبر هست ، پس “رای اعتماد مجلس” به چه معنایی هست؟ به نظرم رای اعتماد رهبری کافی خواهد بود.(حامد)
اعلمی : حامد جان سلام!
نظام مورد نظر ،ناظر به سیستم حکومتی موعودی است که مختصات آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تبیین شده است. به موجب اصل یک قانون اساسی مذکور ،حكومت ايران جمهوري اسلامي است، یعنی قالب و ساختار این نظام مبتنی بر جمهوریت است و روابط و مناسبات درون این حکومت با مردم ،مردم با مردم و مردم با حکومت هم بر اساس تلفیقی از مظاهر جمهوریت به شرح مذکور در قانون اساسی و باید ها و نبایدهای صریح دین اسلام تنظیم شده است. طبق اصل دوم همین قانون جمهور اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به پنج اصل دینی توحید ،نبوت ،معاد ،عدل و امامت و كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توام با مسئوليت او در برابر خدا. به این اعتبار از آنجا که پنج اصل نخست از امور اعتقادی است و مقدّم بر تاسیس و تشکیل نظام کنونی است، می توان گفت که تاکید و ترویج این همه برای ظهور و بروز و تقویت و تحکیم کرامت و ارزش والای انسانی و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خالق خود(دقت بفرمائید در برابر خدا و نه مدعیان خدائی در روی زمین!) و فعلیت بخشیدن به جانشینی بالقوه خدا در روی زمین می باشد. بنابراین نظام موعود ،نظامی است که خروجی آن انسان محقق ،آزاد ،مختار و دارای کرامت و ارزش والای انسانی و متصف به صفات خالق خود باشد ،نه انسان نمای متحجر ،ضعیف ،زبون ،مرعوب ،ریاکار ،متملق ،جاهل و مقلّد! از اینرو میزان آزادی و ارزش و کرامت انسانی هر یک از شهروندان در این کشور ،مهمترین معیار و سنگ محک برای ارزیابی میزان انطباق نظام موجود با نظام موعود و مورد نظر قانون اساسی است. قهرا چنین انسانی در محیطی پرورش خواهد یافت که روابط و مناسبات درون نظام ،همچنانکه قسمت اخیر اصل دوم تاکید کرده است مبتنی بر اجتهاد مستمر ، استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش در پيشبرد آنها، نفي هر گونه ستمگري و ستم كشي و سلطه گري و سلطه پذيري، قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي باشد. براین اساس چنانکه اصول 6 ، 9 و 56 قانون اساسی تاکید می کنند علاوه بر آنچه بیان شد ،مهمترین ویژگی نظام موعود این است که در این نظام ؛
1-یک فصل از قانون اساسی مرکب از دهها اصل ،ناظر به آزادی ها و حقوق سیاسی ،اجتماعی و شهروندی است و حتی علیرغم نواقص و انتقاداتی که متوجه قانون اساسی است با اجرای کامل آنها مطلوبیت نهائی و رضایتمندی نسبی مردم تامین خواهد شد.
2-امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي اداره شود، از راه انتخابات
3- آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند.
4-انسان بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم است و هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد. قواي حاكم در نظام جمهور اسلامي ايران نیز عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه که وزن و ارزش هر یک از این سه قوه نیز در گرو میزان همسوئی این قوا با معیارهائی است که در بالا به آن اشاره شد.
قضاوت در مورد اینکه آیا چنین نظامی در ایران وجود دارد یا خیر ،با شما و از طریق ارزیابی آثار ناشی از سیاست های رایج و میزان انطباق آن با نظام موعود است.
157- با پول ما تو بار و كازينو های آمریکا هال ميكنه مارتيني ميزنه اونوقت!
*خوب از كسي كه جاش تو ايالات متحده گرم باشه بيشتر از اينم نميشه انتظار داشت . ما رو باش كه دل به كه بستيم . … با پول ما تو بار و كازينو هال ميكنه مارتيني ميزنه اونوقت دم از عدالت و حق مردم هم ميزنه …( كاوه)
مدیر سایت: تا خود فروخته های جاهلی مثل تو در این کشور وجود دارند و یا تجاهل کرده و دیگران را بدروغ متهم می کنند، هیچ امیدی به بهبود وضع موجود نیست. اگر از اربابانت بپرسی یقینا بتو خواهند گفت که اعلمی به کوری چشم دشمنانش در ایران و در ناف تهران است. ضمنا دلیلی ندارد که مزخرفاتت را در قسمت های مختلف با اسامی مستعار متفاوت بنویسی، ادبیات چاله میدانی ات باندازه کافی معرّف شخصیت خودتت و هدایت کنندگانت هست! و نکته آخر اینکه، تو اگر پول داشتی که ناگزیر نبودی خودت را برای چندرغاز به راحتی بفروشی و به یک مسلمان به راحتی تهمت بزنی. با این وجود اگر هم پول امثال تو در جائی داره خرج میشه سوراخ دعا را اشتباه گرفته ای، طرفت اعلمی نیست که توی ایرانه و نون عرق جبینش را می خورد، پس دلتو به همون اربابات خوش کن و دلخوش کردن به اعلمی پیش کشت! راستی یادم رفت بپرسم ؛ معلومه که در حسرت “هال” کردن در کازینوهای آمریکا و مارتینی زدن دلت غش می ره ، اما خوبه توضیح بدی که مارتینی چیه و چه مزه ای داره؟ ارزونه و یا گرون تهیه اش می کنی!؟ اگر بازم با همپالکی هایت به کازینو رفتی و مارتینی زدی! اینبار حواست باشه که “حال” را “هال” ننویسی!! شیر فهم شد؟ باز تاکید می کنم که از یک اسم مستعار استفاده کنی!
158- از سلمان رشدي هم سبقت گرفتي ، پس منتظر باش!
*دشمني علني شما با ولايت مطلقه فقيه تكليف را براي همه روشن كرد . از سلمان رشدي هم سبقت گرفتي ، پس منتظر باش(ف م پ)
اعلمی : چشم منتظرم!
159- دکترا بکمک کاتالیزور های مخصوص!
*جناب دکتر اعلمی با سلام و عرض ارادت. خواهشمندم بخش مهم خاطراتتان را که مربوط به جلوگیری و مانع شدن برخی مقامات و به اصطلاح نمایندگان مجلس از مطرح و تصویب شدن اصل 15 (که همانا حق تحصیل به زبان مادری است) پوشش دهید. بسیار بجا خواهد بود که فعالین حرکت ملی و مردم آذربایجان که سالهاست در این راه مقدس و بحق تلاش می کنند، دستهای … و پنهانی را که مانع و سد راه تحقق درخواست های قانونی مردم آذربایجان هستند ،بشناسند.( مهدی)
اعلمی : سلام بر شما- آسیاب به نوبت. ضمنا آنقدر مرا دکتر خطاب می کنید تا من هم در این روزگار وانفسا البته نه مانند آندسته از نمایندگان و مسئولانی که علیرغم سه شیفته کار کردن ،بکمک کاتالیزورهای مخصوص و استفاده از بورسیه ها و سهمیه های دولتی و نیروهای غیبی و فرو کردن مدرک دیپلم و فوق دیپلم در خم رنگرزی “دکتر” شده و می شوند(ایکاش حداقل در حد لیسانس سواد لازم را داشته باشند!) ناگزیر شوم که دکترای خود را اخذ کنم تا شاید از پرستیژ اجتماعی آن استفاده نمایم!!
160- اسلام توجیه گر قدرت!؟
*با سلام خدمت هم وطن گرامی جناب اعلمی!
جناب اعلمی نظرتان را در باره؛
1- … و اینکه اقای خمینی با بستن … روزنامه ها و اینکه اگر 35 ملیون نفر بگو یند بله من می گویم نه چیست؟ 2- شما اسلامی را که بر اساس فلسفه ارسطو توجیه گر قدرت شده قبول دارید یا اسلامی را که بر اساس روش شناخت بر پایه توحید که از متن قران گرفته شده و بر اساس ان اسلام تنها مکتبی است که به استقلال و ازادی تا بی نهایت اعتقاد داردنه بر پای ثنویت دو محوری که لیبرالسم مدعی ان است؟ با تشکر در رابطه با سوال اول اگر مشکلی هست می توانید خلاصه سوال را مطرح کنید و جواب دهید(محسن)
اعلمی : آقا محسن سلام!
1-برای داوری صحیح و علمی در مورد هر پدیده ،فتوا ،نظر و عملکردی باید به دو عنصر زمان و مکان و شرایط حاکم بر ایندو هم توجه شود. نظری که در شرایط انقلاب ،جنگ و آشوب در مورد یک پدیده بیان می شود ، قهرا به زمان و مکانی که انقلاب به نظام و نظام به یک نظام مستقر تبدیل شده است ، قابل تعمیم نیست. به همین سبب آیت الله خمینی بعدها و بارها نظرات نقیض و کاملا متفاوت با جمله ای که شما نقل کرده اید را عنوان کرده اند.
2-در یک نظام مستقر و نهادینه شده که دارای قانون اساسی است و تنظیم و تبیین روابط متقابل حکومت و مردم و مردم با مردم و باید ها و نباید ها و قلمرو آزادی ها به قانون (با تاکیدی که در اصل نهم شده) محول می شود. سه اصل 6 ،9 و 56 این قانون بهترین محک برای داوری در مورد جمله مذکور است.
3-بنده اساسا معرفتی را که توجیه گر قدرت باشد ،بیگانه با اسلام راستین می دانم و معتقدم که نسبت دادن چنین فلسفه ای به اسلام ظلم به آن است و اساسا اندیشه ای که توجیه گر قدرت باشد شرک است نه اسلام. در اسلامی که ما می شناسیم و به آن باور داریم مرز آزادی و اختیار بشر تا آنجاست که حتی وقتی از سوی خداوند از نزدیک شدن به میوه ممنوعه نهی می شود ،امکان و اختیار سرپیچی از این فرمان را هم می یابد و البته بدون آنکه از بودن و هستی محروم شود با صفت “خلیفه اللهی” تنها محکوم به هبوط بر روی زمین می شود! و با وجود اینکه هزاران رسول و نبی مامور نشان دادن راه رشد و تعالی و خدائی شدن به او می شوند ،به موازات بشارت و نذیر اعلام می نمایند که؛ “لا اکراه فی الدین” ، “انّا هدیناه السبیل ،اما شاکرا و اما کفورا” و …لذا همچنانکه شما هم اشاره کرده اید ،کاشف ،معرّف و مفسّر اسلام راستین ،قران ،عقل و سنّت است.
