در گفتگوي ويژه “نشریه میر” با اكبر اعلمي بررسي شد؛
از جنبش زمين گير اصلاحات تا اعضاي كلكسيون قدرت
اشاره:نمي خواهيم مقدمه اي را بر اين گفتگو اضافه نماييم. تنها اين نكته را ياداوري مي كنيم كه آقاي اكبر اعلمي با گرمي و مهر فراوان اين گفتگو را پذيرفتند كه جا دارد از سوي اين نشريه از محبت ايشان سپاسگزاري نماييم…
خبرنگار مير: آقاي اكبر اعلمي به عنوان اولين پرسش از شما ، تمايل دارم بدانم چگونه از سپاه پاسداران به وزارت كشور نقل مكان كرديد ؟ آيا داوطلبانه آن را پذيرفتيد يا داستان به شكل ديگر بود؟
اعلمی: چنان که می دانید ماهیت سپاه بیش از آنکه نظامی باشد سیاسی بود. به همین سبب اگر دقت کرده باشید در آرم سپاه نیز نقش قلم پررنگتر از سلاح است. از این رو بنده و اکثر کسانی که وارد سپاه شدیم با انگیزه فعالیت های سیاسی برای دفاع از دستاوردهای انقلاب مرکب از آزادی ،استقلال ، جمهوریت و اسلامی بودن انقلاب بود. اما جنگ و درگیری های داخلی وجه نظامیگری را بر سپاه تحمیل کرد. لذا در آستانه پایان یافتن جنگ و ورود درجات نظامی به سپاه، فرصت را مغتنم شمرده و به قول شما بصورت داوطلبانه به وزارت کشور و سایر دستگاههای اجرائی نقل مکان کردم. به همین راحتی!
خبرنگار مير: آقاي اعلمي شما زماني كه پست هاي اجرايي داشتيد فعاليت مطبوعاتي نيز مي كرديد. آيا داشتن پست هاي متعدد اجرايي (مانند معاون اداره کل امور انتظامی وزارت کشور يا…) دست و پاي قلم شما را نمي بست؟چون اصولن پست هاي اجرايي نمي تواند با روحيه روزنامه نگاري ونقد نگري ژورناليستي چندان سازگاري داشته باشد.
اعلمی:فعالیت مطبوعاتی بنده از زمانی آغاز شد که تنها نقش مشاور سیاسی و اجتماعی ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان را برعهده داشتم و پس از آن نیز مشاور تحقیقات و پژوهش های بنیاد شهید بودم و در طول فعالیت موثر مطبوعاتی خود دارای هیچگونه مسئولیت اجرائی نبودم ،از این رو برای انجام کارهای ژورنالیستی با هیچ مشکلی مواجه نمی شدم .از طرفی در هیچیک از مسئولیت هائی که دارا بوده ام کمترین دلبستگی و چسبندگی به قدرت و مقام نداشته ام ،لذا شغلم هرگز در تزاحم با مشی نقّادی ام قرار نگرفته است.
خبرنگار مير: شما دردو دوره نمايندگي تان در مجلس شوراي اسلامي يكي از خبر ساز ترين نمايندگان اصلاح طلب بوديد. فكر مي كنيد در 8 سالي كه گذشت شما تا چه حد توانسته ايد بر روند قانون گذاري كشور تاثير بگذاريد و آرمان هاي خود را در اين حوزه محقق نماييد؟ اگر امكان دارد نمونه هاي عملي را در اين باره بيان كنيد.
اعلمی:ابتدا لازم است که به اختصار به سیر قانونگذاری اشاره نمایم؛ قانونگذاری در ایران از طریق تقدیم لایحه توسط دولت به مجلس و یا از طریق ارائه طرح توسط نمایندگان صورت می گیرد. در هر دو صورت طرح ها و لوایح ابتدا به کمیسیون تخصصی ارجاع می شود و پس از آنکه در آنجا به تصویب رسید به صحن علنی ارجاع می شود و در صحن علنی نیز پس از اظهار نظر موافقان و مخالفان رای گیری بعمل می آید و اگر آن طرح یا لایحه رای لازم را آورده و به تصویب شورای نگهبان رسید به قانون تبدیل می شود. با توجه به این که دو دوره عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بوده ام ،لاجرم در همه طرح ها و لوایحی که به این کمیسیون ارجاع می شد در نقش موافق و یا مخالف تاثیر گذار بوده ام. در صحن علنی نیز در مواردی که طرح و یا لایحه ای از اهمیت بالائی برخوردار بوده به عنوان موافق و یا مخالف صحبت می کردم. بارها نیز شخصا طرح های مهمی را ارائه داده ام که بعضی از آنها به تصویب رسیده است. مهمترین طرح ها و لوایح مورد اشاره که در حال حاضر حافظه ام یاری می دهد به آنها اشاره نمایم عبارتند از: لایحه مربوط به تعریف جرم سیاسی ،لایحه اصلاح قانون انتخابات ،لایحه اصلاح قانون مربوط به اختیارات ریاست جمهوری ،طرح اصلاح موادی از قانون مجازات اسلامی ،طرح اصلاح قانون مربوط به دیوان محاسبات برای پاسخگو کردن این نهاد ،طرح تقویم و اظهار دارائی مسئولان جمهوری اسلامی ،طرح اصلاح قوانین سازمان صدا و سیما ،طرح جلوگیری از آدمکشی قانونی ،طرح مربوط به ممنوعیت بیش از یک شغل برای اعضای شورای نگهبان و موارد متعدد دیگری هم هست که هم اکنون حضور ذهن ندارم.
