هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد…
مقدمه: براساس اعتقادات شخصی و آموزه های دینی خود و همچنین به موجب اصل 23 قانون اساسی معتقدم که “تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار دارد.” ، علاوه بر این قائل به هیچگونه تعارضی میان آموزه های دینی خود و مواد 1 ، 2 ، 18 و 19 “اعلامیه جهانی حقوق بشر” نیستم ،آنجا که خطاب به دولت های عضو سازمان ملل توصیه کرده است که:
“ تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد.
هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد . “
از اینرو بموجب اصل 175 قانون اساسی حتی اصرار دارم که “در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آزادي بيان و نشر افكار با رعايت موازين اسلامي و مصالح كشور بايد تامين گردد.”
قهرا چنانچه نقشی در تصمیم گیری های مربوط به رسانه باصطلاح ملی داشتم که این رسانه را با پول ملت به پایگاهی برای تبلیغ و بزرگنمائی و ترویج افکار و آراء عده خاصی از صاحبان قدرت و تامین منافع آنها کرده است ،بطور حتم اولین تصمیم خود را به اجرای ماده 25 قانون خط مشي كلي و اصول برنامههاي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مصوب 17/4/1361 معطوف می کردم که صراحتا یکی از وظایف این رسانه را ناظر به “تشكيل جلسات مناظره و احتجاج و برخورد سازنده با صاحبان مكاتب و انديشههاي غير اسلامي و انحرافي بر اساس آيه شريفه “ادع اليسبيل ربك بالحكمه و الموعظهالحسنه و جادلهم بالتي هي احسن”.” کرده است. زیرا اعتقاد راسخ دارم که اگر به اسلام از دریچه نگاه تنگ و تاریک برخی از کسانی که خود را متولی انحصاری دین می پندارند ،ننگریم ،دینی که خود را برترین دین ها پنداشته و همه را به مجادله و احتجاج منطقی دعوت می نماید در مواجهه با سایر ادیان و مکاتب نیز قادر است تا بر همه آنان فائق آید که خود مدعی است “الاسلام یعلو و لا یعلی عیه”.
بر این اساس و با وجود اینکه تفتیش عقاید را امری مذموم و حتی غیر قانونی می پندارم و در یادداشت پیشین نیز بارها تاکید کردم که هیچگونه تمایلی به ادامه بحث پیرامون فرقه بهائیت و اعتقادات پیروان آن ندارم ،اما بدلیل اینکه چند تن از کاربران بهائی اصرار به تداوم مناظره در مورد اعتقادات بهائیت دارند تا آنجا که آقای خسرو که به گفته خود بیش از 60 سال سن دارند و از دوران نوجوانی در تشکیلات بهائی بوده و در تاریخ و آثار بهائی هم مطالعه دارند ،خطاب به برخی از منتقدین بهائیت نوشته اند که “بهائیّت راه جدیدی از زندگی است. شما دوست دارید که در همان راه قدیمی خود مشی کنید؟ بسیار خوب! امّا چرا راه جدید را که آسفالته است و به گُل و سبزه آراسته میخواهید با دروغ و دغل کاری کج و معوج و ناهموار نشان دهید؟”(اینجا) و آقای “نوروز علی” نیز در پست قبلی با ارسال یادداشتی خطاب به راقم این یادداشت مدعی شده اند: “ معتقدم که شما در مورد دیانت بهایی با بی طرفی تحقیق نکرده اید، چرا که به نظر نمی آید که از هیچ بهایی مطلع در این مورد کمک گرفته باشید، با هیچ یک تماس گرفته باشید و خواسته باشید که مشکلات پیش آمده را در یک محیط صمیمانه برطرف کنید. حقیقت شعاع ساطع از مشورت است. شما در تهران زندگی می کنید و پیدا کردن بهایی ای که مرجع قابل اعتمادی باشد بسیار آسان است. چگونه است که در فراگرفتن اسلام، آنطورکه در زندگی نامه تان ذکر کرده اید، از محضر چند عالم ربانی استفاده کرده اید، اما در مورد آیین بهایی چنین نیازی احساس نکرده اید؟”!
لاجرم با فرض درستی ادعای مذکور و به منظور انجام تحقیق بی طرفانه و شناخت عمیقتر و دقیقتر نسبت به افکار و اعتقادات بهائیت ،در این پست به توصیه آقای “نوروز علی” عمل کرده و ایشان و سایر همفکرانشان را طرف مشورت قرار می دهم تا اگر مایل بودند در محیطی صمیمانه در پرتو “شعاع ساطع مشورت” به کشف بیشتر حقیقت و رفع شبهات و ابهامات معطوف به بهائیت نائل آمده و به تعبیر آقای خسرو با جاده آسفالته فرقه ای آشنا شویم که به گل و سبزه آراسته است.