161- نوشته های وب سایت کم و بیش معرف افکار و عملکرد مسئول آن است
*من دقیقا شما رو نمی شناسم ولی اسمتونو یه چند باری از اینور اونور شنیدم..میشه خودتونو برای بنده بی سواد معرفی کنید؟ ( مهدی)
اعلمی : اختیار دارید! گمان می کنم که نوشته های همین وب سایت کم و بیش معرف افکار مالک آن باشد!
162- اصلاحطلبان بي بخار!
سلام از « درس كوچكي به او دادم» خيلي شادمان شديم. خدا كمي از اين بزن بهادري و نوازشگري شما را به باقي اصلاحطلبان ِ بي بخار عطا نمايد
( ايماگر)
اعلمی : دوست عزیز سلام
1-اگر دقت کرده باشید این خاطره مربوط به 35 سال قبل است.
2- گرچه شما از واکنش من در برابر فحاشی یک فرد صاحب قدرت و مسلح با عنوان بزن بهادری یاد کرده اید ، اما شخصا نام آنرا زیر بار زور و ظلم نرفتن که از مقتضیات شرایط زمانی و مکانی خاص و برهه ای از نوجوانی ام بوده است، می گذارم.
163- خدا بزرگ است ،اما بعضی از بنده هایش خیلی کوچک هستند و ادعای خدائی دارند!!
*با سلام آقای اعلمی خودت را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده کن خدا بزرگ است .منهم به شما کمک خواهم کرد.( محمود از دانشگاه علامه)
اعلمی : سلام- در اینکه خدا بزرگ است شکی نیست ، اما بعضی از بنده هایش خیلی کوچک هستند و ادعای خدائی دارند!! بهر روی از لطفت سپاسگزارم
164- رد صلاحیت اشخاص صلاحیت دار کاملا آگاهانه و توسط افراد کاملا بیدار صورت می گیرد
*جناب آقاي اعلمي ! با سلام با شناختي كه از شما داشته و دارم فقط ميتوانم از رد صلاحيت شما در انتخابات براي نظام و كشور اظهار تاسف كنم . نمي دانم مسئولين امر خوابند يا خود را به خواب زده اند چرا كه وجود نماينده صادق و سالم در مجلس اگر چه براي مقامات فاسد كشور خوب نيست ولي براي مردم ،كشور و آينده نظام خوب است . خدا يار و ياور شما باشد در همه جا و در هر حال . نه اهل تملق گويي هستم و نه تعارف و فقط نظرم را صادقانه عرض كردم .(شكيب)
اعلمی : جناب شکیب با سلام! بعضی ها خوابند و بعضی ها هم خود را به خواب زده اند و البته یقین داشته باشید که رد صلاحیت اشخاص صلاحیت دار مردمی کاملا آگاهانه و با اطلاع و توسط افراد کاملا بیدار صورت می گیرد!! از لطف شما نسبت به خود سپاسگزارم
165- اگر مي دانستيد که به شما انگ بي ديني زده مي شود آيا بازهم به جبهه مي رفتيد!؟
*جناب آقاي دكتر اعلمي عزيز سه سوال از شما دارم: 1- بنده و بسياري از افراد جامعه از وقايع و حقايق كمابيش اطلاع داريم. وقتي آدم مطلبي را مي خواند بايد نسبت به آن عكس العمل نشان دهد. حال سوال اين است ما چكار مي توانيم بكنيم وقتي از اين همه فساد مطلع هستيم( مثلا وقتي شما و امثال شما را در انتخابات رد صلاحيت كردند و مسايلي از اين قبيل، مردم دو راه داشتند: يكي سكوت مثل سي سال گذشته و يا قيام عليه اين افراد)؟
2-در مورد رياست جمهوري سال بعد سوالي دارم. به نظر شما آيا آقاي خاتمي كانديد مي شود؟ نظر شما راجع به ايشان چيست؟ ايا ايشان در صورت پيروزي كاري از پيش مي برد؟( خواهشا كلي جواب ندهيد)
3- آقاي دكتر مي خواستم بپرسم اگر به بيست و اندي سال قبل برگرديم و شما مي دانستيد بيست و اندي سال بعد با شما اينچنين رفتار مي شود و انگ بي ديني به شما زده مي شود آيا بازهم به جبهه مي رفتيد؟ ممنون از حسن توجه شما. (علي منصوري)
اعلمی : 1- پاسخ سوال اول و انتخاب نوع عکس العمل به کنش ها با خودتان است.
2- با توجه به روحیات خاتمی و تجربه 8 سال عملکرد دولت او و ناتوانی وی در برابر نهادهای انتصابی و مهمتر از همه عزم این نهادها برای کارشکنی در برابر افراد ناتوان و غیر خودی ،آمدن یا نیامدن او تاثیر چندانی در تغییر اوضاع نخواهد داشت و اغلب کسانی هم که بر این کار اصرار می ورزند بیشتر سنگ خود را به سینه می زنند تا شاید با آمدن خاتمی دوباره به نان و نوائی برسند ، گرچه تعدادی هم از روی دلسوزی و با امید رها شدن از سیاست ها و عملکرد احمدی نژاد و اینکه اربابان اجازه حضور افراد دیگر را در صحنه انتخابات نخواهند داد ، ناگزیر به او روی آورده اند. مضافا بر اینکه من تصور می کنم با توجه به تغییر و تحولاتی که صورت گرفته رئیس جمهور ّبعدی از هم اکنون مشخص شده است.
3- جبهه رفتن من و امثال من بخاطر این و آن و یا خوشایند اشخاص نبوده و گمان می کنم که قاطبه مردم کوچه و بازار برای دفاع از کشور و نوامیس خود عازم جبهه ها شدند نه بخاطر بدست آوردن مقام و موقعیت که اکنون با رد صلاحیت شدن از سوی خدایگان روی زمین، نسبت به دفاع خود از تمامیت ارضی کشورشان پشیمان شوند! اما اگر می دانستم که در اثر انقلاب مقدرات کشور بدست بعضی از این آقایان خواهد افتاد و گرفتار وضع موجود خواهیم شد، یقینا پشت دستم را داغ می گذاشتم تا حداقل به اعتقاد و باورهای مردم لطمه ای وارد نشود.
166-آرمین و بهزاد نبوی کوچکترین نقطه ضعف مالی ندارند.
*آقای اعلمی همچنانکه می دانید کیهانی ها و حسین شریعتمدارچی ها به هر تابنده ای بجز خودی هایشان در روی زمین گیر می دهند و البته در جای خود هم به مجیزه گوئی خودی هایشان روی می آورند. مثلا زمانی که بهزاد نبوی در پترو پارس بود از حیث مالی به او خیلی گیر می دادند اگر ممکن است نظر خود را در مورد مسائل مالی افرادی نظیر نبوی و آرمین بیان بفرمائید.( حسین-ل)
اعلمی : حسین شریعتمداری ماموریتش همین است و در واقع او سخنگوی برخی از نهادهائی است که مایل نیستند مواضعشان را بصورت رسمی و مستقیم بیان کنند. هر دو شخصیتی که نام برده اید یعنی محسن آرمین و بهزاد نبوی از حیث مالی جزء پاکترین و سالمترین نیروهای سیاسی کشور هستند و کوچکترین نقطه ضعف مالی ندارند و مطمئن باشید که اگر ایندو کوچکترین ضعف مالی داشتند تا کنون چندین بار تیتر نخست کیهان شده بودند و در برخی از نماز جمعه ها هم ائمه جمعه فریادشان گوش فلک را کر می کرد.
167- ای بسا ابلیس آدم رو که هست…
agaye alami bebakhshin ke mozahem shodam.agaye alami ma midanim aksare kasani ke lebase siyasat be tan kardeand adamhaye khoobi nistand. pas be nazare man dige loozomi nadare ke ingadr efshagari konim . bayad charei andishid. bayad lebase… be tan konim. mardomo ma ungadr ham nadan nistan. agaye alami man az shoma khehesh mikonam be `jaye inke efshagarane amal konid begin ke ma chi kar konim. ma hame midanim ke shoma vagean adame dust dashtani va pako salemi hastin. vali ma niyaz darim ke moshkelato hal konim. ta giyamat ham az kesafat kari haye … harf bezanid inha dorost nemishan. agaye alami ma azadi mikhahim . va in azadi da gerove rahbariye azadmardani mesle shoma va …. ast
(alireza)
اعلمی : یک- آقای علیرضا!اگر از این پس یادداشت های خود را با حروف انگلیسی ننویسید ممنون خواهد شد ،زیرا هم ممکن است که برخی کاربران در خواندن آن دچار مشکل شوند و هم ما را در پاسخ دادن با مشکل مواجه می سازد.
دو- اینکه مدعی شده اید اکثر کسانی که لباس سیاست به تن کرده اند آدم های خوبی نیستند! قضاوت ناصحیح و در حکم افتراست و تکرار همان اندیشه نادرستی است که می گوید همه فافد صلاحیت هستند مگر آنکه خلافش ثابت شود!در حالیکه ما معتقدیم مادامیکه خلاف افراد ثابت نشده اصل بر برائت اوست.
سه- هدف من افشاگری نیست، در غیر اینصورت نام و نشانی کامل فرد را هم بیان می کردم. قصدم از ذکر این خاطره انتقال دو پیام است؛
اول:”ای بسا ابلیس آدم رو که هست…پس به هر دستی نباید داد دست”. یعنی چه بسا کسانی در دستگاه های مختلف نفوذ کرده اند که خود واجد صلاحیت لازم نیستند و چه بسا برای تثبیت و ماندگار شدن در قدرت حتی ناگزیر به خودشیرینی و طرد و حذف نیروهای مردمی شوند. در این صورت تصمیم گیران اصلی کشور با میدان دادن به چنین نیروهائی خواسته یا نا خواسته “بر سر شاخ بن می برند”!