خبرنگار مير: دو دوره نمايندگي شما مصادف بود با روي كار آمدن دو دولت متفاوت. بهتر است در اين رابطه چند پرسش از شما داشته باشم. يكي از تند ترين و جدي ترين انتقاد هاي شما در دولت اصلاحات زماني بود كه خواستيد به وزراي كابينه دوم خاتمي راي بدهيد. شما در زمان راي گيري نطقي در مجلس داشتيد كه بسيار حاشيه ساز بود. شما در بخشي از ان نطق گفته بوديد: “در جمع وزراي معرفي شده كساني حضور دارند كه پيش از دوم خرداد سال 76 و پس از آن كارنامه درخشاني از خود برجاي نگذاشتهاند، وزيراني حضور دارند كه وزارتخانه و سازمان متبوع خويش را ظاهراً تيول خود و گوشت قرباني پنداشته و در مواردي به دوستان و خويشاوندان خود سهمي را عطا كردهاند.” آقاي اعلمي ! آيا چنين نطق هايي باعث گرديد كابينه دوم دولت خاتمي رويه خود را تغيير دهد و يا اين كه در روي همان پاشنه چرخيد؟
اعلمی: در آن روزها غرور اغلب اشخاص موسوم به اصلاح طلب را فراگرفته بود و اگر دولت و مجلس مدعی اصلاح طلبی به نطق مورد اشاره شما و انتقادات و هشدارهای مشفقانه آن روزها و پس از آن توجه کرده و رویه خود را تغییر می دادند ،جنبش اصلاح طلبانه مردم این گونه فلج و زمین گیر نمی شد و اصلاح طلبان هم به حاشیه رانده نمی شدند!لذا به قول شما در روی همان پاشنه چرخید تا اینکه از این فضای بلبشو پدیده ای به نام احمدی نژاد نصیب مردم شد.
خبرنگار مير: وزارت نفت چه در زمان دولت كنوني و چه در دوره اصلاحات هميشه از وزارتخانه هاي جنجالي بوده است. شما نيز از جمله نمايندگاني در مجلس بوديد كه نگاهي انتقادي نسبت به آن داشتيد. يادم مي آيد شما و برخي ديگر از نمايندگان مجلس در مورد شركت استات اويل و بحث هايي كه در مورد پرداخت رشوه از سوي اين شركت مطرح شده بود، پرسش هايي از وزير نفت كرده بوديد و حتا بعدها قضيه كرسنت كه جنجال زيادي به پا كرد از نكاتي بود كه عملكرد وزارت نفت را با اما و اگر هاي فراواني روبرو كرد. پي گيري هاي شما در دوره نمايندگي تان در اين باره چه نتايجي به دنبال داشت؟آيا اصولن نتايجي را عايد شما به عنوان نمايندگان خانه ملت كرد؟
اعلمی: در مجلس ششم در رابطه با پرونده استات اویل سوالی را از وزیر نفت طرح کردم که دو نفر دیگر از همکارانم هم آنرا امضاء کردند ،اما به دلیل کارشکنی هیات رئیسه این سوال در دستور قرار نگرفت و وقتی با اصرار زیاد بنده مواجه شدند برای ناکام ماندن این سوال یک نفر از اعضای کمیسیون انرژی را هم تحریک کردند که به طور صوری در همین زمینه سوالی را مطرح کند و هنگامی که بنده اصرار کردم که سوالم در صحن علنی مطرح شود به بهانه این که فرد دیگری هم در نوبت قرار دارد تا پایان دوره امکان طرح سوال را فراهم نکردند. سوال کننده مذکور پس از پایان مجلس ششم به جمع مشاوران وزیر نفت پیوست! با این وصف با توجه به تغییر ترکیب مجلس هفتم که اکثریت اعضای هیات رئیسه آن از حیث سیاسی با زنگنه و رفسنجانی همسو نبودند ،سوالاتم از وزرای نفت و اطلاعات در همان سال نخست مجلس درباره پرونده استات اویل در صحن علنی مطرح شد اما این بار کمیسیون انرژی گزارش آن را کاملا جانبدارانه تهیه و قرائت کرد! در رابطه با پرونده کرسنت هم وزیر اطلاعات را به مجلس فراخواندم که وی در کمیسیون امنیت ملی قول داد که در صورت دستیابی به نتایج قطعی آنرا به بنده هم گزارش نماید ،اما تا پایان دوره هفتم از نتایج بررسی های به عمل آمده در مورد صحت و سقم ادعاهای مطرح شده خبری بدست نیامد. در واقع این قبیل پیگیری ها که جزء وظایف نظارتی مجلس و نمایندگان است مهمترین تاثیرش حساس و معطوف کردن افکار عمومی به مفاسد احتمالی و برانگیختن واکنش مردم نسبت به آن است. البته این گونه پیگیری ها زمانی موثرتر و نتیجه بخش تر است که پس از طرح سوال توسط نماینده سوال کننده در صحن علنی مجلس ،از سوی کمیسیون ذیربط نیز گزارش مربوطه تهیه و جهت اطلاع مردم از تریبون رسمی مجلس قرائت شود. اما واقعیت این است که با توجه به وابستگی شدید اغلب رسانه ها و همچنین نمایندگان مجلس به اشخاص ذی نفوذ ،این گونه پیگیری ها برخلاف جوامع مدنی که به دنبال مبارزه جدی با مفاسد هستند ،نوعا مهجور و از دید افکار عمومی پنهان می ماند.