پرواضح است که از نامبرده و همفکرانش انتظار دارم اگر مشتاق پاسخگوئی باشند ،بدون اینکه به تاویل و تفسیر متوسل شوند ، با رعایت اختصار و تنها با استناد به نصوص مندرج در منابع اصلی و قابل استناد جناب سید علی محمد شیرازی (باب) و جناب میرزا حسینعلی نوری (بهاء الله) ، نقدا به سوالاتی که عنوان می شود بصورت مفید و مختصر که در حوصله این صفحه و کاربران آن باشد ،پاسخ گویند قهرا در ادامه این بحث ضمن بیان نقطه نظرات خود ،پرسش های جدیدتری نیز ممکن است که مطرح شود؛
الف- انتظار می رود که پاسخ دهندگان به پرسش ها و نظرات عنوان شده ،تصور نمایند که با یک مخاطب و محقق بیطرف و فاقد دین و مذهب که تحقیقات مختصری هم در مورد عقاید بهائیت انجام داده و در جستجوی دین دلخواه و برتر است مواجه هستند . در این صورت مجادله و مقابله به مثل ،مغلطه ، سفسطه و شبیه سازی و مثال آوردن از ادیان دیگر و همچنین استفاده از تعابیری مانند اینکه ، فلان نظر از فلان شخص و ردیه نویس و نظایر آن به عاریت گرفته شده ،فاقد وجاهت منطقی است.
ب – اطمینان دارم که شرکت کنندگان در این تریبون آزاد برای احتراز از ملال آور شدن مباحث ، از اجتهاد در برابر نص و حاشیه رفتن در مورد نصوص خودداری خواهند ورزید ،زیرا با وجود صراحت نوشته های بنیانگذاران و رهبران بهائیت ،صرف وقت برای استدلال ،کاری لغو است و فرض خواهند کرد که مخاطب نیز دستکم به اندازه آنها عاقل است و پاسخ های مختصر را بخوبی درک می کند؛
پرسش ها:
علاوه بر ابهاماتی که در پست قبلی با عنوان (ملاحظاتی پیرامون بهائیت و حقوق شهروندی) بدون پاسخ باقی ماند ، نقدا پرسش ها و ابهامات زیر درباره بهائیت در انتظار پاسخ مناسب است:
س1- پیروان بهائیت در مورد ختم نبوت و رسالت توسط حضرت محمد (ص) چه دیدگاهی دارند؟ اگر آنرا قبول دارند ، دعوی باب و بهاء الله چگونه توجیه می شود؟
اگر انقطاع وحی پس از حضرت محمد (ص) را نمی پذیرند و به ضرورت استمرار آن عقیده دارند ،دوران بهائیت کی به پایان خواهد رسید و پیش بینی بهائیت از زمان ظهور پیامبر بعدی چیست؟
س2- آیا ادعای الوهیت بهاء الله صحیح است؟
س3- اهم اصول و اعتقادات بنیادین و ویژگی های مهم و بدیع بهائیت که این فرقه را از سایر ادیان و مذاهب ممتاز می کند چیست؟ مهمترین تفاوت و آموزه هائی که ظهور دین و پیامبر جدید را ضروری ساخته تا جائیکه “بهاءالله” را وادار می کند که اعراض کنندگان از بهائیت را چهارپایان خواند1 و در کتاب “اقدس” به جز بهائیان را گمراه پنداشته و با معرفی خود به عنوان “مشرق وحی” و “مطلع امر” بنویسد: “اولین چیزی که خدا بر بندگان واجب کرده شناخت مشرق وحی او و مطلع امر اوست همان که در عالم امر و عالم خلق در جای خود اوست (بهاء الله).هرکس موفق به شناخت او شد به همه خیرها دست یافته است و کسی که از چنین شناختی محروم شد از اهل گمراهی است هرچند که همه اعمال را بجا آورد.” 2 و آقای “خسرو” را نیز تا آن حد اقناع می کند که از بهائیّت به عنوان “راه جدیدی از زندگی” ، “راه آسفالته” و “آراسته به گُل و سبزه” نام برده و ادیان الهی را به جاده خاکی تشبیه نماید!؟
س4–قران می گوید: ” و ما أرسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبّین لهم” (هر پیامبری را با زبان قوم خود فرستادیم..)3 که امری ممدوح و منطقی است.با توجه به اینکه سید علی محمد و میرزا حسینعلی نوری (بهاء الله) هر دو ایرانی ،یکی اهل شیراز و دومی اهل مازندران بوده و دعوی ایندو یعنی بابیت و بهائیت نیز منشاء ایرانی داشته اند چرا کتاب های خود را به زبان عربی به نگارش در آورده اند!؟