دوم:ممکن است که برخی از”واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند، چون به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند”!
چهار-خداوند سرنوشت هر قومی را بدست همان قوم سپرده است.
168- ارسال یادداشت با حروف انگلیسی؟
salam.agaye alami dige be nazarate man pasokh nemidahid. az man delkhor hasin?man ke az daste shoma narahat nistam. chon ungadr zarfiyat daram ke kasi behem eibhamo bege va man narahat nasham. vali mesle inke shoma az dastam narahat hastin. man mazerat mikham . gorbanet
allireza
اعلمی : علیرضا جان سلام. چه دلیلی داره که از دست شما گل پسر ناراحت شوم. اما حق بدهید که امکان پاسخ دادن به همه نظرات کاربران عزیز میسّر نیست. ضمنا اگر از این پس یادداشت های خود را با حروف انگلیسی ننویسید ممنون خواهد شد ،زیرا هم ممکن است که برخی کاربران در خواندن آن دچار مشکل شوند و هم ما را در پاسخ دادن با مشکل مواجه می سازد.
169- فعلا بجز بخش نظرات ،پاسخگوئی به ایمیل ها میسّر نیست.
*آقای اعلمی با سلام و خسته نباشید و تشکر از مقالات مستند و مستدلی که ارائه می فرمائید. گلایه کوچکی هم دارم؛ تا کنون دو ایمیل برایتان ارسال کرده ام که به هیچیک از آنها پاسخ نداده اید.چرا؟( زهرا)
اعلمی : سلام بر شما- گرچه این یادداشت شما تکراری است و در بخش دیگری به آن پاسخ داده ام با این وجود من هم دوباره پاسخم را تکرار می کنم؛ از ابراز لطف شما تشکر می کنم و لازم است که خدمت شما و همه دوستان و کاربران عزیز عرض نمایم که فعلا پاسخگوئی به ایمیل های شخصی میسر نیست و تنها به یادداشت هائی که در بخش نظرات و ذیل مقالاتم ارسال می شود و جنبه عمومی داشته و دیگر کاربران نیز کم و بیش می توانند از آن استفاده نمایند پاسخ لازم ارائه می شود.پیروز و سالم باشید
170- دارو وسیله درمان است ،اما می تواند بلای جان هم باشد!
*سلام آقاي اعلمي خسته نباشيد. از خاطرات مشابه با خاطره شما بسيار شنيده ايم ،اما من يك سوال اساسي دارم ،آيا اين امكان سوء استفاده از دين و مذهب عيب بزرگي بر اسلام نيست؟
اينكه اسلام بهترين ابزار براي بدترين افراد شده است ،آيا اين عيبي بر دين نيست؟
خيلي وقتها بخودم مي گم خوب دين ما بسيار تحريف شده است اما از خودم مي پرسم 52 كشور مسلمان در جهان وجود دارد ، هيچ يك از آنها كسي ادعا نمي كند که به اندازه حتي بعضي كشورهاي غير مسلمان، خوب (از هر نظر) هستند. مشكل از كجاست؟ چرا يك مورد نسبتا موفق از اجراي اسلام در هيچ يك از كشورهاي مسلمان سراغ نداریم؟ لطفا نظر تحليلي خودتان را بگوييد- كلي و زياد خلاصه نباشد – بسيار متشكرم(اسلان)
اعلمی : اسلان عزیز سلام!
1-هرگونه سوء استفاده از دین و مذهب از گناهان کبیره محسوب و عیب بزرگی برای سوء استفاده کنندگان از آن است و ارتباطی به مذهب ندارد. همچنانکه از انرژی هسته ای می توان برای حیات ،آرامش ،آسایش و ارتقاء دانش و سطح زندگی بشریت استفاده کرد ، آنرا می توان برای ساخت بمب اتم و سلب حیات و آرامش و آسایش بشریت هم مورد استفاده قرار داد. همچنین دارو وسیله ای برای درمان است ،اما در صورت استفاده غلط از آن ،می تواند بلای جان هم شود ،در این صورت آیا می توان گفت که مقتضای انرژی هسته ای و دارو ،استفاده بد از آن است!؟
مثال دیگری می زنم ؛در قوانین ما برای برخورد با اشرار و مزاحمین نوامیس مردم ،قانونی وجود دارد که این اواخر از آن برای سرکوب مطبوعات استفاده می شود ،آیا اشکال در قانون است یا مجریان آن؟ تصور می کنم که پاسخ کاملا روشن است.
2- مشکل اساسی از ماست که اولّا ،با کنار گذاشتن عقل و اندیشه می خواهیم تنها با توسل به اوامر و نواهی شرعی و بدون اینکه آنها را با مقتضیات روز تطبیق دهیم ،بر همه مشکلات دنیا فائق آئیم.و ثانیا ،برای به قدرت رسیدن به استفاده ابزاری از دین روی می آوریم!
3-در کشورهای غیر مسلمان مورد اشاره شما اگر از دید ما دارای قوانین بد هم باشند ،اما همین قوانین ،خوب اجرا می شود و همه در برابر آن یکسانند و هیچکس از پاسخگوئی در برابر قانون در امان نیست بنابراین در این قبیل جوامع قدرت مطلقه غیر پاسخگو هم موضوعیت ندارد و هیچ عمل خطائی از دید مردم پنهان نمی ماند و همه در برابر مردم مسئولند و با احراز خطا از سوی هرکس که باشد با او برخورد قانونی صورت می گیرد.
مهمتر از همه در این جوامع انسان ها عزیز و محترم هستند و کسی مجاز به دخالت در حریم خصوصی افراد نیست. وانگهی در چنین جوامعی فعالیت احزاب و مطبوعات آزاد است و یکی از دلایل موفقیت آنها رقابت آزاد میان احزاب برای رسیدن به قدرت و نیز آزادی مطبوعات و سایر نهاد های مدنی برای نظارت بر عملکرد صاحبان قدرت است …امیدوارم نظر شما تامین شده باشد.
171- از امام جمعه بیدار “خیلی غیور” و همیشه در صحنه تبریز بپرسید!
*جناب آقاي اعلمي بنده يك سوالي داشتم. چرا هر قانوني كه باعث اذيت و محدوديت مردم خواهد شد قبل از اينكه به تصويب برسد و يا در مرحله سخن مي باشد در تبريز به عنوان اولين شهر به نحو احسن اجرا مي شود ولي هر گاه قانوني به نفع مردم باشد تبريز فراموش مي شود؟؟ مثلا در مساله خاموشي هنگامي كه صحبت از خاموشي بود هنوز، ما در تبريز شاهد خاموشي چهار ساعته بوديم در حالي كه در ساير شهر ها به اجرا گذاشته نشده بود شايد هم اواخر مسولين با سفر به شهرهاي ديگر متوجه شدند كه چنين خبري هم نيست و ديگه قطعي برق به كل فراموش شد. ويا هنگامي كه يك امام جمعه در يك استان جنوبي با هدف مبارزه با اعتياد صحبت مبارزه با مفاسد اجتماعي مي اندازد فرداي همان روز ما شاهد گشت هاي ارشاد در تبريز مي شويم كه زورشان فقط به جوانان مظلومي مي رسد كه شايد تنها تفريحشان چند دور گشتن در خيابان باشد كه به جرم پرسه زني تبديل مي شود و اراذل اوباش واقعي كه در خفا دست به هر نا مردي مي زنند مورد مصونيت قانوني قرار مي گيرند؟(كاووس)
اعلمی : به این قبیل سوالات امام جمعه بیدار “خیلی غیور” و همیشه در صحنه تبریز و باند وی و همچنین وکلای اقماری اش در مجلس و آندسته از کسانی که چشم و گوش بسته از این مجسمه عدالت تبعیت می کنند، باید پاسخ دهند.البته فراموش نکنید که این امام جمعه متخصص در همه امور و باند وی و نیز نمایندگان حلقه بگوشش که قیم مردم تبریز و گاهی فراتر از تبریز هم می باشند، تنها زمانی که برخی از اطرافیان احمدی نژاد افاضات عجیب و غریب عنوان کرده و مقدسات مردم را ملعبه دست خود قرار می دهند در خواب تشریف دارند و نباید مزاحم آنان شد!!
172- خائن و خادم یکیست و همه شما مجرمید!؟
*جناب اعلمی شما با زرنگی تلاش کرده اید نقش خودتان را در سرکوب حرکت های آزادیخواهانه و دمکراتیک ملیونها انسان در سراسر ایران را پنهان کنید، حرکت های دمکراتیک از دانشگاه ها تا کارخانجات و مزارع را در همان اوایل انقلاب که … تحت فرمان و عنوان: بشکنید این قلم ها را و اقتصاد مال خر است و آزادی مال حیوانات است، بوسیله امثال شما به خاک و خون کشید و تعرض و سرکوب نسبت به سازمانهای اجتماعی صنفی و سیاسی موجود در اوایل انقلاب را که نه تنها از شما بیشتر سابقه مبارزاتی ضد رژیم شاه داشتند بلکه اغلب در تشکل های دانشجوئی و دانش آموزی و کارگری و دهقانی فعال بودند را از داشتن حتی یک محل فروش نشریات به ضرب چماق و دشنه به شیوه مرسوم ثارالله که امروز نیز مردم در دانشگاه ها شاهد آن هستند، محروم کردید. کشور را تک صدائی کرده و بدست امثال جنتی، مصباح و …. دادید. قتل عام هزاران زندانی فقط در طول تابستان 1367 که محکومیت زندان خود را دریافت کرده و در مواردی آن را پشت سر گذاشته بودند، را که حتی اگر شرکت نداشته ای در قبال آن سکوت کرده و جنایت و خسارت جبران ناپذیری به جامعه و حرکت دمکراسی خواهی وارد کردید و شریک جرمید… (قشقائی)
اعلمی : خوشبختانه بنده در زندگی خود نقطه تاریک و پنهانی ندارم و هر آنچه بوده در همین سایت با مخاطبینم در میان گذاشته ام . اما بنظر می رسد شما جزو آندسته از افرادی هستید که به دلیل متراکم شدن عقده هایتان نسبت به عملکرد نامناسب برخی از اشخاص مایلید که همه را با یک چوب رانده و با زیر پا نهادن وجدان و انصاف(البته اگر داشته باشید)همه را متهم به گناه ناکرده و شریک در اشتباهات دیگران نمائید!از دید موجوداتی مثل شما دوغ و دوشاب یکی است و همه جانی و عامل سرکوب مردم هستند مگر اینکه خلافش ثابت شودا! اما ای کاش تنها یک دلیل برای اثبات ادعاهای کذب و اتهامات ناروای خود ارائه می دادید . یقین داشته باشید که دود این شیوه برخورد با کسانی که همه زندگی خود را صرف خدمت به مردم و دفاع از حقوق و آزادی های آنان کرده است پیش از هر کس چشمان خود شما را خواهد آزرد و دیگر کسی و انگیزه ای برای دیگران نمی ماند که با پشت کردن به منافع مادی فریاد رس این مردم باشد، زیرا از دید امثال شما خائن و خادم یکسانند!! وانگهی امیدوارم که مقصود شما از حرکت های دموکراتیک معطوف به قتل و کشتار مردم بی دفاع کوچه و بازار توسط برخی از ایادی سازمان های شناخته شده در ایران و خیانت آنان به ملک و ملت نباشد.