خبرنگار مير: آقاي اعلمي سال گذشته با آقاي مهندس ياوري(عضو كميسيون انرژي مجلس) گفتگويي داشتم و از ايشان پرسيدم كه آيا اعتقادي به مافياي نفت داريد؟ و ايشان اين قضيه را به شدت تكذيب كرد. از سويي ديگر هواداران آقاي احمدي نژاد پيش از روي كار آمدن دولت ايشان همواره بر وجود اين مافيا تاكيد داشتند كه البته پس از آمدن دولت عدالت محور اين مباحث به نوعي به حاشيه رانده شد و به يكباره داستان پايان يافته تلقي گرديد. مي خواهم از جنابعالي به عنوان نماينده اي كه هميشه پيگير اين مسائل بوده ايد بپرسم: آيا چيزي به عنوان مافياي نفتي وجود داشته است و اگرمافيا وجود داشته اكنون در چه مرحله رشدي قرار دارد و اگر هم نبوده اصولن چرا چنين مباحثي طرح گرديده است؟
اعلمی:بستگی به تعریف شما از مافیای نفتی دارد ،اگر هر گونه فعالیت اقتصادی و سیاسی را که از طریق دلالی و بده بستان های پنهانی و اغلب انحصاری شبکه های نقابدار و در عین حال منسجم و مستقل از قانون و روش های مرسوم در جامعه صورت گرفته و اعضای شبکه همچون شبکه مخفی خلافکاران سیسیلی خودش خودش را اداره کرده و پیوسته از طرف چند حامی سیاسی هم حمایت و در عین حال با به خطر افتادن اقتصاد و آلوده و فاسد شدن نظام مدیریتی نیز همراه است ،مافیا بنامیم ،بخشی از مناسبات اقتصادی در کشور ما بصورت مافیائی اداره می شود و فعالیت های نفتی هم از این قاعده مستثنی نیست. یک نمونه کوچک آن که لو رفته همان پروژه مربوط به پرونده های استات اویل و کرسنت است. قاچاق فراورده های نفتی هم تحت حمایت و پوشش همین مافیا صورت می گرفت و می گیرد. واردات و صادرات بسیاری از کالاها هم نظیر دخانیات ،پارچه ،زعفران ، دارو و زیره هم بصورت مافیائی صورت می گیرد.
خبرنگار مير: شما هشت سال عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شوراي اسلامي بوده ايد. به نظر شما سياست خارجه دولت آقاي خاتمي موفق تر بود يا دولت آقاي احمدي نژاد؟ مي خواهم براي شروع در همين رابطه به يك مقايسه عيني اشاره كنيد و به عنوان نمونه در مورد وضعيت انرژي هسته اي و ميزان قدرت دولت ايران در اين باره وحفظ منافع ملي در اين دو دوره بپردازيد.
اعلمی: به هیچیک نمی توان بصورت مطلق نگاه کرد و آنرا مستقل از زمان و مکان مورد ارزیابی قرار داد ،زیرا سیاست خارجی دولت خاتمی مربوط به دوره ای است که تهدیدات بین المللی از ماهیتی کاملا متفاوت برخوردار بود و خاتمی تا حدودی توانست از دامنه تهدیدات خارجی بکاهد اما نتوانست از فرصت های پیش آمده استفاده حداکثری نماید و ما پیوسته در مرحله امنیت در جا زدیم. در مواردی هم سیاست خارجی دولت خاتمی کاملا تدافعی و منفعلانه و از موضع ضعف و عقب نشینی بود ،با این وصف نوع نگاه دنیای مدرن به ایران تا حدود زیادی بهبود یافت و از اعتبار و منزلت ویژه ای برخوردار شد. اما در دوره احمدی نژاد سیاست خارجی ما تهاجمی و در مقاطعی پرخاشگرانه بود. در دوره احمدی نژاد جمهوری اسلامی درجهان مدرن منزوی و گاه تحقیر شد اما در نزد مسلمانان از محبوبیت و منزلت نسبتا بالائی برخوردار گردید. نتیجه سیاست های خارجی احمدی نژاد در مواردی معطوف به گسترش تهدیدها و تبدیل فرصت ها به تهدیدات بوده است. در دوره اخیر پایداری دولت احمدی نژاد در برابر فشارهای خارجی و در دفاع از حقوق هسته ای که با جار و جنجال و هوچيگري و افراط کاری های ناشیانه ،غیر دیپلماتیک و بدون منطق همراه بوده ،منجر به پیشرفت هائی در زمینه هسته ای شد و هزینه های مادی و معنوی زیادی را هم به مردم و کشور تحمیل کرد ،لذا ارزیابی دقیق نتایج این مقاومت مستلزم مقایسه هزینه ها و فوائد ناشی از توسعه فعالیت های هسته ای است. اگر از واکنش های فعالانه و تهاجمی احمدی نژاد در زمینه هسته ای صرفنظر کنیم در مواردی هم سیاست خارجی وی از موضع عقب نشینی و انفعال بوده است ، سیاست ایران در قبال دریای خزر نمونه روشن این ادعاست. این واقعیت را هم باید در نظر داشت که بخش قابل توجهی از تصمیمات و سیاست خارجی ما هم در دوره خاتمی و هم در دوره احمدی نژاد تصمیم دولت به مفهوم حاکمیت و نظام بوده است ،نه تصمیمات قوه مجریه و روسای جمهور و وزرای خارجه آنان.
خبرنگار مير: آقاي موسويان كه يكي از هدايت گران مهم مذاكرات هسته اي به شمار مي رفت با اتهامات سنگيني از سوي دولتمردان جديد روبرو گشت و گروه جديد مذاكره كننده شيوه ي ديگري براي اين مذاكرات در پيش گرفت. از نگاه شما قصه آقاي مو سويان (كه گويا چندي است سروصدايش تا حدودي فروكش كرده است) تا چه حد جدي بوده و منافع ملي ايران در اين قضايا تا چه اندازه و چهارچوبي رعايت گرديده است، به ويژه ان كه از نگاه برخي كارشناسان ، قصه گروه پيشين مذاكره كنندگان و مذاكراتي چون سعدآباد در پرده ابهام قرار دارد؟
اعلمی:با توجه به گزارش های وزیر اطلاعات و اصرار برخی از اشخاص در متهم کردن موسویان ،هنوز ابعاد مختلف مربوط به پرونده موسویان و اتهاماتی که به او وارد شده برای من نیز مبهم است و یقین دارم که اگر عقبه قوی و حامی موسویان نبود ،آغاز و پایان این پرونده کاملا متفاوت بود! واقعیت این است که مذاکرات سعد آباد برای من نیز قابل توجیه نبود و در همان زمان نیز موضع گرفته و وزیر امور خارجه را برای ادای توضیح به مجلس فراخواندم.