س5- قران و پیامبر اسلام پیروان خود را از هرنوع پرستش غیر خدائی منع کرده و هرگونه “همنوع پرستی” و سجده در برابر آنانرا شرک می داند4. سفارش بهاء الله به نماز گزاردن پیروانش به سوی او ،چگونه توجیه می شود؟ 5
س6- ظاهرا پیروان بهائیت نیز می پذیرند که تشریع امری آسمانی و منبع آن وحی است و در انحصار خدا و انبیاء او می باشد ،اگر چنین است چرا این امر (ادامه تشریع) به بیت العدل واگذار شده است که ادعا می شود اعضای آن انتخابی هستند و هیچ الزام و تضمینی به آگاهی و اشراف و پیروی آنان از امور و دانش لاهوتی و ناسوتی نیست؟
س7- بر خلاف دیگران هرگز بخود اجازه نمی دهم که بهائیان را متهم به ازدواج با محارم خود نمایم ،اما مایلم بدانم که چرا بهاء الله با بیان ” قد حرّمت علیکم ازواج آبائکم … “6 (زنان پدر بر شما ، حرام گردید ) حرمت ازدواج با محارم را تنها منحصر به زنان پدر کرده است؟
س8- فلسفه تجدید اسباب خانه هر 19 سال یکبار که از اصول بهائیت می باشد چیست؟
س9- بهاء الله به پیروانش توصیه کرده است که اگر کسی خانه ای را آتش زد ،او را بسوزانید7 ،با توجه به لزوم تناسب میان جرم و مجازات ،فلسفه صدور چنین حکمی چیست؟
س10- طبق عکس هائی که در دسترس می باشد ، آقای بهاء الله خود دارای ریش و گیسوان بلندی بوده است که تا روی شانه اش را می پوشاند8 در حالیکه او با بیان ” لا تحلقوا روسکم…لا ینبغی ان یتجاوز عن حد الاذان” پیروانش را از اینکه موی سرشان از حد گوشها تجاوز کند ، برحذر می دارد؟9 ،چرا؟
آیا این درست است که او به پیروان خود سفارش کرده است که در هنگام دعا نیز این جمله را قرائت نمایند:
“اللهم انی اسئلک بشعراتک التی یتحرک علی صفحات الوجه” (خدایا ترا به موهائی که بر صورتت می جنبد قسمت می دهم)10؟ مقصود بهاء الله از ذکر این دعا چیست؟ آیا وی این جمله را در شان خود نگفته است؟
آیا استدلال سید مهدی گلپایگانی (از مبلغان بزرگ بهائیت) مبنی بر “خدائی که دست دارد و چشم دارد مگر نباید مو داشته باشد و شما میدانید اگر خدا با داشتن سایر اعضاء سرش بی مو باشد البته کچل خواهد بود و ما بهائیان به خدای کچل اعتقاد نداریم” که در توجیه دعای مذکور بیان شده است را موجّه می دانید؟11
*اطمینان دارم که با مشارکت دوستان صاحبنظر در این بحث ،بر غنای هرچه بیشتر این صفحه افزوده خواهد شد.
زیر نویس:
(1) “نفوسی که از امر بدیع معرض اند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور” (کسانی که از بهائیت روی می گردانند، پوشش نام و صفت انسانی از آنان فرو می افتد و همگی در روز قیامت در پیشگاه خداوندی به صورت حیوانات چهار پا محشور و مذکور خواهند بود.)
(2) “انّ اوّل ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیر والذّی منع من اهل الضّلال و لو یاتی بکل الاعمال“
(3)- قران / ابراهیم آیه 4
(4) وَ قَالَ النَّبِیُّ ص لَا تَتَّخِذُوا قَبْرِی قِبْلَة….(پیامبر ص فرمودند که قبر مرا قبله قرار مدهید) – من لایحضره الفقیه ج 1 ص 178
(5) اقدس بندهای 14،15 و 107 و نیز درس نوزده کتاب دروس الدیانه
(6) کتاب اقدس یادداشت 107
(7) “ومن احرق بیتا متعمدا فاحرقوه… و ان تحکموا لهما حبسا ابدیا لا باس علیکم“ ( کتاب اقدس)
(8)- فیضی در صفحه 240 کتاب خود بنام بهاء الله به افشان بودن گیسوان و محاسن بهاء الله اشاره کرده است
(9)صفحه 313 گنجینه حدود و احکام
(10)- کتاب ادعیه محبوب ص 123
(11)- مصابیح هدایت ،جلد سوم / صفحات 26 و 27