173- کارکرد این سایت دفتر مشاوره و پاسخگوئی به سوالات گوناگون نیست!
*با سلام خدمت اقاي اعلمي اول گلايه اي از شما بكنم كه اينجانب طي نامه اي خصوصي چند سوال از محضر شما پرسيدم كه البته به جز يك مورد از سولاتم كه پاسخ آن را در اين بخش نوشته ايد بقيه بي جواب مانده است در ثاني يك سوال از حضرتعالي داشتم ار در زمان فعاليت سياسي اينده را پيش بيني مي كرديد و به قول خودتان امثال جنتي را با كنتور دين سنجي مي ديد يا بازهم حاضر بوديد كه انقلاب كنيد ؟؟؟ آيا در آن زمان سخن از كنتور سنجي بود ؟؟ در زماني كه علما اسلام را در خطر مي ديدند و براي نجات آن دست به قيام زدند سخن از دين سنجي اشخاص بود ؟ شما كه به فرموده خودتان (تحول اساسی در زندگی ام و نقطه عطف اشتیاق من به مطالعه و درس خواندن، از روزی آغاز شد که با الفبای دینی آشنا شدم)آيا با برخورد نيروي محترم انتظامي با عنوان مبارزه با بدحجابي موافق هستيد؟؟ آيا اين برخورد نيروي انتظامي به مشابه اقدام كشف حجاب رضا خان نيست ؟؟ البته اگه جوابم رو بديد ممنون مي شم
مدیر سایت: قطعا دوستان انتظار ندارند که وظیفه و کارکرد این سایت دفتر مشاوره و پاسخگوئی به سوالات گوناگون باشد و یا اعلمی هم موظف شود که کار و زندگی خود را رها کرده و به همه سوالات کاربران محترم پاسخ بگوید. با این وصف اگر دقت کرده باشید،به احترام کاربران عزیز، پاسخ های ارائه شده استثنائی ،طاقت فرسا و بیش از انتظار بوده است. از اینرو ضمن تشکر از اظهار محبت دوستان و نظراتی که منعکس می کنند ، امیدواریم این حق را هم برای اعلمی قائل باشند که به تشخیص و مصلحت خود اعلام موضع نمایند.البته حتی الامکان تلاش خواهد شد به سئولاتی که جنبه عمومی دارد بتدریج پاسخ داده شود. با تشکر(موسوي)
174- رسانه های اصلاح طلب هم شما را بایکوت خبری کرده اند
*با سلام خدمت جناب اعلمی مدتی است که رسانه های اصلاح طلب هم شما را بایکوت خبری کرده اند و حتی در حالیکه وبلاگ های وابسته به آنها هر رطب و یابسی را انعکاس می دهند از انتشار مقالات و نوشته های شما امتناع می کنند.حتی سایت نواندیش که اغلب مصاحبه های شما را در دوران نمایندگی منتشر می کرد، اکنون از درج نظراتی که نام شما در آن باشد خودداری می ورزد. مثلا روز گذشته یادداشتی به این پایگاه اطلاع رسانی مدعی اصلاح طلبی ارسال کردم که در آن گلایه کرده بودم که چرا پس از معلوم شدن نتایج نظر سنجی نواندیش در مورد بعضی از شخصیت ها که اعلمی در آن بیش از 63 درصد آراء را بدست آورده است همه رسانه های مربوط به اصلاح طلبان از جمله نواندیش ایشان را بایکوت کرده اند؟ امااز انعکاس همین نظر که حتی در بخش نظرات مربوط به یادداشت مصاحبه سخنگوی اصلاح طلبان منعکس کرده بودم خودداری ورزیدند. علت آنرا چه می دانید؟(مهدی)
اعلمی : سلام- از لطف شما تشکر می کنم. خودم هم چنین احساسی را دارم و البته این برخورد تازگی ندارد هرچند در این حد نبوده است. این امر می تواند احتمالات و دلایل مختلفی داشته باشد؛
1_ انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است ،لذا بعضا دوباره تن به نوعی داد و ستد سیاسی داده اند.
2_ می ترسند!
3_ هرکه از دیده برفت از یاد برفت!
4_ دیگر در قدرت نیستم لذا نوشته هایم هم، بی اهمیت است!
5_ نوشته هایم اساسا بی اهمیت و بی ارزش است.
6_ محتویات برخی از نوشته هایم که احتمالا طیف موسوم به اصلاح طلبان را هم از انتقادات مشفقانه بی نصیب نمی گذارد.
7_ از نگاه بعضی از رسانه ها غیر قابل انتشار بودن نوشته هایم
8_ اجماع برای قطع ارتباط حقیر با مخاطبین بیشتر و بتدریج فراموش شدن و خلاصی از شر بنده.
در هریک از حالات فوق رسانه ها را نمی توان در انتشار یا عدم انتشار مطلبی شماتت کرد ،البته در این صورت آندسته از رسانه ها هم که وانمود می کنند اصلاح طلب بوده و اطلاع رسانی آزاد می کنند و در به همین بهانه هم پیوسته به جناح مقابل خود حمله می کنند ،حداقل خود نباید به چنین ادعائی خوشبین بوده و آنرا باور کنند!
175- بیوگرافی شما دارای ابهام است ،آیا شما اطلاعاتی بوده اید؟
*سلام بیوگرافی نوشته شده توسط جنابعالی دارای ابهامات عدیده ای است. به نظر می رسد تعمدآ مقاطعی از دوران زندگی خود را به صورت کاملا گذرا اشاره کرده اید. این در حالی است که بخشی از منتقدین شما، جنابعالی را متهم می کنند که دارای سابقه اطلاعاتی بودن هستید و بخشی از مصونیتی که تا قبل از مجلس هفتم داشتید مربوط به همین سابقه است. لطفا به صورت شفاف نسبت خود را با این موارد اعلام فرمایید تا حداقل آنهایی که صادقانه پشتیبان مواضع جنابعالی هستند تکلیف خود را با این صحبت ها مشخص نمایند. البته خدا را در اعلام مواضعتان در نظر بگیرید.( سعیده)
اعلمی : سلام – هنوز هم هردم از این باغ بری می رسد و ظاهرا بنده پس از پایان دوران نمایندگی خود هم باید کسی را استخدام کنم تا پاسخگوی شایعات باشد! ابتدا پیشداوری کرده و بنده را متهم کرده اید که در بیوگرافی متنشر شده ام، ابهامات عدیده ای وجود دارد و تعمدا به مقاطعی از دوران زندگی خود بصورت گذرا اشاره کرده ام و سپس مدعی شده اید که بخشی از منتقدینم مرا متهم به دارا بودن سابقه اطلاعاتی کرده و بر همین اساس نتیجه گیری می کنند که بخشی از مصونیت قبل از نمایندگی مجلس هفتم بدلیل دارا بودن همین سوابق بوده است و در خاتمه هم تاکید کرده اید که در اعلام مواضع و نوشتن زندگی نامه ام، خدا را هم در نظر بگیرم!! گرچه برای نخستین بار چنین ادعائی در مورد من عنوان و یا حداقل به خودم اعلام می شود، اما چون این سوال و جواب آن در بخش زندگی نامه به عنوان متمم و مکمل بیوگرافی ام باقی خواهد ماند، لذا بصورت مبسوط و از جهات مختلف به این توهم پاسخ می دهم.
1-بیوگرافی بنده در این وبسایت بدون کم و کاست بیان شده و تحت هیچ عنوانی در وزارت اطلاعات عضو نبوده و دارای سابقه اطلاعاتی در این دستگاه و دستگاههای اطلاعاتی موازی که در طول دو دهه اخیر شکل گرفته نیستم. تمام مشاغل و مسئولیت های بنده هم تنها محدود و معطوف به همان مواردی است که در زندگی نامه خود ذکر کرده ام. پس بقول خودتان ، با خیالی آسوده و قاطعانه “تکلیف خود را با قاطعیت با این قبیل صحبت ها مشخص کنید” و بدون اینکه نیازی به توصیه شما باشد، یقین داشته باشید که در اعلام مواضع خود و در نوشتن بیوگرافی، ان شاءالله خدا را در نظر گرفته و حتی برای شفافیت هر چه بیشتر، شما را وارد حریم خصوصی و جزئیات زندگی خود نیز کرده ام! با این وصف ذکر چند نکته را هم لازم می دانم؛
2- اگر سوالی دارید می توانید بدون پیشداوری هم آنرا بیان بفرمائید. زیر ادعای شما مبنی بر اینکه “بیوگرافی نوشته شده دارای ابهامات عدیده ای است”، ممکن است این شائبه را بوجود آورد که مدعی آنقدر به من و زندگی ام نزدیک است که حتی برخلاف خودم از ابهامات و نقاط کور زندگی ام هم مطلع می باشد! در این صورت ممکن است ظریفی بگوید که اگر واقعا اینطور فکر می کنید، محبت بفرمائید و بیوگرافی مرا هم شما بنویسید!