خبرنگار مير: شما در دوره نمايندگي تان در گفتگو با عصر ايران گفته بوديد:” در گذشته هاي نه چندان دور حتا سخن گفتن از رابطه با كشورهايي نظير مصر، عربستان و كشورهاي اقماري ريز و درشت آمريكا در منطقه نيز از “كفر ابليس” بدتر تلقي مي شد اما اكنون وضعيت متفاوت شده و براي تحقق اين منظور حتا فرش قرمز نيز پهن كرده ايم. پس دير يا زود روابط دو كشور ايران و آمريكا هم سرنوشتي را پيدا خواهد كرد كه روابط بين ايران و عربستان پيدا كرده است.” به نظر شما آيا شرايط پديد آمدن اين سرنوشت شكل گرفته است؟آيا اين سرنوشت را دولت احمدي نژاد رقم خواهد زد و يا دولت هاي بعدي؟
اعلمی:احمدی نژاد با رفتارهای متناقض و در پیش گرفتن سیاست “با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن” و توسل به تهدید و پرخاش و استغاثه و نامه نگاری و دعوت به مناظره تلاش کرد که در این زمینه پیشگام شود اما به دلیل بی اعتمادی های ایجاد شده و رفتارهای متناقض وی تا کنون در این رابطه موفق نشده است.
خبرنگار مير: آمدن باراك اوباما تا چه حد مي تواند مسير سياست خارجه ايران را دچار تغيير و تحول نمايد؟
اعلمی:با به قدرت رسیدن اوباما و حزب دموکرات در آمریکا و خصوصا با توجه به عزم اوباما برای مذاکره بدون پیش شرط با ایران ،کاهش دامنه مناقشات و حتی بهبود روابط میان ایران و امریکا امری متصور است ،مشروط بر این که تصمیم گیران اصلی جواز آنرا صادر نمایند.
خبرنگار مير: تصمیم گیران اصلی چه کسانی هستند؟
اعلمی:با توجه به این که بعضی ها مذاکره و رابطه با آمریکا را از مصادیق سیاست های کلی نظام قلمداد می کنند ،در این صورت تحقق آن در گرو کسب مجوز ازمقام رهبری است.
خبرنگار مير: فجايع و جنايات غزه و موضع دولت كنوني را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ به نظر مي رسد از يك سو سياست هاي رسمي دولت و از سوي ديگر سياست هاي غير رسمي هوادان دولت در اين رابطه باعث بروز واكنش هايي ناهماهنگ گرديده است تا جايي كه برخي اتخاذ كنندگان سياست غير رسمي كه تريبون هاي قدرتمندي نيز در دست دارند براي افرادي چون حسني مبارك حكم اعدام صادر مي نمايند.
اعلمی:تحولات اخیر غزّه گرچه چهره زشت و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی را در نزد افکار عمومی جهان بیش از گذشته آشکار و زمینه همدردی هرچه بیشترمردم جهان نسبت به مردم بلا دیده و مظلوم فلسطین را فراهم ساخت و هرچند که اسرائیل در رسیدن به اهداف اصلی خود یعنی انهدام نیروی مقاومت و مشوّه کردن چهره مبارزان حماس ناکام ماند ، اما تلفات انسانی و خسارات مادی جبران ناپذیری را هم به مردم غزّه و سرزمینشان وارد ساخت. کشته شدن یک هزارم جمعیت یک سرزمین و آواره و معلول و مصدوم شدن بیش از این مقدار و ویرانی غزّه و زیر ساخت های آن تحوّل میمون و مبارکی نیست تا موجب پایکوبی و شادی ما و یا هر انسان دیگری شود. از طرفی سیاست خارجی ما نیز مملو از افراط و تفریط و پارادوکس است. دیپلماسی مطلوب باید معطوف به تبدیل تهدیدها به فرصت ها باشد و یا حداقل اجازه ندهد که فرصت ها به تهدید مبدّل شوند ،از آنجا که سیاست خارجی ما فاقد راهبرد تدوین شده می باشد و از تعادل و منطق قوی که در همه ابعاد آن متضمن منافع ملی ما باشد برخوردار نیست از این رو گاهی تحت تاثیر خواست و اراده اشخاص و یا شانتاژ گروههای فشار و شور آفرینانی قرار می گیرد که شور آفرینی آنان الزاما مبتنی بر شعورنیست. تهدید حسنی مبارک هرچند که از ناحیه افراد غیر رسمی صورت گرفت اما تاثیر منفی آن علیه کشورمان غیر قابل انکار است. رویکرد مردم ایران به سرنوشت مردم غزّه دو وجه دارد که وجه نخست آن بشر دوستانه است و مانند مردم سایر نقاط از این که یک ملت توسط یک رژیم متجاوز و ظالم قتل عام می شود دلشان به درد می آید .
وجه دوم ناظر به باور و اعتقادات دینی آنان است و ازاین که مسلمانان فلسطین و مردم غزّه و قدس شریف به عنوان قبله اول آنان هردو در چنگال رژیم صهیونیستی اسیر شده است دلریشند و به همین سبب در تمام مصائبی که متوجه مردم این منطقه می شود خود را شریک غم آنها می دانند و آرزو می کنند که روزی شاهد اخراج اشغالگران از سرزمین مردم فلسطین باشند و سرنوشت کشور فلسطین بصورت دموکراتیک و توسط خود مردم بدون دخالت خارجیان تعیین شود. از این رو دولت ما و سایر دولت ها حق ندارند که دایه مهربانتر از مادر باشند و اگر مردم فلسطین به این نتیجه رسیدند که به روش مسالمت آمیز مشکلات خود را برطرف نمایند ، هرگونه تحریک و دخالتی که به آتش جنگ و خونریزی در منطقه دامن بزند ظلم در حق مردم فلسطین است و دولت جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
برای ارزیابی میزان موفقیت سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که آن را با میزان موفقیت دیپلماسی کشور ترکیه و نتایج ناشی از واکنش اخیر اردوغان نخست وزیر این کشور در قبال اسرائیل و شیمون پرز رئیس جمهور رژیم صهیونیستی مقایسه کنید!
خبرنگار مير: بازگرديم به دوران نمايندگي شما و چند پرسش در اين زمينه:شما زماني كه صلاحيتتان براي رياست جمهوري رد شد از آقاي خاتمي به اين دليل كه ميان ردصلاحيت شدگان تبعيض قائل شده بود و با تاييد مهرعليزاده و معين از سوي شوراي نگهبان حكايت ساير افراد رد شده(از جمله شما) را به فراموشي سپرده بود، به شدت انتقاد كرده بوديد كه:”او اگر رييس جمهور بود اين وضعيت پيش نمي آمد. ” به نظر شما آقاي خاتمي چگونه رييس جمهوري بود؟ آيا عملكرد هشت ساله دولت ايشان قابل دفاع است يا خير؟
اعلمی: رئیس جمهور ایران طبق اصل 113 قانون اساسی مسئولیت اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد و طبق اصل 121 همین قانون در پیشگاه قران سوگند یاد می کند که پاسدار قانون اساسي باشد و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسئوليتهايي كه بر عهده گرفته است بكار گيرد و خود را وقف خدمت به مردم ،پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازد و از آزادي و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند.حق انتخاب شدن از حقوق اجتماعی است و قانون اساسی آنرا محترم شناخته است. از این رو وقتی که تعدادی از کاندیداهای ریاست جمهوری بدون دلیل توسط شورای نگهبان رد صلاحیت می شود ،رئیس جمهور بر اساس سوگندی که ایراد کرده است موظف است بدون تبعیض از حقوق همه این افراد دفاع کند در غیر این صورت به وظایف و مسئولیت های ریاست جمهوری عمل نکرده است. زمانی که از میان آن همه رد صلاحیت شده همه دغدغه خاتمی معطوف به رد صلاحیت دو نفراز کارگزاران خود می شود و پس از تائید آنها ابراز خشنودی کرده و پایکوبی می کند و اعلام می کند که با تائید صلاحیت این دو، همه مشکلات مرتفع شد ،به عقیده من چنین فردی به وظایف ریاست جمهوری خود عمل نکرده است و بود و نبودش یکسان است. از طرفی با وجود احترامی که برای آقای خاتمی قائلم اما معتقدم که خاتمی و دولت وی با فرصت سوزی ،در حق طیف وسیعی از مردم جفا کرد و نتوانست اصلاحات را در جامعه نهادینه نماید و لذا امید مردم را به ناامیدی مبدّل ساخت که نتیجه اش گرفتار شدن مردم در دستان دولت احمدی نژاد و هوادارانش است. آقای خاتمی شخصیتی فرهنگی است و روحیات خاص خود را دارد و نباید بیش از ظرفیتش از او انتظار داشت.
خبرنگار مير: شما در همان زمان گفته بوديد كه :”كلكسيوني شامل كمتر از دويست نفر در كشور تمام قدرت را در اختيار خود گرفته اند و اجازه حاكم شدن مردم را با توسل به مرزبندي هاي كاذب سياسي ندادند.” مي خواهم بپرسم اين كلكسيون شامل چه افرادي بود؟آيا هنوز هم اين كلكسيون وجود دارد يا خير؟ آيا خانه تكاني آقاي احمدي نژاد در بخش دولتي توانسته اين حلقه به توصيف شما 200 نفره را بشكند؟
اعلمی: العاقل یکفی بالاشاره ،از این رو نیازی به تعیین مصادیق نمی بینم و ضمیر مرجع خود را خواهد یافت .از اعضای شاخص این کلکسیون همچنان در قدرت حضور دارند. احمدی نژاد تا حدودی توانست این حلقه را بشکند اما با به قدرت رسیدن وی از یکسو بخشی از اعضای کلکسیون مورد اشاره قویتر شده اند و از سوي ديگر طبقه جدیدی هم به این کلکسیون اضافه شده است. شیوه خانه تکانی احمدی نژاد باعث شده تا این ضرب المثل دوباره ورد زبان مردم شود که می گوید سال به سال دریغ از پارسال!
خبرنگار مير: آقاي اعلمي برخي منتقدان شما اعتقاد دارند كه جنابعالي چه در دوران نمايندگي تان و چه پس از آن ،با اتخاذ برخي سياستها به نوعي از هويت طلبان و قوميت خواهان حمايت كرده ايد. حتا گروهي مي گويند بر اساس شنيده ها شما با برخي پان تركيست ها در ارتباط هستيد. بسيار مايلم از كسي كه چند سال براي حفاظت از شرف و آرمان هاي يك ملت در جبهه هاي جنگ بوده و اكنون جانباز 45 در صد است بپرسم :شما چه واكنشي براي اين گفته ها داريد؟
اعلمی: از شما چه پنهان که حتی برخی از افراد مغرض و کج اندیشی که نمی توانستند نقطه ضعفی از بنده بدست آورده و با دستاویز قرار دادن آن به تخریب حقیر بپردازند بارها مرا به خاطر دفاع از حقوق طبیعی و قانونی اقوام ایرانی به تجزیه طلبی هم متهم کردند. واقعیت این است که بنده هویت خواهی و هویت طلبی را موضوع قابل دفاعی می دانم ،چنانکه قانون اساسی هم آن را به رسمیت شناخته است. من معتقدم که ایران سرزمینی مشاعی است و ملت ایران مرکب از اقوام مختلف با زبان و ذائقه های مختلف فرهنگی است که کم و بیش دارای تاریخ و سرنوشت و اهداف و آرمان های مشترکی می باشند و همه آنها نیز پذیرفته اند که علیرغم پاره ای از تفاوت های فرهنگی و زبانی و حتی دینی باید در چارچوب مرزهای منطقه ای جغرافیائی به نام ایران با یکدیگر به صورت مسالمت آمیز زندگی کنند و در غم ها و شادی های هم شریک باشند. بنابراین حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران به عنوان یک ضرورت غیر قابل اجتناب ،ملازم با حفظ وحدت و همبستگی ملی است و این حاصل نخواهد شد و در صورت حصول پایدار باقی نخواهد ماند مگر این که فرهنگ و تاریخ و زبان و موسیقی ومذهب و مسلک همه اقوام ایرانی مورد احترام واقع و عملا به رسمیت شناخته شود. به این اعتبار بنده خود را یک آذربایجانی ایرانی می دانم همچناکه برادر و خواهر کرد و بلوچ و ترکمنی و قشقائی و عرب و فارس و نظایر آن هم خود را کرد و بلوچ و ترکمنی و قشقائی و عرب و فارس ایرانی می دانند. اما برخی سیاست های غلط و برخوردهای افراط آمیز که منتهی به تضییع حقوق اقوام مختلف می شود ،باعث گردیده تا اقوام و اقشار مختلف به جای این که خود را جزئی از ملت یکپارچه ایران بدانند ،تنها بر خصائص فرهنگی و زبانی خود اصرار ورزیده و خویش را در ایران بیگانه فرض نمایند.