3-از کدام مصونیت تا قبل از مجلس هفتم برخوردار بوده ام که پس از مجلس هفتم زائل شده است!؟ بد نیست بدانید که فقط در مجلس ششم 14 بار به دادگاه احضار شدم. با فرض اینکه دارای مصونیت بوده ام، آیا مصونیت هم بصورت کوپنی و جیره بندی اعمال می شود؟ اگر پاسخ منفی است ،پس بفرمائید که چرا این مصونیت تنها شامل قبل از مجلس هفتم شده و به پس از آن تسری پیدا نکرده است!؟
4-اگر همکاری با وزارت اطلاعات برای کسی مصونیت می آورد، در اینصورت شخصیت هائی مانند سعید حجاریان که زمانی از موسسین و معاون این وزارتخانه بوده اند، امروز نباید دچار سرنوشتی می شدند که بر کسی پوشیده نیست.
5-آیا گمان می کنید که هرگونه عضویت در دستگاه اطلاعات و امنیت یک کشور چنان مذموم است که اگر فردی در این دستگاه کار کرد، مرتکب ذنب لایغفر و گرفتار کفر ابلیس شده و باید این بخش از سوابق خود را پنهان کند؟ تنها کسانی از کار خود باید شرمنده باشند که با رفتار و گفتار و اندیشه خود سبب تقویت و تحکیم یک سیستم مبتنی بر ظلم و جور و استبداد شده و اهتمام خود را صرف ایجاد خفقان و سرکوب مردم و سلب آزادی های مشروع آنان و گرفتار ساختن افراد بی گناه و تحدید و یا تهدید حقوق ملت و محروم کردن آنان از حقوق شهروندی و اجتماعی می نمایند، در این صورت تفاوتی نمی کند که آن شخص در دستگاه اطلاعات و امنیت یک کشور شاغل باشد و یا دستگاه ها و نهادهائی مانند؛ ارتش ،نیروی انتظامی ، شورای نگهبان ،وزارت امور خارجه ،مجلس و سایر دستگاه های دولتی و غیر دولتی. از اینرو من معتقدم که حتی همه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم سابق را نیز نمی توان با یک چوب راند. به عنوان کسی که 8 سال در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و بدلیل موقعیت شغلی خود با بعضی از مسئولان و کارکنان وزارت اطلاعات ارتباط داشته، تاکید می کنم که از حیث تعهد ،سلامت مالی و اخلاقی و مردمداری و قانونگرائی در میان این افراد کسانی حضور دارند که از این جهت می توان به آنها اقتدا کرد. البته بارها گزارش هائی هم در مورد عملکرد غیر قانونی و سرکوبگرانه عده ای از عوامل اطلاعاتی در شهرستان های مختلف دریافت کرده ام که بخاطر آن چندین بار وزرای اطلاعات را به مجلس فراخوانده و یا در قالب نطق و مصاحبه و سوال به انتقاد از عملکرد چنین عناصری پرداخته ام.(پس از تکمیل شدن مطالب سایت می توانید این مواضع را هم مطالعه بفرمائید.)
6- فارغ از برخوردهای غیر قانونی و سرکوبگرانه برخی از عوامل اطلاعاتی و امنیتی، آیا تاکنون اندیشیده اید که اگر کشورمان فاقد دستگاه اطلاعات و امنیت بود، مانند عراق و افغانستان، در اطراف و اکناف کشور هر روزه شاهد چند خرابکاری و بمب گذاری که اغلب هم مردم عادی را قربانی می گیرد، بودیم! بنابراین بهتر است افراد را نه بخاطر عضویت در یک نهاد بلکه بخاطر نوع تفکر و کارنامه عملکردش مورد ارزیابی قرار دهیم. حتما فراموش نکرده اید که قتل های زنجیره ای هم توسط عوامل اطلاعاتی و عناصر شاغل در وزارت اطلاعات افشاء شد.در خاتمه باز تاکید می کنم که هرگز و در هیچ مقطعی از عمر خود عضو و یا همکار وزارت اطلاعات نبوده ام .
176- سیاستمداران همیشه زیر ذره بین هستند!
*جناب اعلمی عزیز با سلام از اینکه به مطلب بنده به صورت مبسوط پاسخ دادید نهایت تشکر و امتنان را دارم. در باب آنچه پیشداوری عنوان فرمودید، باید عرض شود که بنده به هیچ وجه ادعای اشراف بر سوابق شما را ندارم. در بیوگرافی به نظر می رسد که وسواس و حساسیتی که برای مقاطع قبل از 1360 و بعد از 1378 داشتید در مورد دوره زمانی حدودا 18 ساله کمتر به چشم می خورد. به هر حال بنده به عنوان فردی که همواره پیگیر مواضع و دیدگاههای شما بوده ام و ضمن معرفی آرا جنابعالی با سوال ذکر شده در یادداشتم مواجه می شدم، ترجیح دادم در مقابل عدم ارائه مدرک ادعا کنندگان چنین سخنی، از زبان شما واقعیت را به آنان منتقل کنم. امیدوارم مواضع بر حق شما همچنان به دور از افراط و تفریط راهنمای جوانانی باشد که به پیشرفت کشور می اندیشند. (سعیده)
اعلمی : گمان می کنم که نظر شما بیشتر معطوف به قسمت “تحصیلات و خلاصه سوابق و مسئولیت های قبل و بعد از انقلاب” باشد تا بیوگرافی، زیرادر بخش بیوگرافی، اساسا چندان اشاره ای به سوابق کاری خود نکرده ام.اگر در بخش مربوط به زندگی نامه هم در بیان دوره زمانی و مقاطع خاصی، حساسیت و وسواس به چشم می خورد، به این دلیل است که به کالبد شکافی مقاطعی از زندگی خود پرداخته ام که در تکوین حالات و شخصیت کنونی ام موثر بوده است. در بخش خلاصه سوابق و مسئولیت ها هم صرفا به ذکر عناوین مسئولیت ها اشاره شده است بدون اینکه در آن وسواس و حساسیتی بچشم بخورد.”موفق باشید”
177- علاج واقعه را پس از وقوع باید کرد!؟
*برادر عزیز من به صداقت و امانت شما ایمان دارم اما سوالم از شما این است که:
1- آیا اگر همان زمانی که قرار بود کردان به عنوان وزیر نفت معرفی شود جنابعالی موضع گیری نمیکردید و در زمان رای اعتماد همان اطلاعات خود را در مجلس بیان میکردید بهتر نبود تا اینکه حالا ایشان وزیر شوند و شما دیگر نماینده نیستید؟
2- هم اکنون نیز در مقاله شما در برخی جاها شفافیت لازم نیست . چرا مردم را نامحرم میدانید و همه چیز را نمی گویید؟ با سپاس (معلم)
اعلمی : آیا منظورتان این است که وقتی مورد سوال واقع شدم، سکوت اختیار می کردم تا شاید وی را در مجلس هفتم برای وزارت نفت پیشنهاد می کردند آنگاه بنده در مقام مچ گیری و رسوا کردن یک شخص بر می آمدم!؟ مفهوم یادداشت شما این است که پیشگیری از وقوع یک حادثه تلخ بدتر از علاج بی نتیجه آن پس از وقوع حادثه است؟ با این توضیح حتما می پذیرید که این روش خیلی منطقی به نظر نمی رسد. وانگهی چه تضمینی داشت که اگر وی برای وزارت نفت مطرح می شد و من هم مخالف او صحبت می کردم مجلس هفتم به او رای اعتماد نمی داد؟ اتفاق من معتقدم اگر امثال ما صحبت می کردیم به سیاق گذشته پادوهای باهنر و احمدی نژاد و حتی توکلی در مجلس، مانند داستان تحقیق و تفحص از شهرداری و هزینه های تبلیغاتی ریاست جمهوری که بنده طراح آن بودم راه می افتادند و برای خنثی کردن سخنان من، شایع می کردند که این برخورد اعلمی سیاسی است و از اصلاح طلبان و…خط گرفته است و نظایر آن و در این صورت با توجه به ترکیب مجلس دستچین شده شورای نگهبان ،رای “کردان” در آن مجلس افزایش می یافت و ما بجای نمایندگان منتقد کنونی سنگ روی یخ می شدیم!! مدعی شده اید که برخی از جاهای این مقاله از شفافیت لازم برخوردار نیست و مردم را نامحرم دانسته ایم و همه چیز را با آنها در میان نگذاشته ایم!؟ شما اگر اطلاعات مستند دارید با نام و نشان خود ایمیل بفرمائید تا در ذیل مقاله با امضای محفوظ منعکس و مقاله حاضر بیش از این شفاف شود.ضمنا فراموش نکنید که شفافیت بیش از حد آستانه تحمل بعضی ها را به شدت کاهش می دهد! موفق باشید.
178- چرا لاریجانی این بار برای رای دادن به اعتبار نامه نماینده ای که متهم به مسائل غیر اخلاقی است اجازه برگزاری جلسه غیر علنی را داد!؟
*شنیدیم پس از یک ماه لابیگری مداوم عاقبت مجلس به …نماینده ای که در همه مراحل اعتبار نامه اش به اتهام دارا بودن پرونده اخلاقی رد شده بود با کمال افتخار رای داد!!؟؟ اکنون سوال ما این است که اولا چرا اینبار لاریجانی بر خلاف روز رای اعتماد به کردان اجازه داد جلسه غیر علنی رسیدگی به اعتبار نامه … بصورت غیر علنی رسیدگی شود!!؟؟ ثانیا آیا پرونده این نماینده در دستگاه قضائی هم دچار همین سرنوشت خواهد شد یا در کشور هنوز می توان به رگه هائی از عدالت اعتماد داشت؟ ثالثا آیا مجلس با این نماینده های اصولگرا می خواهد از اصول و ارزش ها دفاع کند. فقط به عنوان یک خبرنگار که شاهد لابی های گسترده این نماینده و همکاران اغلب ترک زبانش با سایر نمایندگان بودم می گویم که خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر نماید. آخر وقتی این نماینده حتی جرئت دفاع از خود را هم نداشته چگونه این نماینده ها خدا را نادیده می گیرند؟ (یک خبرنگار پارلمانی)
اعلمی : خوب ان شاء الله که مبارک است.
179- عقده گشائی کسانی که سوابقشان برای مردم آشکار است!