از طرفی هر نماینده در برابر قران سوگند یاد می کند که از حقوق ملت و قانون اساسی دفاع نماید ،یکی از حقوقی که در قانون اساسی برای اقوام مختلف به رسمیت شناخته شده است مفاد اصول 15 و 19 قانون اساسی است ،بنده به این اعتبار نیز ملزم به دفاع از حقوق موکلین خود بوده ام .وانگهی پان ترک و پان فارس و پان کرد و پان .. تنها زمانی خطرناک و غیر قابل دفاع است که از آن برتری نژادی استنباط و به مفاهیم ستیزه جویانه و جنگ طلبانه و تفرقه آمیز تبدیل شود ،اما اگر تعبیر پان ناظر به طرفداری منطقی از یک فرهنگ و زبان خاص و جلوگیری از میرائی آن با احترام به دیگر زبان ها و فرهنگها باشد می تواند مفهوم ارزشمندی باشد. باز تاکید می کنم که من یک آذربایجانی ایرانی هستم و برای همه اقوام ایرانی احترام قائلم و تلاش می کنم که آحاد ملت به حقوق فطری و قانونی خود نائل آید اما یقین داشته باشید که ما برای وصل کردن آمدیم / نی برای فصل کردن آمدیم.
خبرنگار مير: يكي از طراحان اصلي طرح عدم كفايت رييس جمهوري كنوني كه سر و صداي زيادي به پا كرد شخص شما بوديد. اصولن به چه دليل اين طرح به ميان كشيده شد وسپس نيمه كاره رها گرديد؟
اعلمی: طبق قانون اساسی سوال از وزرا و رئیس جمهور از اختیارات نمایندگان است. با توجه به مشکلات فراوان ناشی از عملکرد احمدی نژاد و دولت وی طرح سوال از رئیس جمهور را در 16 بند و بصورت کارشناسی شده تهیه کردم که بیش از 50 نفر از نمایندگان هم آن را امضاء کردند اما بنا بر ملاحظاتی تعدای از آنان مایل نبودند که قبل از فراخواندن رئیس جمهور به مجلس اسامی آنان افشاء شود لذا بنده نیز تنها اسامی 30-40 نفر از امضاء کنند گان را به رسانه ها ارائه دادم. علت عقیم ماندن این طرح هم کارشکنی های عوامل دولت در مجلس ،تهدید و تطمیع و ترس نمایندگان و عدم همراهی آنان با امضاء کنندگان سوال از رئیس جمهور بود زیرا همچنان که می دانید برای احضار رئیس جمهور به مجلس حداقل باید یک چهارم کل نمایندگان مجلس یعنی حدود 72 نفر از نمایندگان طرح سوال را امضاء نمایند که علیرغم چهار ماه تلاش و اصرار بنده برای فراخواندن رئیس جمهور به مجلس متاسفانه این طرح ناکام ماند اما اگر مجلس واقعا مجلس بود حتا طرح عدم کفایت احمدی نژاد را هم به تصویب می رساند.
خبرنگار مير: گويا پس از عدم تحقق اين طرح و سخنراني شما در زنجان ، مخالفانتان شمشيرها را از رو بستند. فكر مي كنيد چرا اين سلسله اتفاقات به وقوع پيوست و رسانه هاي هوادار دولت به شدت درباره اين قضايا عكس العمل نشان دادند؟آيا پي گيري هاي قضايي شما به نتيجه اي رسيده است؟
اعلمی:خودتان به خوبی می دانید در کشوری که صدای مخالف و منتقد مشفق را به هیچوجه بر نمی تابد ،تحمل یک نماینده منتقد در مجلس که پیوسته از تریبون رسمی به طرح انتقادات خود می پردازد و مسئولان را به مجلس فراخوانده و اصطلاحا مو را از ماست بیرون می کشد برای تشنگان قدرت بسیار دشوار است. تحمل چنین نماینده ای در یک حوزه انتخابیه برای فرعون كوچك آن منطقه که به کمک حواریونش خون مردم را می خواهند در شیشه کرده و در شئونات مختلف زندگی مردم دخالت کنند هم بسیار دشوار است ،از این رو از مدتها پیش به دنبال بهانه ای برای حذف بنده از مجلس بودند و حتا یکی از نیروهای اطلاعاتی که در مجلس تردد دارد پیشاپیش(حداقل 6 ماه قبل از ایجاد فتنه مربوط به سخنرانی زنجان) از روی خیرخواهی به من گفته بود که چنین تصمیمی وجود دارد و برخی از کانون های قدرت فقط مترصد یافتن یک فرصت هستند تا افکار عمومی را برای رد صلاحیت حقیر توجیه و اقناع کنند و چه بهانه و دستاویزی بهتر از مقدسات مردم!؟ از این رو پس از سخنرانی بنده در زنجان که در آنجا بر عدم کفایت احمدی نژاد اشاره کرده و گفتم که مجلس اگر مرکب از نمایندگان واقعی ملت ایران بود امروز رای به عدم کفایت احمدی نژاد می داد ،بخشی از سخنان مرا کاملا بصورت ابتر و ناقص بهانه قرار دادند و با تمام توان به کمک عوامل خود در حوزه انتخابیه ام با مشاركت (آقاي) شبستري و در تهران به سرکردگی چهار رسانه ارزشگرا و سه چهار نفر از پادوهایشان در مجلس به مدت یك ماه تمام با توپخانه خود تهمت و افترا را به سویم شلیک کردند ولی این فتنه در نزد افکار عمومی سبب خیر گردید و حتا خودی های فتنه گران نیز اتهامات ناجوانمردانه آنانرا باور نکرند.متعاقب این اقدام غیر اخلاقی از چند رسانه و امام جمعه تبریز شکایت کردم که با گذشت یک سال هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است.
خبرنگار مير: به نظر مي رسد عملكرد 8 ساله شما اين ذهنيت كه اصلاحات تعريف بردار نيست و باعث نوعي ابهام است را دچار ترديد كرده است. چون قرائت تازه و شفاف شما از نوع اصلاحات باعث گرديده صف بندي هاي جديدي درباره نگاه اصلاح طلبي شكل گيرد . از ديدگاه شما چرا بسياري از اصلاح طلبان همچنان از تئوري هاي دهان پركن استفاده مي كنند و هنگام عمل درجا مي زنند؟
اعلمی: اتفاقا بنده معتقدم که اصلاحات تعریف دارد و لیکن در ایران باید بصورت بومی شده و با ذکر مصادیق آن تعریف و تدوین شود و اصلاح طلبان باید دیدگاه خود را در مورد موضوعات و مقولات محل اختلاف و مناقشه به صورت صریح و شفاف تبیین نمایند و این کار شدنی است. اگر نوشته های مرا در وبسایت شخصی ام مطالعه بفرمائید کم و بیش عزم خود را معطوف به تعریف اصلاحات و مصادیق آن کرده ام.
اما متاسفانه در حال حاضر اصلاح طلبی و اصولگرائی به اعتبار دوری و نزدیکی افراد به برخی از اشخاص حقیقی و حقوقي و آن هم براساس سرسپردگی و انقیاد نسبت به این اشخاص وانمود می شود و این بسیار خطرناک است و حاصل آن را می توانید در همین روزمرگی ها و وضع موجود و یا وضعیت حاکم بر دو دوره اقتدار طیف موسوم به اصلاح طلب ملاحظه بفرمائید.
در یادداشت های اخیرم سعی می کنم که این نابسامانی ها را توضیح دهم تا شاید راهکاری پیدا شود.
خبرنگار مير: آيا فكر مي كنيد بازگشت احتمالي خاتمي يا هر اصلاح طلبي در اين شرايط بتواند باعث پديد آمدن دگرديسي هاي اجتماعي و سياسي و حتا اقتصادي در حاكميت گردد؟چون به نظر مي رسد هنوز يك رويكرد شفاف و قوام يافته درباره اصلاح طلبي(از طيف آقاي كروبي گرفته تا حاميان خاتمي و سيد حسين موسوي ) شكل نيافته است و هنوز يك برنامه راهبردي سياسي،اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي و…تعريف و تنظيم نگشته است. شما در اين باره چه نظري داريد؟
اعلمی: آقای خاتمی در طول مدت 8 سال مدیریت خود در سمت ریاست جمهوری امتحان خود را پس داده است. وی همه توان و امکاناتش را بکار برد و در شرایطی که فرصت های طلائی را در پیش روی خود داشت نتوانست کاری انجام دهد و لاجرم به بهانه این که رئیس جمهور یک تدارکاتچی است و اختیاراتش هیچ تناسبی با مسئولیت هایش ندارد(که در جای خود سخن درستی است) قدرت را به احمدی نژاد واگذار کرد. اکنون که شرایط به هیچوجه قابل مقایسه با گذشته نیست و فرصت ها و ظرفیت های 8 سال پس از دوم خرداد 76 قابل برگشت نمی باشد و نهادهای انتصابي بیش از گذشته تقویت شده اند ، در صورت انتخاب خاتمی بطور قطع و یقین وی ضعیف تر و منفعل تر از گذشته ظاهر خواهد شد.اما از سوي ديگر من معتقدم که با به قدرت رسیدن افراد اصلاح طلب و تحول خواه واقعی و خارج از اعضای تکراری و کهنه شده کلکسیون قدرت ،با همین ظرفیت ها و محدودیت های موجود نیز می توان رضایت مندی مردم را فراهم ساخته و کم و بیش در کشور تحول و بقول شما دگر دیسی اجتماعی ایجاد کرد. بنده نیز معتقدم که هیچیک از افرادی که نام بردید هنوز دارای یک برنامه راهبردي سياسي،اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي نیستند و کارنامه و عملکرد تیم آنها نشان داده است که قادر به ایجاد تحول نخواهند بود. اگر به وبسایت شخصی اینجانب مراجعه بفرمائید در این خصوص بطور مستدل و مستند دیدگاههای خود را بیان کرده ام.
خبرنگار مير: آقاي اعلمي آيا شما كانديداي رياست جمهوري خواهيد شد و اگر پاسختان مثبت است آيا فكر مي كنيد در صورت تاييد صلاحيت بتوانيد در اين فضا رقابت كنيد و پيروز ميدان گرديد؟ اگر دراين انتخابات پيروز شويد چه نوع كابينه اي را شكل خواهيد داد؟
اعلمی: اگر مقدمات کاندیداتوری ام فراهم شود ،کاندیدا خواهم شد و با توجه به ظرفیت هائی که وجود دارد تصور می کنم که موقعیتم اگر بهتر از سایر کاندیداها نباشد کمتر از آنها هم نیست. شکست و پیروزی هر یک از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در روزهای آخر تبلیغات و پس از آنکه توانست از تریبون صدا و سیما با مخاطبین خود ارتباط برقرار کرده و برنامه های خود را با مردم در میان بگذارد، مشخص خواهد شد ،زیرا تا قبل از آن، ولخرجی ها و حاتم بخشی های کاندیداها و به عبارت دیگر سرمایه آنهاست که باعث شهرت آنها می شود و تجربه نشان داده است که سرمایه و امکانات همیشه حرف اول را نمی زند. اجازه بدهید نوع کابینه و ترکیب آنرا هم پس از تامین مقدمات و در زمان اعلام برنامه ها اعلام نمایم. یقین بدانید که اگر زمان تشکیل کابینه فرا برسد با توجه به تجربه 30 ساله ام و خصوصا شناختی که در طول 8 سال نمایندگی خود از افراد مختلف و بایدها و نبایدها بدست آورده ام قادرم بهترین کابینه پس از انقلاب را تشکیل دهم.