*آقای اعلمی سلام وبلاگ مربوط به جبهه …استان…مقاله اخیر شما را منتشر کرده و در ذیل آنهم گرداننده این وبلاگ عقده گشائی کرده و بنام یک کاربر بدون نام و نشان مدعی شده است که ما در انتخابات چنین و چنان کردیم و در آخر هم قیاس به نفس کرده و نوشته…. من هم از این ناسپاسی کسانی که سوابقشان برای مردم روشن است و من و شما می دانیم که این …ها در … جه سوء استفاده ها که نکردند و حتی …. شدند- ناراحت شده و از روی عصبانیت مطلب زیر را برایشان ارسال کردم که تا این لحظه از انتشار آن خودداری کرده اند. نوشته من به این شرح بود: … این مزخرفات چیست که می نویسید؟ … … مانند شما هستند که خود را به دیگران فروخته اند نه اعلمی که همیشه نماینده مردم آذربایجان می باشد. جبهه … … کی باشد؟ حداقل من که شما … را که فقط بدنبال …بودید را می شناسم…. در … چه کسی به شما محل … می گذاشت و می گذارد؟ چند بار در انتخابات مختلف لیست داده اید و کدامتان مورد حمایت مردم واقع شده اید؟ تو کدام …هستی چرا جرات معرفی خودت را نداری و بدون نام و نشان چنین ادعائی می کنی؟ … ها اگر مردید این نظر را هم بدون سانسور در وبلاگتان بگذارید. اگر قدری شرف داشته باشید حداقل کلمه (…) را که بار حقوقی دارد و قابل پیگرد حقوقی از سوی دکتر اعلمی است و تنها لایق مزدوران … ای مثل شماست را به اعلمی نسبت نمی دادید زیرا توهین به این راد مرد توهین به مردم آذربایجان است که او را دوست دارند. ضمنا من این توهین …هائی مانند شما را از طریق ایمیل به آقای اعلمی اطلاع خواهم داد تا از این پس چنین غلطی نکنید! … به روی شما که اینجور از نماینده محبوب آذربایجان قدردانی می کنید. (اسلان)
اعلمی : از شما بخاطر محبتی که نسبت به من دارید تشکر می کنم اما لازم است چند نکته را به شما گوشزد کنم؛
1- آیا توهین منعکس شده در آن وبلاگ بیشتر از توهین هائی است که شما علیه آن فرد بی خرد انجام داده اید؟ اینکه فحاشی علیه یک فرد قابل پیگیری است در آن شکی نیست ،اما آیا فحاشی های شما هم علیه او حداقل در نزد خدا قابل پیگیری هست یا خیر و آیا توهین یک فرد جاهل می تواند مجوزی شود برای شما و یا من که ما هم از این طریق مقابله به مثل نمائیم!؟
2-اگر آنچه را که شما مدعی شده اید درست باشد ،امیدوارم سایت مذکور خود این اشتباهش را جبران کند و البته شما هم بروش صحیحی می توانید نسبت به آنها معترض شوید. من بجز یکنفر بقیه دست اندرکاران سایت مذکور را نمی شناسم و شناختی که از همین یکنفر دارم بعید می دانم که او آگاهانه مبادرت به درج مطلبی کند که شما ذکر کرده اید. در هر صورت نوشته و گفته افراد معرف شخصیت گوینده و نویسنده و انتشار دهنده آن است و معمولا فرد زمانی به توهین کردن متوسل می شود که فاقد منطق لازم برای انتقاد سالم باشد.امیدوارم با تذکر منطقی که به این وبلاگ می دهید آنها را از اشتباهشان و مسئولیتی که متوجه آنها می شوید با خبر کنید. البته همیشه از انتقادات سازنده دیگران استقبال خواهم کرد.
3-الان وقت دامن زدن به این قبیل اختلافات نیست و بهتر است که به اتفاقات و مسائل اساسی ای که در کشور در حال رخ دادن است توجه کنیم. موفق باشید
180- از پیرموذن چه خبر؟
*با سلام جناب آقای اعلمی از جریان آقای پیرموذن چه خبر آیا ایشان به ایران بازگشته است؟ (صلح کل)
اعلمی : متاسفانه خبری از ایشان ندارم و گمان می کنم که همچنان در آمریکاست و هنوز به ایران بازنگشته است.
181- افراد نادر!
*آقای اعلمی به نظر من شما و شجاع پوریان مردان بزرگی هستید که دنبال منافع خود نبودید امثال شما خیلی نادرند و من برای شما احترام زیادی قائلم (رضا)
اعلمی : از لطف شما سپاسگزارم
182- ایرانیان مهاجر و علل پیشرفت کشورها و دلیل پسرفت ما؟
*به ياد دارم در دوران آموزشي خدمت سربازي يكي از مدرسان عقيدتي داشت علل پيشرفت كشورها را بيان مي كرد:
‘ 1-مذهب،پيامبران،امامان2-جانشين آنها ولي فقيه (…!!!)3 -مردم 4-نخبگان’
در ادامه گفت:’ در كشورما 2 مورد اول مشكلي ندارند و مشكل مردم و نخبگان ما هستند كه اين 2 عامل مانع پيشرف ما هستند’
يكي از دوستان گفت: دين ما كامل ترين دين است ،پيامبر و ائمه هم معصوم هستند و خطا ندارند و مشكل آنها نيستند، در مورد مردم و نخبگان جامعه هم مثال واضح آن ايرانيان مهاجري است كه به هر كشوري فراي ايران رفته اند نام آفرين ،زبانزد و ممتاز اقتصادي و علمي شده اند، مورد دوم هم قضاوت با خودتان است.پس چرا ما بمانند ديگر كشورها پيشرفت نمي كنيم!!!!!!؟( علي منصوري)
اعلمی : سوال خوبی است ،گرچه پاسخ آن هم در دل سوال مستتر است!
183- دل نگرانی ها نسبت به آینده حوزه های علمیه و خروجی های آن
*آقای اعلمی آیا توجه کرده اید که با این همه حوزه علمیه که شعباتش از دانشگاه آزاد هم زیادتر است، چه کار خواهند کرد؟ سرنوشت این همه جوان و نوجوانی که از راهنمایی و دبیرستان بیرون آورده و وارد حوزه می کنند و در تمام طول تحصیل هم در اختناق شدید قرار می دهند چه خواهد شد؟ آیا جزء این نخواهد بود که یک جمعیت بزرگ طلبه جوان که نان شبشان توی دست حضراتی مثل مجتهد شبستری … علیه ،خواهد بود و در اصل فرمانبردار آنها و آن روحانیتی که می بایست طرف مردم را بگیرد طرف حکومت و منتسبانش را خواهد گرفت و یک بیراهه ای که سابقه اش در طول تاریخ روحانیت شیعه اتفاق نیافتاده ،اتفاق خواهد افتاد. این جریان به کجا می رود؟
مصداقش همان مطلبی است که در مورد سخنرانی خودتان در جلفا نوشته بودید و آن روحانی که به شما توصیه کرده بود با پرداخت وجهی تبلیغ دیگر روحانی ها علیه خودتان را کم کنید ،چون که اونها … مخالفان شما هستند.
آقای اعلمی بنده و امثال بنده در مورد تحلیلهای شرایط پیرامون خود تجربه و اطلاعاتی نداریم از جناب عالی در این باب تحلیلی انتظار داریم با تشکر (رضائییان)
اعلمی : جناب رضائیان عزیز!
اولا، شکسته نفسی می فرمائید در همین جند جمله شما یک دنیا مطلب وجود دارد.
ثانیا ،حتما سخنرانی بنده در زنجان و حواشی ناجوانمردانه ای که به ناحق پیرامون آن ایجاد کردند را فراموش نکرده اید. دغدغه های فراوانی برای گفتن و ارائه تحلیل در باره آنها دارم اما دغدغه دیگرم این است با بیان آنها این آب باریکه هم از میان برود. با این وصف تا آنجا که مقدور باشد اگر زنده بودیم بتدریج بخشی از دل نگرانی هایم را با دوستان خوبی چون شما در میان خواهم گذاشت.
184- بیشتر از این آبروی خودت را نبر !؟
*بنظرم بیشتر از این آبروی خودت را نبری بهتره ! مردم تو را بعنوان یک نماینده فعال و خوشنام می شناسند…( doost)
اعلمی :عجب!!! یقینا از نوشته هایم آزرده خاطر شده ای ،در این صورت نمی توان شماتت کرد زیرا هر کسی را به نحوی بار آورده و تربیت کرده اند. اما از آنجا که خود مدعی شده ای که مردم مرا “بعنوان یک نماینده فعال و خوشنام می شناسند” ، فقط ایکاش دلیلی که می تواند از این پس باعث بی آبرو شدنم شود را هم بیان می کردی تا مشخص گردد که در فرهنگ و قاموس امثال تو معیار آبروداری و بی آبروئی چه معنا و مفهومی دارد و من هم اگر سخن و دلایلت را بر حق تشخیص می دادم قطعا به تجدید نظر در نوشته هایم و اصلاح آنها می پرداختم (البته مشروط بر اینکه به قواعد امر به معروف و نهی از منکر هم پایبند باشی!)!؟
185- در صف دین به دنیا فروشان!؟
*جناب آقاي اعلمي اگر دين نداريد حداقل آزاده باشيد. ( محمد)
اعلمی : از بد اقبالی شما ،انشاء الله هر دو را داریم و خوبش را هم داریم و اگر خدا قبول کند مواضع بنده هم ناشی از وجود و تلفیق ایندوست . چنانچه این دو را نداشتم یقین بدانید که من نیز به صف دین به دنیا فروشان می پیوستم. فقط ایکاش برای یکبار هم که شده بخود آئید و بدون سرسپردگی نسبت به دیگران و تنها با در نظر گرفتن خدا(البته اگر اعتقاد داشته باشید) بفرمائید چه دلیل و اماره ای باعث این بدبینی و تردید شما نسبت به دینداری و آزادگی من شده است؟
186- از این خاطرات که همه ما هم داریم
*سلام آقای اعلمی این یادداشت شما جالب بود ولی از شما انتظار نوشته های سطح بالاتری را داریم. از این خاطرات که همه ما هم داریم و دردی از جامعه دوا نمی کند. بنظر من نوشته های تحلیلی شما در جامعه اثر گذارتر می باشد. آرزوی موفقیت شما را دارم. (رضا-کبک –کانادا)
اعلمی : آقا رضای عزیز!سلام- این وبسایت مخاطبینی با سلیقه های متفاوت دارد ،وانگهی همچنانکه ملاحظه کرده اید وبسایت بخشی هم بنام خاطرات دارد و لازم است که همه این بخش ها تکمیل شوند. خاطراتی هم در این وبسایت منتشر می شود که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم حامل پیام خاصی به مخاطبین باشد. گمان می کنم که شما نیز با تنوع مطالب در یک سایت مخالف نباشید. بهرروی از توصیه و توجهتان سپاسگزارم.