خبرنگار مير: شما چه در تشکیل دوران نمايندگي تان و چه پس از فارغ شدن از اين مسووليت انتقادهاي تندي به دولت آقاي احمدي نژاد كرده ايد. فكر مي كنيد پاشنه آشيل دولت عدالت محور احمدي نژاد كجاست؟
اعلمی:پاشنه آشیل و یا چشم اسفندیار احمدی نژاد محدود به یک نقطه نیست و نقاط آسیب پذیر متعددی دارد ،اگر از جنبه های مثبت آن صرفنظر نمائیم که صبح تا شام صدا و سیمای جمهوری اسلامی و شخص احمدی نژاد آنرا به شکل کاملا افراطی به خورد مردم می دهند ،سیاست های پوپولیستی و نیز سیاست خارجی وی همراه با خودخواهی و خودشیفتگی احمدی نژاد و بی توجهی وی به مشورت با دیگران ،اغراق گوئی و بزرگنمائی بیش از حد در مورد کارهائی که دولت او انجام داده ،نادیده گرفتن خدمات دولتهای گذشته ، كوتوله پروري و عدم توجه به نظام شایسته سالاری در انتصاباتش از یکسو و بی نظمی و بی برنامگی اقتصادی و تیم ناکارآمدی که بخشی از کارگزاران وی را تشکیل می دهند از سوی دیگر و همچنین گسترش نقض حقوق بشر در دوران حکومت وی ،از نقاط ضعف وی و دولتش به شما رمی آید.دو پدیده کردان و محصولی هم از دیگر پاشنه های آشیل احمدی نژاد است که در کارنامه اش به عنوان نقاط تاریک باقی خواهد ماند. از این رو من بر این باورم که اگر دولت احمد نژاد از حمایت های رهبري و نهادهائی نظیر سپاه وبسيج برخوردار نبود و قیمت نفت نیز بطور بی سابقه ای افزایش نمی یافت و مجلس هم توان مهار او را داشت و اجازه نمی داد که با سرمایه های ملی به تبلیغ خود بپردازد، دولت وی در همان سالهای نخست به قدرت رسیدنش کمر خم می کرد.
خبرنگار مير:به نظر مي رسد آقاي احمدي نژاد در تحقق شعارهاي انتخاباتي اش (به ويژه بخش اقتصادي) تا حدودي ناكام بوده و نتوانسته آن چرا مطرح كرده محقق نمايد. يكي از فرصت هايي كه نصيب دولت مهرپرور اقاي احمدي نژاد شد بالا رفتن قيمت بي سابقه نفت در دهه هاي اخير بوده است. اكنون برخي منتقدان از جمله شما در مورد صندوق ذخيره ارزي پرسش هايي را طرح كرده ايد كه دولتمردان ميزان موجودي در اين صندوق را غير قابل انتشار دانسته اند. به نظر شما نتايج شوك نفتي چه بود و صندوق ذخيره ارزي اكنون در چه شرايطي به سر مي برد؟
اعلمی: در دوره احمدی نژاد موجودی صندوق ذخیره برخلاف قانون به اسرار مگو مبدّل شد و اساسا فلسفه وجودی خود را از دست داد. هنوز هم موجودی صندوق مذکور در هاله ای از ابهام قرار دارد و رقم صحیحی در دست نیست. اقتصاد ما هم یک اقتصاد کاملا وابسته به نفت است و حتی مالیات دریافتی نیز کاملا متاثر از نفت می باشد از این رو با افت شدید قیمت نفت حداقل 85 درصد از اقتصاد کشور تحت تاثیر شوک نفتی قرار خواهد گرفت و اقتصاد پوپولیستی که مبنای سیاست های احمدی نژاد بوده است را تحت الشعاع خود قرار خواهد دارد.
خبرنگار مير:دولت كنوني بارها در بخش اقتصادي ازبالا رفتن آمار و ارقامي پيشرفت و توسعه اقتصادي ياد كرده كه در دوره حاكميت اين دولت به وقوع پيوسته است. همين چندي پيش از نرخ تك رقمي بيكاري در دولت كنوني سخن گفته شده بودو يا وزير كشاورزي از خودكفايي برخي محصولات كشاورزي در آينده نزديك سخن رانده بود و….آيا مي توان روي اين آمارو ارقام حساب باز كرد؟
اعلمی: به هیچوجه . حتی اگر در همین دولت آمار ها و اعداد و ارقام ارائه شده از سوی اشخاص و دستگاههای مختلف را با یکدیگر مقایسه بکنید به تناقض ها و عدم صحت پاره ای از آنها پی خواهید برد.البته در دولت های پیشین هم با آمار به مردم دروغ گفته می شد و دروغگوئی و فریب مردم با توسل به آمار مختص این دولت نیست. اما این دولت در اغراق گوئی ید طولائی دارد و تصور نمی کنم که دولت های قبلی در این مورد به گرد پای احمدی نژاد هم برسند.
خبرنگار مير:به عنوان پرسش آخر عملكرد دولت احمدي نژاد را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
اعلمی: عملکرد دولت خاتمی و هاشمی چنان بد بنظر می رسید که مردم برای رهائی از آن فریب شعارهای احمدی نژاد را خوردند و به او پناه آوردند ،اما علیرغم افزایش بی سابقه فیمت نفت و در نتیجه افزایش درآمد ملی ،عملکرد سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی احمدی نژاد چنان بد بوده است و مردم چنان به تنگ آمده اند که بخش قابل توجهی از مردم دوباره حسرت گذشته را می خورند و چنانکه پیش از این اشاره کردم می گویند سال به سال دریغ از پارسال!
گفتگو كننده:مهدي رفعتي
ماخذ: نشریه میر چاپ اصفهان –شماره 52 (ماه های بهمن و اسفند)