187- این خشونت نیست ، بلکه احتراز از درماندگی و توسری خوردن است.
خشونت از سر و روی شما می بارد!
*آره هر کس یه دو تا از پست های شما را بخونه خیلی راحت میتونه بفهمه که خیلی خشنید.( مریم)
مدیر سایت: با این IP تا کنون و بارها بنام یک شخص مذکر و با اسامی …پیام می گذاشتید و ظاهرا تغییر …داده اید. به هر تقدیر نامش را خشن یا لطیف و یا هر عنوان دیگری بگذارید ، اعلمی از آن دسته آدم های تو سری خور و درمانده نیست که هر کس برسد بتواند توی سرش بزند.حالا اگر شما خوشحال می شوید می توانید او را خشن معرفی کنید!
188- چرا شما و يا احمد توكلي عليه كردان شكايت نميكنيد؟
*چرا شما يا احمد توكلي عليه كردان شكايت نميكنيد؟ آيا شما هم به بي عدالتي قوه قضائيه باور داريد؟ گويا كردان شكايت كرده كه به او افترا زده اند، به نظر شما آخر اين قضيه چه ميشود و اكثريت خاموش به هدف خود ميرسند؟(خرابي چون كه از حد بگذرد آباد ميگردد)( آرش)
اعلمی : به همان دلایلی که شما و امثال شما شکایت نمی کنند!
189- پژواک صدایم دیگر بلند نیست و خانه نشین شده است!!
*سلام. خسته نباشید من یک بغضی در گلو دارم که فقط این سایت را لایق شکستن آن دانستم. مسئول تضییع حقوق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و … آذربایجان کیست؟ آیا قانون ناقص است یا مجریان آن ناقص العقل و یا حکومت؟ این مملکت قانون دارد. قانون هم بند و تبصره دارد. اعداد 15 ، 19 ، 21 و… اعداد آشنایی هستند. اعدادی که ظاهرا به ضرر حکومت هست. البته معطل ماندن آنها بیشتر مضر است. جای شرم و … و بد و بیراه گفتن دارد که اجرای قانون را بدست (برخی از)معتقدان به شوونیسم و نژادپرستی بسپاریم. این قانون اساسی، حداقل حداقل حق اقوام را نوشته است ولی جریان چیست، خدا می داند. خدایا چه انسانهایی آفریده ای؟ چرا کارشان نداری؟ چرا نا… نمیکنی؟ ما که توان مقابله با آنها را نداریم. خدایا خودت کاری کن. هویتم، زبانم، موسیقی ام، ارکم، قلعه ام و … ویران شده است.. به دادم برس. (ابراهیم)
اعلمی : مسئول هر آنچه که بر شمردید خودتان هستید و نه هیچکس دیگر
190- ترمیم بیت مشهور و شاید کلیشه ای حافظ!
*با سلام و آرزوی سلامتی می توان تمامی نوشتار شما را در بیت مشهور و شاید کلیشه ای حافظ خلاصه کرد: (بعضی از)واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند ‘آن کار دیگر’ می کنند…( صحرایی)
اعلمی : از آنجا که اطلاق بیت مذکور نادرست و ظلم در حق جمع کثیری از اهل محراب و منبر درست کردار و پاک اندیشه است ،با اجازه شما عبارت (بعضی از) را به ابتدای یادداشت شما اضافه کردم
191- به امید روزی که مجلس محل اجتماع عصاره فضائل ملت شود!
*آقاي اعلمي…به اين اعتقاد دارم كه شما جز معدود كسانی هستين كه زرق و برق قدرت ذره اي شما را فريب نداد…. آرزو دارم باز هم شما را هنگامي كه نطق پيش از دستور مجلس را ميخوانيد ببينم….( مهرداد)
اعلمی : از لطف جنابعالی سپاسگزارم. به امید روزی که صاحب یک مجلس واقعی و مردمی و مرکب از نمایندگانی باشیم که واقعا منتخب و برآیند اراده مردم و عصاره فضائل آنان بوده و به نمایندگی از سوی ملت در راس امور واقع و مقدّرات کشور و اداره امور را در اختیار بگیرد. در این صورت تحقق آرزوی شما و حضور در خانه واقعی ملت، مطبوع و مطلوب خواهد بود و لاغیر!
192- خفتگان جامعه را باید بیدار کرد!
*جناب آقای اعلمی یادداشت ها و تحلیل های استثنایی جنابعالی بدون اغراق علمی ترین و قابل استناد ترین مطالبی است که در این روزهای خفقان منتشر می شود. پس از خواندن یاداشت شما در باره وزارت آقای کردان و حواشی ایشان، به یاد مقاله فوق العاده حضرت عالی در باره میزان شرکت مردم در انتخابات افتادم و با اینکه روزانه چند ساعت به تعقیب اخبار مختلف در اینترنت مشغولم و تا کنون حتی یک خط یادداشت و اظهار نظر ننوشته ام، لازم دیدم از شما تشکر کنم. شجاعت، شیوه نگارش علمی و تلاش شما در جمع آوری مراجع، مقالات شما را در سطحی بسیار فراتر از محصولات ادب سیاسی امروز قرار می دهد. امیدوارم زحمات شما و دوستان در حرکت بخشی به اکثریت منفعل و ناامید جامعه تاثیر لازم را بگذارد. بی شک در شرایطی که همه ما با بی مسئولیتی وامدار سرزمین خویشیم شما باعث سر بلندی و غرور اطرافیان می باشید. باید به مردم تبریز برای انتخاب شما(در دورانی که کلمه انتخابات بی معنا نبود) افرین گفت. با آرزوی موفقیت(فواد)
اعلمی : از اینکه نوشته هایم مورد توجه شما واقع شده است خوشحالم و امیدوارم که در بیدار کردن خفتگان جامعه و آگاهی دادن به آنان هم بتوانم سهم کوچکی را ایفاء نمایم.پیروز و سربلند باشید.
193- رای مجلس به کردان و نماینده ای که افتضاح اخلاقی داشته چه مفهومی دارد؟
*آقای اعلمی سلام در خبرها آمده بود که بیش از 150 نفر از نمایندگان مجلس هشتم به کردان رای اعتماد دادند. در خبر دیگری آمده بود که نزدیک به همین تعداد هم به …نماینده…که پس از آن افتضاح اخلاقی که در همه مراحل اعتبارنامه اش مردود اعلام شده است و پرونده اش همچنان مفتوح است رای دادند!اکنون سوالم از شما این است با توجه به روشن شدن حقایق در مورد افراد مذکور ،مفهوم رای اعتماد این تعداد از نمایندگان چیست و در مورد این دسته از نمایندگان… چه قضاوتی می توان کرد و چه نامی برازنده آنان است؟( عبدالله)
اعلمی : سلام بر شما. تصور می کنم که پاسخ این سوال را خود شما و نمایندگان مذکور بهتر از من می دانند! وانگهی اتفاق مهمی رخ نداده است که در اثر آن اسلام و انقلاب و نظام به مخاطره بیفتد.اسلام تنها زمانی با خطر مواجه خواهد شد که خدای ناکرده به برخی از مقامات خاص بگوئید بالای چشمتان ابروست و یا ناشیگری کرده و بر خلاف عقاید مانوس انتقاد مشفقانه ای را بر زبان جاری سازید.!!
194- به دیگران متکی نباشید!
*سلام آقای دکتر اعلمی به جای اینکه به دیگران تکیه دهید خودتان یک خبرگذاری یا روزنامه تاسیس کنید بهتر از آن است که منتظر شوید دیگران از شما حمایت کنند.مطالب و افکارتان را منتشر کنند. قطع ارتباط شما با مخاطبین یعنی از بین رفتن تلاش شما در این سالها البته در تاریخ از شما به عنوان یک قهرمان یاد خواهند کرد(شیوا)
اعلمی : سلام بر شما و از توجه تان متشکرم. اما مایلم بدانم که از کدام بخش از نوشته هایم استباط کرده اید که می خواهم به دیگران متکی باشم! گرچه معتقدم که بدون مشارکت همراهان و همفکران انگیزه دار به تنهائی نمی توان کار بزرگی را به سرانجام رسانید. ضمنا در فکر راه اندازی یک پایگاه اطلاع رسانی مستقل و غیر وابسته به اشخاص و جریانات سیاسی و منابع قدرت هستم و لذا در جستجوی یافتن چند نیروی انگیزه دار و آشنا با حرفه خبرنگاری می باشم.بسم الله
195- روح سیاسی در مردم مرده و شعور سیاسی در آنها خشکیده است!؟
*با سلام و عرض ادب خدمت آقای اعلمی اولین بار است که به سایت شما وآن هم اتفاقی سر زدم و چرخی در مطالب سایت شما زدم.باید بگویم دارم دیوانه می شوم .با توجه به اینکه به شما اعتماد کامل را دارم ودر صحت حرف های شما به اندازه سر سوزنی شک به دل خود راه نمیدهم.یک سوال هم داشتم و آن اینکه مردم چرا در برابر این همه بی عدالتی سکوت اختیار کرده وهیچ حرکتی از خود نشان نمی دهند.من احساس می کنم که روح سیاسی در مردم مرده و شعور سیاسی در آنها خشکیده است.آن اتحادها چه شده که الان هر بلایی که سر مردم می آورند ولی کسی جرات اعتراض ندارد.در پایان باید بگویم که من کارمند صدا وسیما هستم و همانگونه که میدانید گزینش صدا وسیما یکی از سخت ترین گزینش هاست ولی افتخار می کنم که همچون شما من نیز خود را به ریا وتملق نیالوده ام.با تشکر(رحیم)
اعلمی : مردم ایران به اندازه کافی سرد و گرم روزگار را چشیده اند و در مقاطع مختلف تاریخی هم تجربیات گرانسنگی اندوخته اند، بنابراین خود باید راهشان را انتخاب کنند.موفق باشید!
196- به روز کردن اشعار و ضرب المثل ها!
*آنکس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
درکشورما وضع چنین است بدانید؛
آنکس که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند برپست ریاست ابدالدهر بماند (jahan )
اعلمی : به این می گویند به روز کردن و انطباق ضرب المثل های ایرانی با واقعیات!
197- اصلاح طلبان از پشت میز و میتینگ بیان پائین!
*جناب آقاي اعلمي درود برشما با تارنماي شما تازه آشنا شدم و بسيار خوشحال شدم كه زبان اصلاح طلبي هيچگاه خاموشي بردار نيست. كاش يه مقدار باقي سياستمداران هم از پشت ميز و ميتينگ چند نفره بيان پايين و يه مقدار اينطوري فعاليت كنند بالاخره هميشه كه مجلس نميتونه صدا پخش كنه. نگران فيلتر شدن هم نباشین اينروزا همه تو ايران همراه مودم يه فيلتر شكن دارن.( ايران)
اعلمی : سلام- کاچی بعض هیچیه!
198- باز جای شکرش باقی است!؟
*من شما را وقتی که شعر شهریار را با صدای مردانه و طنین اندازتان در مجلس خواندید بعنوان یک آذربایجانی وارث اخلاق ستارخان و فرزند حقپرست این ملت بخاطر سپردم. از این میترسم که شما را به خاطر تبریز دوستی و آذربایجان دوستی تان اذیت کنند. تانری سیزه یار اولسون(گونتای گنجآلپ)
اعلمی : از لطف شما هم سپاسگزارم . باز جای شکرش باقی است که شما حداقل یکی از صدها نطق و مذاکرات مرا شنیده اید و بخاطر دارید.
199- در بند 209 اوین بودم بعد خدا امیدی هم به شما داشتم که متاسفانه شما هم…!؟
اجازه دهید برای یکبار هم که شده بنده گلایه کنم!
*سلام. آقای اعلمی من با چند تا ازنمایندگان مردم آذربایجان از نزدیک آشناییتی دارم وقتی با آنها هم صحبت می شوم به مظلومیت این مردم شریف می گریم اما حیف که شما را در زمان نماینده گی زیارت نکردم فقط زمانی که در بند 209 اوین بودم بعد خدا امیدی هم به شما داشتم که متاسفانه شما هم… عیبی ندارد ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است تا دیر نشده صدای مظلومیت آذربایجان باش که واقعا تنها تر از همیشه است (یاشاسین ائلیمین غیرتلی اوغلانلاری) – آیدین
اعلمی : آیدین عزیز!متاسفانه چی!؟ انتظار داشتید که در این رابطه چکار کنم و چکار می توانستم انجام دهم اما کوتاهی کردم؟ آیا 10 دیدار از زندان های تبریز و تهران از جمله زندان اوین و پیگیری مستمر مشکلات زندانیان و دهها مکاتبه و ملاقات با مسئولان ذیربط برای رهائی دهها زندانی، و در همین رابطه انجام چندین نطق و تذکر و مصاحبه حاکی از کوتاهی بنده است؟ آیا فراخواندن وزیر اطلاعات به مجلس بخاطر جلوگیری از بازدید ما از بند 209 هنگام بازدید از اوین و به همین دلایل هم متهم شدن به حمایت از تجزیه طلبان در یکی دو نشریه مزدور محلی و شنیدن انواع اهانت های دیگر بخاطر ملاقات با زندانیان و پیگیری مطالبات آنان و در مقابل سکوت و بی تفاوتی موکلینم نسبت به آنچه علیه من در جریان بود و هست، بیانگر بی تفاوتی بنده نسبت به شماست؟ چرا منت می گذارید؟ در طول مدتی که مجلس تشکیل شده، کدامیک از نمایندگانتان به اندازه حقیر برای شما و آذربایجان تلاش کرده است و کدامیک به اندازه من تحت فشار بوده است؟ حال که اینطور است، من از شما می پرسم در ازای تحمل انواع فشارها و اهانت ها و مشقات و تحمل انواع برخوردها، شما برای وکیلتان چه کردید، که هر از چند گاه اینگونه گلایه و شماتت می کنید؟ اجازه دهید برای یکبار هم که شده بنده گلایه کنم، 8 سال تمام بجای اینکه مانند بقیه همکارانم در مجالس عیش و نوش صاحبان قدرت سپری کنم، صبح تا شب بدنبال کار مردم دویدم و از خانواده ام باز ماندم و شکر خدا بر خلاف خیلی ها هیچ چیز هم برای خود و خانواده ام پس انداز نکردم. نه درمانگاه و بیمارستان و دانشگاه و شرکت دارم و نه کوچکترین سهمی در کارخانجات و شرکت ها!. بزودی بخشی از اطلاعات و مدارکی که در اختیارم هست در وب قرار میدهم، دوست دارم آنها را مطالعه کنید و بعد بگوئید که من بدهکار شما هستم یا بالعکس؟
200- کدام تاج گل را به سر بنده زده اید که اینگونه منّت می گذارید؟
salam.agaye alami modir masuole shoma ye kam vage bin nist. chera nazarate mano nogte chin karde? mage man chizi be joz vageyat goftam.shomaha bayad cheshmatuoono baz konid. vageyat ineke rahbari dar barabare hazfe shoma eterazi nakrad. yani rahbar nemitiine dar barabare jannati be iste?pas man dochare tavahhom nashodam . shoma dochare tavahhom hastin . agaye alami vagti shoma in harfaro mizanid man az shoma naomid misham . man ta jayi ke toonestam az hemayate shoma darigh nakardam . hamishe az shoma defa kardam . vali mesle inke eshtebah mikardam . soale man eine harfahaaye shoma roko raste va javabesh ham bayad roko rast bashe. zemnan mikhaham nazre shoma ro dar morede azarbayjan bedoonam. shoma vagean khodetuoono torke azari midoonid ya farse azari? bazam migin nabayad in soalharo beporsam . zemnan ensaf nist ke nazarate man hazf konid. (alireza)
اعلمی : علیرضای عزیز! سلام- از آنجا که گاهی بعضی از دوستان دیگر هم با همین ادبیات ارتباط برقرار می کنند، لازم می دانم که از روی خیر خواهی و برادرانه چند نکته را در پاسخ به این قبیل نظرات بطور صریح خاطرنشان نمایم؛ قبول دارم که اگر مدیر سایت واقع بین نبود قطعا قسمتی از نظرات شما را نقطه چین نمی کرد! اما اگر بنده را به عدم واقع بینی در طول 8 سال نمایندگی ام و شنا کردن برخلاف جریان آب و عقاید مانوس متهم می کردید، حق را به شما می دادم! آیا فکر می کنید که فقط ما متعهد شده ایم و اساسا می توانیم همه واقعیت ها را در این سایت منعکس نمائیم؟ اگر واقع بینی را در نقطه چین نکردن نظریاتتان می بینید ،لطف کرده همه نظریات خود را با نام و نشانی دقیق ارسال بفرمائید تا ما هم علیرغم همه محدودیت هائی که در این کشور وجود دارد، نظرات شما را عینا و بدون نقطه چین منتشرکنیم. دوست عزیز! چرا عادت کرده اید که همیشه خود را طلبکار و دیگران را بدهکار خود بپندارید؟ کدام تاج گل را به سر بنده زده اید که اینگونه منّت می گذارید؟ مگر بنده خودم نمی دانم که شورای نگهبان بدون اجازه و بر خلاف نظر رهبری نمی تواند تصمیمی بگیرد و منتظر هستم که شما مرا از توهم در آورید!؟ نه اینکه امثال شما بخاطر برخوردهای غیر قانونی با من و اهانت ها و جنجال آفرینی هائی که علیه نماینده اتان (که همه دوران وکالتش را صرف دفاع از حقوق موکلینش کرده بود)، صورت گرفت، هفت شبانه روز عزاداری کرده و از خود بیخود گشته و به این قبیل اقدامات معترض شدید، حالا از روی شفقت انتظار دارید که دیگران به خاطر رد صلاحیت شدنم از سوی کسانی که خود فاقد صلاحیت های لازم هستند، به شورای نگهبان اعتراض کنند!!؟ از طرفی شما که بر خلاف ما چشماتون به روی واقعیات باز است، از این پس اشتباه نکنید و هیچ اجباری هم به امیدوار شدن به من ندارید ، مرحمت فرموده به نمایندگان محترمی که هم اکنون در مجلس دارید امید ببندید. مدعی شده اید که همیشه از من دفاع کرده اید و حالا دچار تردید شده اید!! این هم از آثار عشق های زود گذر است، اگر دفاع کردنتان پایه و اساسی داشته در اینصورت نباید بخاطر نقطه چین شدن نظرتان در این وبسایت اینگونه دستخوش تغییر می شد و اگر همه فاقد مبنا و دلیل بوده ،همان بهتر که زود متوجه اشتباهتان شدید. ضمنا بنده صغیر نیستم که به حمایت و دفاع شما و یا دیگری محتاج باشم، شما از خودتان حمایت و مراقبت بفرمائید، حمایت از من پیشکش! اما اگر به این تشخیص رسیده اید که بخشی از اعمال و رفتار و گفتار و اندیشه هایم حق بوده و قابل دفاع است، بدون اینکه منت بگذارید موظف به دفاع از حقیقت هستید. پاسخ سوال آخرتان را هم از نمایندگانی بپرسید که هم منصفند و دچار توهم نیستند و هم اکنون به دفاع شما نیازمندند و هم می توان به آنها دل بست!(اگر در برقراری ارتباط بجای نازک نارنجی بودن و تهاجمی برخورد کردن، قدری دوستانه و غیر طلبکارانه عمل کنید، کماکان می توان دوستانه تر هم به گفتگوها ادامه داد) موفق باشید.
